دسته‌بندی نشده

غرور و سرکشی قطره ی آب بد بو ۳

﴿غرور و سرکشی قطره ی آب بد بو﴾:

﴿ بخش دوم﴾:

👈 یک بار دیگر سلام های فجریه و قلبی بنده تقدیم تک تکِ تان باد.

اگر بخاطر داشته باشید، در بخش اول، روزی پای نصیحت و صحبت برادری که نماز نمیخواند، ولی روزه میگرفت، نشستم و نصایح و وصایایم را با او در میان گذاشتم، که بعد ها، این برادر عزیز ما، یک انسان موحد و پرهیزگاری بدر آمد.

در ادامه ی صحبت های قبلی ام به او خطاب کردم:

📍برادر خوبم:

تندرستی، امنیت، خوراک، پوشاک، آب و هوا، همه اینها، نعمتهای بی بدیل الله سبحانه و تعالی هستند که تو از آنها بهره مندی؛

تو تمام دنیا را داری، اما درک نمیکنی که صاحب حیات و زندگانی هستی، ونمیدانی  که الله سبحانه و تعالی نعمتهای ظاهری وباطنی خویش را بر شما فرو ریخته است،

👈 دو چشم، دو پا، دو دست و لب و زبان؛ { فَبِأَیِّ آَلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ } “کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟”

📍آیا این چیزِ کمی است که تو، بر روی پاهایت راه می روی و حال آنکه کسانی هستند که پاهایشان، قطع شده است؟.

📍آیا این، امر ناچیزی است که تو، در حالی به راحتی می خوابی که خواب بسیاری از مردم پریده است؟

📍و آیا این را دست کم گرفته ای که تو، با شکم سیر می خوابی و آب خنک می نوشی؟

👈 حال آنکه کسانی هستند که آب و غذا به آنها نمی چسبد و برایشان گوارا نیست.

در شنوایی خود فکر کن که از ناشنوایی در امان مانده ای.

به بینایی ات بنگر و ببین که چگونه از نابینایی نجات یافته ای.

به پوست خود نگاه کن که چگونه از بیماریهای پوستی همانند پیسی و جذام رهایی یافته ای.

در عقل خود بیندیش که خالق مهربان نعمت عقل را به تو داده و تو دیوانه نشده ای.

👈 آیا حاضری چشمت را از تو بگیرند و در برابر آن به اندازه ی کوه های سر بفلک کشیده ی هندوکش به تو طلا بدهند؟

👈 آیا حاضری شنوایی ات را به ازای مبلغی به اندازه ی کوهها بفروشی؟

آیا راضی می شوی که کاخهای مجلل را به تو بدهند و در عوض زبانت را از تو بگیرند و گُنگ و لال شوی؟

آیا دستانت را با گردنبندهای مروارید معامله می کنی و می پسندی که از آن تو باشند و دستهایت، قطع گردد؟

شکی نیست که نعمتهای فراوانی، تو را به آغوش گرفته است و تو نمی دانی؛ از اینرو ناراحت و غمگین و افسرده زندگی می کنی!

👈 حال آنکه نان گرم و آب سرد و خواب آرام داری و از تندرستی کامل برخورداری..

به آنچه نداری، فکر می کنی و شکر آنچه را که داری نمی گزاری؛

از یک زیان مالی ناراحت هستی در صورتی که کلید خوشبختی در دست توست و گنجینه هایی از خوبیها، استعدادها و نعمتهای مختلف در اختیار داری؛

📍پس بیندیش و سپاس بگزار، در وجود شما نشانه های روشنی از  قدرت الله تعالی است. آیا این قدرت ها را نمی بینی و چشمانت را مانند کوران بسته ای؟

📍درباره ی خودت و خانواده ات، و کار و سلامتی و دوستانت و دنیای پیرامون خود فکر کن، و از جمله ی آنانی نباش که نعمت الله سبحانه وتعالی را می شناسند؛ سپس آن را انکار می کنند.

﴿ بلی میفامُم …….. جان، اما، مه بسیار گناهکار هستم، چِتو میشه؟﴾

عزیز دل من، برادر خوبم!

👈 گذشته ها، گذشته، به یاد آوردن گذشته و غم خوردن به خاطر فجایع آن، حماقت و دیوانگی است و اراده و زندگی فعلی را نابود می کند.

📍عاقلان دوسیه های گذشته را می پیچند و روایت نمی کنند؛ گذشته با طنابهائی  محکم برای همیشه در سلول فراموشی بسته و زندانی می شود و هرگز از بند فراموشی بیرون نخواهد آمد، چون گذشته ها، گذشته و پایان یافته است.

از اینرو نه غم خوردن، آن را باز می گرداند و نه اندوه و ناراحتی، سامانش می دهد؛

📍چون گذشته، دیگر چیزی نیست و وجود ندارد. لذا در کابوس گذشته و زیر چتری که وجود ندارد، زندگی مکن و خودت را از شبح و کابوس گذشته نجات بده، عزیز.

📍آیا می خواهی آب رفته را به جوی باز گردانی و خورشیدی را که غروب کرده، طلوع دهی و نوزادی را که متولد شده، دوباره به شکم مادر بازگردانی و یا شیری را که از پستان چکیده، به درون پستان برگردانی و اشکی را که از چشم بر گونه ها سرازیر شده، به چشم بازگردانی؟!

📍برادر خوب من! این چی زندگی است که تو داری و در غمِ  اینکه تو گنهکاری، نماز را ترک کرده ای، و با نوازش وسوسه های شیطان در گوشهایت، دروازه ی امید بخشایش ذات لایزال را خودت در مقابلت بسته ای؟

👈 پرداختن به گذشته،آشفتگی به خاطر گذشته، سوختن در آتش گذشته و در آستانه ی گذشته افتادن، وضعیت اسفبار و تراژدی وحشتناکی است.

خواندن دفتر گذشته، ضایع کردن زمان فعلی و از بین بردن تلاش و لحظه کنونی است.

الله سبحانه وتعالی، امتهای گذشته و عملکردشان را ذکر کرده وسپس فرموده است: { تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ } “آن، امتی است که گذشته است”.

📍کار، تمام شده و رفته است. از اینرو کالبدشکافی جسد، زمان و برگرداندن چرخهای تاریخ، فایده ای ندارد برادر خوبم.

👈کسی که به گذشته بر می گردد، بسان فردی است که گندم آردشده را دوباره به آسیا می برد و آرد می کند یا مانند کسی است که بُراده های چوب را دوباره اره می نماید.

👈 خوب است که گناهانی که مرتکب شده، جلو چشمانت ظاهر شوند، و تو را بسوی الله تعالی و توبه ی راسخ بازگردانند، و هر باری که خواستی گناه دیگری را مرتکب شوی، بیادت آید که:

﴿ من، بار سنگینی گناهانی بر شانه ام دارم، چگونه دوباره بسوی گناهان ویران کن، رو آورم؟﴾

👈 فقط یاد گناهان گذشته، برای ایجاد خوف از الله تعالی چیز بدی نیست، اما اگر تو بخاطر گناهان گذشته، نا امید شوی، این یکی از تلبیس های خیلی خطرناک شیطان است عزیز من.

شاید دلت شود گریه کنی ولی توبه نه!

از قدیم به کسی که برای گذشته می گرید، گفته اند:

📍با گریه تو، مردگان از گورهایشان بیرون نخواهند آمد.. همچنین گفته شده که به خر گفتند: چرا نشخوار نمی کنی؟ گفت: دروغ گفتن را دوست ندارم.

👈مشکل ما این است که از پرداختن و سامان دادن به زمان فعلی خود ناتوان هستیم و خود را به گذشته مشغول می نماییم؛

کاخهای زیبای خود را فراموش کرده، برای مشتی خاک و تپه ای از بین رفته مرثیه سرایی و سوگواری می کنیم.

📍اگر همه انسانها و جنها برای باز گرداندن گذشته دست به دست هم دهند، نمی توانند آن را بازگردانند؛ چراکه این کار، محال است.

مردم به پشت سر و عقب نگاه نمی کنند؛ چون باد به سمت جلو می وزد و آب، رو به جلو جریان دارد و قافله، به سوی جلو حرکت می کند. پس تو هم با سنت و قانون حیات، مخالفت نکن.

👈 عزیز دل من! امروز ، فقط امروز!

چون صبح کردی، منتظر شام مباش؛ گویا فقط امروز زندگی خواهی کرد، نه دیروزی که با خوب و بدش تمام شده و نه فردایی که هنوز نیامده است.

📍امروز فقط روز توست؛ عمر تو، فقط یک روز است؛ پس ذهن و خاطرت را فقط به زندگی امروز معطوف بدار؛ گویا امروز بدنیا آمده ای و امروز خواهی مرد.
📍اگر چنین باشی، دیگر زندگی تو در میان خاطرات تلخ و اندوه و ناراحتی گذشته و میان توقع آینده و شبح ترسناک و خیزش وحشتناک آن از هم نخواهد پاشید.

👈 توجه و تلاش و ابتکار خود را فقط صرف امروز بگردان. پس امروز باید نمازی درست و خاشعانه بخوانی و با تدبر، قرآن را تلاوت کنی؛ با حضور دل به ذکر بپردازی، کارها را سنجیده انجام دهی، اخلاقِ زیبا ارائه نمایی، به بهره و قسمت خویش راضی باشی، به ظاهر خود توجه نمایی و به جسم و تن خویش اهتمام بورزی و به دیگران فایده برسانی برادر خوب من.

👈 ساعتهای امروز را تقسیم کن و از دقیقه های آن به اندازه ی سالها و از ثانیه های آن به اندازه ی ماهها استفاده کن؛

امروز نهال خوبی، نیکی، و مهر بکار و کارهای زیبا انجام بده.

از پروردگارت آمرزش بخواه و پروردگارت را به یاد آور و برای سفر از این جهان، خودت را آماده کن.

بدین سان امروز با شادمانی و سرور و در امنیت و آرامش زندگی بسر می نمایی و از روزی و همسر و فرزندان و شغل خود و از خانه و دانش و جایگاه خود راضی خواهی بود.

👈 یک جمله باید بر لوح قلبت نقش ببندد؛ این جمله را در دفتر خود با خط درشت بنویس و آن اینکه:

(امروز فقط امروز).

📍اگر امروز نان گرم و گوارا بخوری، آیا نان خشکی که دیروز خورده ای یا نانِ فردا که هنوز معلوم نیست چه باشد، به تو زیانی می رساند؟

بخش های بعدی این مضمون زیبا را از این صفحه از یاد نبرید!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن