فرهنگ و جامعه فردا


زمانی عشق سیاست و جامعه در انتشار تازه هایی از اندیشه های این حوزه ها در قالب نشریات خود را نشان می داد،نه اینکه اکنون این گونه نیست.
علت اقبال‌ به رکن چهارم دموکراسی نه از آن جهت است که ما چنین فضایی مستقر داریم زیرا اصولا در صورت استقرار آن دیگر کار رسانه تقلا بر سر بود و نبود نیست بلکه تلاش در جهت تثبیت و نقد ارکان دیگر است.
تا جایی که به یاد دارم در این سرزمین نشریات بهاری دیرهنگام و خزانی زود رس داشته اند و زمستان مطبوعات متاسفانه طولانی بوده است.
تبدیل شدن مطبوعات فاخر و یا سردبیران آن به تریبون های حزبی-دستکم با شرایط جامعه ایران-یا انتشار نشریه را دچار چالش رقابت های خارج از چارچوب رسانه ای کرده ‌و یا هم موجب توقف انتشار آن شده است،نظیر بلایی که هم اینک بر سر مهرنامه آمده است و به گمانم حرکت به سمت کارگزاران توسط قوچانی این مشکل توقف را حادث کرده است.
البته نمی توان پنهان کرد که پیش از اعلام رسمی گروه هم میهن در مورد نوعی هم پوشانی مجموع نشریات سیاست نامه و تجربه و دانشنامه و روزنامه کارگزاران به حزب دلبستگی ابتدایی در تولید اندیشه را این نشریات و مدیران آن نداشته اند اما در آن زمان بر تولید آن همه فکر غبطه می خوردم و با خود می گفتم قوچانی این همه مطلب را از کجا می آورد.
نکته جالب توجه این بود که آنها روشنفکری دینی را به کنار گذاشته بودند و با انتشار مطالب سیدحسین نصر به سمت سنت گرایان شیفت پیدا کرده بودند که اندیشه پویا و اندیشه اصلاح در غیاب و خلا تلاش می کردند این کمبود را تا حدودی پر کنند.
اما زمانی جامعه منتشر شد و بسته شد،انتشار جامعه پویا امیدی در انتشار یک نشریه حرفه ای حوزه جامعه برای کشوری است که آسیب ها و مسائل متنابه آن بی شمار است و این امید با انتشار شماره صفر روزنامه جامعه فردا دوچندان می شود،البته من به خزان مطبوعات همیشه عادت داشته ام.
طنزی که یکی از دوستان تا روزنامه و مجله تازه ای را در دست من می دید می گفت عنقریب است که تعطیل شود!
در این جامعه از نرم تنی باید گذشت و جزو سخت پوستان بود که هیچ نشریه ای به اندازه آدمی دستکم عمر نمی کند که ما جامعه کوتاه مدتیم در سیاست و ..!


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *