دسته‌بندی نشده

غرور و سرکشی قطره ی آب بد بو ۶

﴿غرور و سرکشی قطره ی آب بد بو﴾:

﴿ بخش ششم﴾:

انسانی که پنج وقت در روز، سر بسجده نمیگذارد؛ در زندگی آنقدر غرق و مصروف است که قرآن را در روز اقلاً یکبار باز نمیکند، از حدیث و سنت روزانه نمی آموزد، و به چیز های دیگری خودش را مصروف کرده است، در حقیقت، یک انسان مغرور، متکبر و بی باک است.

غرور و تکبر روزنه ی را در قلب برای ورود شیطان باز میکند، و همان درد کشنده‪ای است که ابلیس را از آسمان به زمین فرود کشید.

{قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ} [اعراف:۱۲]

«(خداوند به او) گفت: چه چیز تو را باز داشت از اینکه سجده ببری، وقتی که من به تو دستور (تعظیم و تواضع برای آدم) دادم؟ (ابلیس از روی عناد و تکبر پاسخ) گفت: من از او بهترم چرا که مرا از آتش آفریده ای و او را از خاک. (و آتش کجا و خاک کجا!)»…

مردم «عاد» به خاطر قدرت و امکانات خود دچار غرور گردیدند و می گفتند:

«کیست که از ما قوی‪تر باشد» به همین خاطر زمینه ذلت دنیا و آخرت خود را فراهم نمودند.

در غزوه‪ ی حنین یاران رسول کریم صلی الله علیه وسلم به خاطر فراوانی خود دچار غرور شدند، و گفتند:

«امروز به خاطر فراوانی تعداد خود دچار شکست نخواهیم شد»

اما دچار شکستی تلخ گردیده و مجبور به عقب‪نشینی شدند.

به همین جهت است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم از تکبر و غرور به ذات پاکِ الله سبحانه و تعالی پناه می برد.

انسان مسلمان از تکبر و خودپسندی دوری می کند و تلاش می نماید که هیچ‪گاه به این بیماری خطرناک که مانع حرکت او به سوی کمال است، مبتلا نگردد.

زیرا به خوبی می داند که کم نبوده اند نعمت‪هایی که به زحمت تبدیل شده اند، و عزتی که به ذلت، و قوتی که به ضعف دگرگون گردیده اند. خداوند متعال می‪فرماید:

{وَغَرَّتْکُمُ الْأَمَانِیُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّکُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ} [حدید:۱۴]

«آرزوها و گمانه شما را گول زد تا اینکه فرمان (مرگتان توسط) خداوند، فرا رسید و شیطان شما را از راه خدا به در برد».

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

«سه چیز مایه‪ی نابودی و بد عاقبتی انسان است: بخل و خباثت سرکش، کشش‪های دنبال شونده، و خودخواهی و خودپسندی انسان نسبت به کارهای خود».

گاهی انسان به خاطر علم و دانشی که دارد دچار غرور و خودخواهی می شود، و همین حالت باعث می شود که برای بیشتر نمودن آن تلاش نکند، و خود را بر دیگران برتر بداند و تنها خود را اهل رأی و نظر به شمار بیاورد، که نمونه های زیادی را اینجا و آنجا باخود داریم.

بدترین تکبر، تکبر عالمی است که به علم خویش بنازد و خود را از دیگران برتر بداند این شخص را علمش سودی نبخشیده، زیرا کسی که علم را به خاطر الله سبحانه ن تعالی حاصل کرده باشد علم او را متواضع و فروتن و نفسش را خاضع می گرداند و همیشه مواظب نفس خویش است و از آن غفلت نمی ورزد بلکه مدام آن را محاسبه می کند و در پی اصلاح آن است.

زیرا اگر از آن غفلت کند نفسش سرکش می شود و صاحبش را از راه منحرف و هلاک می سازد و کسی که علم را برای ریاست و مباهات طلب کند و با کناره چشم به مسلمانان بنگرد و آنان را بی‪عقل و خوار بشمارد این برترین تکبر است و هر کس که ذره‪ای تکبر در قلبش باشد وارد بهشت نمی شود. و لا حول و لا قوه الا بالله.

گاهی هم دارایی و ثروت، انسان را دچار غرور و تکبر می نماید، حق هر کاری را به خود می دهد و دیگران را خوار و حقیر می شمارد، و به فساد و بدهکاری می پردازد.

{إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَیْهِمْ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ { إلى قوله تعالى: {فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ} [قصص:۷۶-۸۱]

«قارون از قوم موسی بود و (بر اثر دارایی زیاد) بر آنان دراز دستی کرد و تکبر ورزید، ما آن اندازه گنج به او داده بودیم که تنها حمل کلیدهای خزاین آن بر گروه پر زور و با قدرت سنگینی می‌کرد. وقتی که قوم او، به او گفتند: (از روی ناسپاسی و گردنکشی) شادمانی نکن که خداوند شادمانان (سرمست از غرور) را دوست ندارد».

تا آنجا که می‌فرماید: «ما او و خانه‌اش را به زمین فرو بردیم».

در موارد زیادی هم انسان‪هایی که دارای مقام و موقعیتی هستند دچار غرور و تکبر می‪وشوند، و دست به ستمگری و سلب ازادی و هتک حرمت مردم می زنند.

حالاتی که امروز دامنگیر جامعه ی افغانی، ایرانی، پاکستانی و عرب ها شده است، همه از تکبر و غرور نطفه های بد بوئی است که از همان آوان پیدایش در رحم مادر، با لگد های غره، رحم مادران شان را می آزردند.

گاهی هم انسانی به خاطر برخورداری از حسب و نصب و وابستگی به قشری خاص دچار غرور و خودپسندی می شود و در همه‪ی امور خود را حق به جانب می شمارد و برای کسب فضیلت و کمال رغبتی به عبادت و خدمت ندارد، و با چشم خواری و ذلت به مردم نگاه می کند و انتظار دارد که همه او را مورد احترام قرار دهند و دست به سینه در خدمت او باشند.

تکبر و غرور ملیت پرستان وشخص پرستان در فضای سیاسی کشور دال بر این حقیقت است.

گاهی نیز ممکن است انسانی به عبادت و اعمال نیک خود مغرور شود، و آن را به رخ دیگران بکشد، و فضل وتوفیق الهی را فراموش کند و ارزش و منزلت خود را عملاً بلندتر از دیگران بداند.

رذالت، منافقت و برتر شمردن بعضی گروه ها بر دیگر، مشتی از نمونه ی خروار است.

زمانی انسان می تواند با خوی خودپسندی مقابله کند که مدام به خود یادآور شود که نعمت‪هایی مانند:

(علم و ثروت و قوت وعزت و حسب و نسب و توفیق عبادت او…) به خاطر هدایت و فراهم گردانیدن اسباب و عوامل زیادی توسط الله سبحانه و تعالی بوده است. و هرگاه بخواهد، همه‪ی آنها را در یک چشم بر هم نهادن از او می گیرد.

زیرا الله سبحانه و تعالی سرچشمه‪ی نعمت‪های مادی ومعنوی است و همه‪ی خیر و منفعت به خاطر هدایت اوست.

پیامبر گرامی اسلام می فرمایند:

«هیچ‪کس را علمش به تنهایی نجات نخواهد داد؟» گفتند: یا رسول الله شما هم؟ فرمود:

«من هم مگر آنکه رحمت خداوند شامل حالم بشود».

انسانهای مغرور، با تکبر و غرور شان، این دنیا را گرفتند و دنیای ابدی را از دست داند. مگر الله سبحانه و تعالی در این گفتارش، متکبرِ مغرور را از سرای آخرت محروم نکرده است؟

{تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ} [قصص:۸۳]

«ما آن سرای آخرت را تنها نصیب کسانی می‌نماییم که در زمین خواهان تکبر و برتری و فساد و تباهی نیستند و عاقبت از آن پرهیزگاران است».

آری!

ای قطره بدبوی متکبر و مغرور!

﴿تو این دنیا را از من گرفتی، آن دنیا، از آنِ من است﴾.

عزیزان گرانقدر!

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

جزاکم الله خیراً!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن