ماه محرم

فضائل ومسائل ماه محرم

اَلْحَمْدُ لِلہِ وَکَفٰی وَ سَلَامٌ عَلٰی عِبَادِہِ الَّذِیْنَ اصْطَفٰی، اَمَّا بَعْدُ!

(( مُحَرَّم اولین ماه سنۀ اسلامی ))

ماه مَحرَّم الحرام اولین ماه سنۀ اسلامی است که فضایل و برکات بی مثال دارد. بزرگی تاریخی این ماه در جای خود مُسَلَّم است ولی حرمت آن و بیان اعمال مخصوص آن توسط حضرت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، عظمت این ماه مبارک را بسیار درخشان تر گردانیده است.
بسا از واقعات مهم تاریخ اسلام در این ماه پیش آمده اند و مبالغه نخواهد بود اگر بگوئیم که بیشتر وقایع مهم و درس آموز تاریخ در همین ماه رو داده است.
بناءً ورود ماه مُحرَّم چنانکه مژدۀ سال جدید را می دهد همچنان امت اسلامی را از آن واقعات و حوادثی که باید آز آنها آگاه باشند نیز خبر می دهد.
علامت مِلَل زندۀ دنیا اینست که از تاریخ خود، وقایع و کارنامه های اسلاف خود بی خبر نمی باشند. آغاز ماه مُحرَّم فرصتی فراهم می سازد تا از آن حقایق تاریخی باخبر شویم.

(( آغاز تقویم هجری قمری))

تقویم مسلمانان از تاریخ هجرت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از مکۀ مکرمه به مدینۀ منوَّره آغاز می شود. مسلمانان قبل از آن تاریخ را از سال نبوَّت یا آخرین حج رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حساب می کردند و تقویمی مشخص نداشتند. در میان اهالی عرب، وقایع مختلفی مشهور بودند و آنها تقویم خود را بر آن وقایع اساس نهاده بودند مانند جنگ بسوس، جنگ داحس، جنگ فجار، عام الفیل و غیره… (الکامل از ابن اثیر: ۱/۱۳ و ۱۴ دار الکتب العلمیه) لذا نیاز مبرم به تعیین تقویم نمی دیدند.
هنگامی که حضرت عمر فاروق رضی الله عنه منصب خلافت را عهده دار شد، سلسلۀ فتوحات اسلامی گسترش پیدا کرد و به این جهت برعلاوۀ بلاد عرب، حکومت اسلامی در سایر ممالک عجم نیز بر اقتدار آمد، لذا در سطح فردی و اجتماعی نیاز مبرم دیده شد تا تقویم اسلامی رسماً مقرَّر گردد.
چنانچه خلیفۀ ثانی حضرت عمر فاروق رضی الله عنه با اصحاب کرام مشورت نمود و تاریخ و تقویم اسلامی را تعیین فرمود. آنها واقعۀ هجرت نبوی صلی آله علیه وسلم را سرآغاز تاریخ اسلامی قرار دادند. (تاریخ دمشق از ابن عساکر: ۱/۴۴)
صحابۀ کرام رضی الله عنهم همچنین اتفاق کردند که اولین ماه سال قمری اسلامی را از ماه مُحرَّم شروع کنند و به این صورت سال اسلامی از ماه مُحرَّم آغاز گردید. (المختصر فی أخبار البشر از ابو الفداء: ۱/۸۰)

(( عمل حضرت عمر رضی الله عنه سنت است ))

حضرت عمر فاروق رضی الله عنه و دیگر صحابۀ کرام ماه مُحرَّم را اولین ماه تقویم اسلامی قرار دادند و به سبب این عمل ایشان اینکار برای ما در درجۀ سنّت می باشد، زیرا حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم چنانچه روش و طریقۀ خویش را سنت قرار دادند به همین صورت روش و طریقۀ خلفای راشدین رضی الله عنهم را نیز سنت قرار داده اند.
هر یک از صحابۀ کرام رضی الله عنهم به تنهائی خود ستارۀ درخشان آفتاب هدایت است، اما خلفای راشدین رضی الله عنهم در بین ایشان بالترتیب چنان از مرکز نبوت فیض حاصل کردند که از حیث المجموع از سایر صحابه افضل و اعلی می باشند.
الله متعال متصلاً بعد از رحلت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم این بزرگان را خلافت و نیابت ترویج و اشاعت دین را بر روی زمین عطا فرمود. به همین سبب است که پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم ایشان را معیار حق قرار داده مسلمانان را به پیروی ایشان امر فرموده اند. چنانچه حضرت عرباض بن ساریه رضی الله عنه روایت می کند که جناب پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند:
فَعَلَیْکُمْ بِسُنَّتِی وَسُنَّهِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِینَ الْمَهْدِیِّینَ.
ترجمه: سنت مرا و خلفای راشدین مرا محکم بگیرید.
(سنن ابی داود: ۲/۲۸۷ حدیث ۴۰۳۷ أوَّلُ کِتَابِ السُّنَّهِ، بَابٌ فِی لُزُومِ السُّنَّهِ)
حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم در این حدیث شریف، عمل کردن بر سنت خویش و سنت خلفای راشدین را بر مسلمانان لازم قرار داده اند. حضرت عمر فاروق رضی الله عنه ابتدای تاریخ اسلام را بر واقعۀ هجرت نبوی اساس نهاد و سال اسلامی را از ماه مُحرَّم آغاز نمود. لذا برای ما مسلمانان انجام دادن معمولات زندگی خویش مطابق این تقویم اسلامی عملکرد بر سنّت محسوب می شود.

(( فضائل ماه محرم ))

ماه مُحرَّم در فضیلت و عظمت، حُرمت و برکت، مقام و مرتبه، ویژگی مختص به خود را دارد. به همین جهت شریعت محمدیّه علی صاحبها الصلاه والسلام در ادوار ابتدائی خود جنگ و قتال را خود بخاطر تکریم و گرامی داشت آن ممنوع قرار داده بود. قرآن مجید می فرماید: قُلْ قِتَالٌ فِیْهِ کَبِیْرٌ.
ترجمه: بگو جنگ و قتال در آن گناه کبیره است. (البقره: آیت ۲۱۷)
و ماه مُحرَّم را از جملۀ ماه های با احترام نیز محسوب کرده است. قرآن مجید می فرماید:
إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَهٌ حُرُمٌ. (التوبه: ۳۶)
ترجمه: تعداد ماه ها نزد خداوند دوازده ماه می باشد … که چهار ماه آنها ماه های با حُرمت اند.
حضرت ابوبکره رضی الله عنه روایت می کند که نبی اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند:
إِنَّ الزَّمَانَ قَدِ اسْتَدَارَ کَهَیْئَتِهِ یَوْمَ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ، السَّنَهُ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا، مِنْهَا أَرْبَعَهٌ حُرُمٌ، ثَلاَثٌ مُتَوَالِیَاتٌ: ذُو القَعْدَهِ، وَذُو الحِجَّهِ، وَالمُحرَّم، وَرَجَبُ، مُضَرَ الَّذِی بَیْنَ جُمَادَى، وَشَعْبَانَ.
ترجمه: رفتار زمان مانند همان روزی است که خداوند آسمانها و زمین را خلق فرمود. (بدانید که) سال دوازده ماه می باشد که چهار ماه آن با حُرمت است. سه ماه آن پیاپی می آیند؛ ذو القعده و ذو الحجّه و مُحرَّم. و یک ماه آن رجب است که در بین جمادی الثانی و شعبان می آید.
(صحیح البخاری: ۶/۶۶ حدیث ۴۶۶۲ بَابُ قَوْلِهِ: إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ …)

(( فضیلت روزۀ ماه مُحرَّم ))

گرچه هر عبادتی که در این ماه انجام شود قابل قدر و باعث اجر است اما بازهم احادیث شریف خصوصاً روزۀ این ماه را ترغیب داده اند. چنانچه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسَلَّم می فرمایند:
أَفْضَلُ الصِّیَامِ، بَعْدَ رَمَضَانَ، شَهْرُ اللهِ الْمُحَرَّم،
ترجمه:بهترین روزه بعد از روزۀ ماه مبارک رمضان روزۀ ماه خدا مُحرَّم است.
(صحیح مسلم: ۲/۸۲۱ حدیث ۱۱۶۳ کِتَاب الصِّیَامِ، بَابُ فَضْلِ صَوْمِ الْمُحرَّم)
حضرت عبد الله بن عباس رضی الله عنهما روایت می کند:
قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: مَنْ صَامَ یَوْماً مِنَ الْمُحَرَّمِ فَلَهُ بِکُلِّ یَوْمٍ ثَلَاثُونَ یَوْماً.
ترجمه: هر کسی یک روز در ماه مُحَرَّم روزه بگیرد ثواب یک ماه روزه را بدست می آورد.
(غنیه الطالبین از شیخ عبد القادر جیلانی: ص ۳۱۴ مجلس فی فضائل یوم عاشوراء)
سپس در میان روزهای این ماه الله رب العزت روز عاشوراء یعنی روز دهم این ماه را مرتبۀ خاصی عطا کرده است. این روز فضائلی بسیار دارد و وسیلۀ کسب حَسَنَات فراوان است. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم می فرمایند:
وَصِیَامُ یَوْمِ عَاشُورَاءَ، أَحْتَسِبُ عَلَى اللهِ أَنْ یُکَفِّرَ السَّنَهَ الَّتِی قَبْلَهُ.
ترجمه: هر کسی روز عاشوراء (روز دهم) را روزه بگیرد خداوند گناهان (صغیرۀ) یک سال گذشته اش را عفو می کند.
(صحیح مسلم: ۲/۸۱۸ حدیث ۱۱۶۲ کِتَابُ الصِّیَامِ، بَابُ اسْتِحْبَابِ صِیَامِ ثَلَاثَهِ أَیَّامٍ مِنْ کُلِّ شَهْرٍ وَصَوْمِ یَوْمِ عَرَفَهَ وَعَاشُورَاءَ وَالِاثْنَیْنِ وَالْخَمِیسِ)
در روایت دیگری موجود است که حضرت عبد الله بن عباس رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا فرمود:
مَا رَأَیْتُ النَّبِیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَتَحَرَّى صِیَامَ یَوْمٍ فَضَّلَهُ عَلَى غَیْرِهِ إِلَّا هَذَا الیَوْمَ، یَوْمَ عَاشُورَاءَ، وَهَذَا الشَّهْرَ یَعْنِی شَهْرَ رَمَضَانَ.
(صحیح البخاری: ۳/۴۴ حدیث ۲۰۰۶ کِتَابُ الصَّوْمِ، بَابُ صِیَامِ یَوْمِ عَاشُورَاءَ)
ترجمه: حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسَلَّم به گرفتن روزۀ رمضان مبارک و روزۀ دهم مُحَرَّم اهتمام می کردند.
توجه: اهل ایمان حکم داده شده اند تا با طرز عبادات یهود مخالفت داشته باشند و چونکه یهود نیز دهم مُحرَّم را روزه می گیرند لذا برای ما مسلمانان حکم این است که همراه با دهم، تاریخ نهم یا یازدهم را نیز روزه بگیریم تا هم سنت اداء شود و هم با یهود مخالف باشیم. چنانچه حضرت عبد الله بن عباس رضی الله عنهما روایت می کند:
قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: صُومُوا یَوْمَ عَاشُورَاءَ، وَخَالِفُوا فِیهِ الْیَهُودَ، صُومُوا قَبْلَهُ یَوْمًا، أَوْ بَعْدَهُ یَوْمًا.
ترجمه: روز عاشورا را روزه بگیرید و با یهود مخالفت کنید، لذا یک روز قبل یا یک روز بعد آن را نیز روزه بگیرید.
(مسند احمد: ۴/۵۲ حدیث ۲۱۵۴)

(( توسُّع بر اهل و عیال در عاشوراء ))

در روز دهم مُحرَّم مطابق استطاعت خود فراخی کردن در مخارج اهل و عیال از عواید حلال، وسیلۀ برکت در رزق و روزی و سبب نجات از فقر و محتاجی می باشد. حضرت جابر رضی الله عنه روایت می کند که جناب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
مَنْ وَسَّعَ عَلَى نَفْسِهِ وَأَهْلِهِ یَوْمَ عَاشُورَاءَ وَسَّعَ اللَّهُ عَلَیْهِ سَائِرَ سَنَتِهِ.
ترجمه: هر کسی در روز عاشورا (در مصارفِ) خود و اهل و عیال خود فراخی کند الله متعال در سایر سال بر او فراخی خواهد نمود.
(الاستذکار لابن عبد البر: ۳/۳۳۳ بَابُ صِیَامِ یَوْمِ عَاشُورَاءَ)
یعنی اثر این عمل مبارک آنست که در نتیجۀ آن الله متعال رزق و روزی سراسر سال این شخص را فراخی و وسعت می بخشد. به همین جهت صحابی جلیل القدر حضرت جابر رضی الله عنه، محدّث مشهور یحیی بن سعید رحمه الله و امام و فقیه معروف سفیان بن عُیُیْنَه رحمه الله می فرمایند که آن را آزمودیم و تجربه کردیم، درست و صحیحش یافتیم.
(الاستذکار لابن عبد البر: ۳/۳۳۳ بَابُ صِیَامِ یَوْمِ عَاشُورَاءَ)
لیکن باید متوجه بود که امور مذکورۀ بالا را در همان درجه و در همان حدودی که وارد شده باید قرار داد و بر آن عمل کرد. از افراط و تفریط باید اجتناب گردد.

(( نکاح و عروسی نکردن در مُحرَّم ))

در بین بعضی مردم مشهور شده که نکاح و عروسی و محافل خوشی در ماه مُحرَّم خصوصاً در عشرۀ اول آن حرام است و محافل شادی در این ماه خیر و برکت ندارند و منحوس می باشند. حتی بعضی افراد درس خوانده و تحصیل کرده نیز مبتلای این خیالات هستند.
این خیال غلط است. در شریعت چنین چیزی وجود ندارد. نکاح و عروسی نه در ماه مُحرَّم و نه در هیچ ماه دیگری ممنوع نمی باشد. همچنین شریعت حکم نموده است که بیش از بیش در این ماه عبادت کنیم و نکاح خود یک عبادت است، زیرا توسط نکاح تقوٰی در انسان پیدا می شود و تقوٰی موجب قُرب الٰهی می باشد.
در حدیثی آمده است:
قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: إِذَا تَزَوَّجَ الْعَبْدُ فَقَدْ کَمُلَ نِصْفُ الدِّینِ، فَلْیَتَّقِ اللهَ فِی النِّصْفِ الْبَاقِی.
ترجمه: حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هنگامی که کسی ازدواج می کند نصف دینش کامل می شود. پس بر او لازم است تا در نصف باقی از خدا بترسد.
(شعب الایمان للبیهقی: ۷/۳۴۰ حدیث ۵۱۰۰)
الغرض نکاح در این ماه ممنوع نیست.

(( نذر امام حسین رضی الله عنه ))

بسا کارهای است که مردم در عشرۀ مُحرَّم به التزام انجام می دهند مثلاً بنام حضرت امام حسین رضی الله عنه نذر می کنند و غذا پخته و شربت ساخته توزیع می کنند و آن را کار ثواب می دانند. اما اینها شرعاً قبائحی دارد.
اولاً پختن و تقسیم غذا و ساختن و توزیع شربت بنام امام حسین رضی الله عنه بطور خاص در عشرۀ مُحرَّم ازدیادآوری در دین شمرده می شود و ازدیادآوری در دین را بدعت می گویند که حرام می باشد.
ثانیاً مردم در اینکار عقیدۀ غلطی دارند و آن اینکه حضرت حسین رضی الله عنه در کربلا گرسنه و تشنه به شهادت رسید و این غذا و شربت گرسنگی و تشنگی ایشان را دور می کند. این عقیده غلط بوده حقیقت ندارد.

(( تصوُّر نحس بودن کاروبار در دهم مُحرَّم ))

بعضی ها می گویند کاروبار و تجارت و کار کردن در روز دهم مُحرَّم نحس است و موجب فقر و تنگدستی در سراسر سال می شود لذا نباید در روز دهم مُحرَّم کار کرد. این عقیده ساختگی و غلط است، زیرا شریعت چنین منعی نکرده است. مردم از جهالت کار و بار در این روز را ترک کرده در مجالس نوحه خوانی و عزاداری شرکت می کنند، در حالی که همین مجالس گناه سبب تنگدستی و تقلیل روزی می گردد.

(( نوحه داری ))

اگر در هنگام غم و مصیبت از چشم انسان اشک بریزد اینکار در شریعت ممنوعیتی ندارد. اما نوحه، نوحه خوانی کردن، ماتم کردن، مرثیه خوانی کردن و های های گریه کردن برآن … اینها گناه می باشد. زیرا شریعت از نوحه کردن، فغان کردن، های های فریاد کردن، لباس خود را دریدن، بر چهره خود زدن و امثال این امور منع نموده است.
ثانیاً ماتم داری و نوحه گری که امروز رواج دارد خلاف تلقین قرآن می باشد. قرآن کریم می فرماید: وَٱصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلاَّ بِاللَّهِ. [النحل: ۱۲۷] ترجمه: صبر کن و صبرت برای خداست.
و در جای دیگر می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَهِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ. [سورۀ بقره ۱۵۳] ترجمه: ای مسلمانان توسط نماز و صبر از خدا کمک بخواهید بیشک خدا با صبر کنندگان است.

(( اصرار به رفتن بر سر قبرستان در مُحرَّم ))

در بسا جاها رسم است که مردم در تاریخ دهم مُحرَّم به قبرستان ها می روند، قبرها را آب می دهند، بر آنها شمع روشن می کنند، و گل و دانه و غیره می اندازند. انجام دادن این امور بطور ویژه در ایام مُحرَّم و مقصود دانستن آن بدعت است، زیرا شریعت برای انجام این امور تاریخی را معین نکرده است و نه برای انجام دادن آنها در ایام مُحرَّم فضیلتی بیان کرده است، لذا باید از آنها پرهیز کرد.
عیب دیگری که اینکار دارد اینست که زنها نیز در این روز به قبرستان می روند و رفتن آنها به قبرستان در این زمانه خالی از فتنه نیست. همچنین حدیث شریف نیز رفتن آنها بر قبرستان را ممنوع ساخته است.
عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ‏ لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم زَائِرَاتِ الْقُبُورِ وَالْمُتَّخِذِینَ عَلَیْهَا الْمَسَاجِدَ وَالسُّرُجَ ‏.‏
ترجمه: رسول الله صلی الله علیه و سلم بر زنانی که به زیارت قبرها می روند و قبرها را سجده گاه می سازند و بر قبرها چراغ و شمع روشن می کنند لعنت نموده است.
(جامع الترمذی: ۱/۷۳ باب ماجاء فی کراهیه أن یتخذ علی القبر مسجداً)

(( مقام صحابۀ کرام رضی الله عنهم ))

نظریۀ اهل سنت و جماعت اینست که اَلصَّحَابَهُ کُلُّهُمْ عَدُوْلٌ. ترجمه: یعنی صحابۀ کرام رضی الله عنهم همگی عادل، راستکار، صالح و امین بودند.
(مقدمۀ ابن صلاح: ۵۰ و مرقاه المفاتیح ملا علی قاری: ۱/۳۳۰)
قرآن مجید و احادیث رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز این نظریه را تائید می کنند. چند دلائل عرض می شود:
(۱) – خداوند می فرماید:
وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ.
ترجمه: و سبقت کنندگان نخست از مهاجرین و انصار و آنانی که پیروی کردند از ایشان به نیکوئی، خوشنود شد خدا از این جماعه و اینها خوشنود شدند از خدا. (التوبه ۱۰۰)
(۲) – خداوند در جای دیگر قرآن می فرماید: لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ.
ترجمه: (ای محمد) بی شک خداوند از آن مومنان (صحابه) راضی شد که در زیر درخت با تو بیعت کردند. (الفتح ۱۸)
الله متعال در هر دو آیت مقام و مرتبه و عظمت صحابۀ کرام رضی الله عنهم را بیان فرموده است و به همراه آن خوشنودی و رضای خود از ایشان را نیز اعلان نموده است.
فضیلت صحابه در احادیث شریف نیز وارد است.
(۱) – قَالَ رَسُولُ الله صلَّى الله علیه وسلَّم:
«لاَ تَسُبُّوا أَصْحَابِی؛ فَإِنَّ أَحَدَکُمْ لَوْ أَنْفَقَ مِثْلَ أُحُدٍ ذَهَبًا مَا أَدْرَکَ مُدَّ أَحَدِهِمْ وَلاَ نَصِیفَهُ.
ترجمه: اصحاب مرا مورد طعن و تشنیع قرار ندهید. زیرا اگر یکی از شما برابر با کوه اُحُد طلا خیرات کند حتی برابر با یک مشت یا نیم مشت خیرات هیچ کدام آنها نیز نخواهد شد.
(صحیح البخاری: حدیث ۳۳۹۷ و صحیح مسلم: حدیث ۴۶۱۱)
(۲) – اَکْرِمُوْا اَصْحَابِی.
ترجمه: اصحاب مرا اکرام و اعزار کنید.
(المعجم الأوسط للطبرانی: ۳/۲۰۴ حدیث ۲۹۲۹)
از این بیان های روشن قرآن و سنت ثابت می شود که صحابۀ کرام معیار حق هستند، پروانۀ رضای الٰهی را کسب کرده اند، و برای اُمت مُسلِمه ستاره های درخشان هدایت می باشند، و خلاف ایشان هیچ گونه طعن و تشنیع و بدگویی و بدزبانی هرگز جایز نیست.

(( کاتب وحی سیِّدنا حضرت معاویه رضی الله عنه ))

سیّدنا حضرت معاویه رضی الله عنه بعد از صلح حُدَیْبِیَّه مشرَّف به اسلام شد. ابتداءً اسلام خود را از والدین خود مخفی نگهداشت و پس از فتح مکه اسلام خویش را اظهار نمود. آنمبارک سفید رنگ و بلند قد و موهای سر و محاسن ایشان سفید بود. الله متعال حُسن صورت به ایشان عطا فرموده بود. حضرت امیر المومنین عمر فاروق رضی الله عنه می فرمود: هٰذَا کَسْرٰی الْعَرَبِ.
این کیخسرو (پادشاه) عرب است.
(تاریخ الخلفاء از سیوطی: ۱۵۵)
حضرت معاویه رضی الله عنه خویشاوند رسول الله صلی الله علیه وسلم بود. خواهر ایشان اُمُّ المومنین سیِّده اُمّ حبیبه بنت ابی سفیان رضی الله عنهما از ازواج مُطهَّرۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم بود. همچنین ایشان شرف کاتب وحی بودن را نیز دار می باشد.
آنحضرت صلی الله علیه و سلم دربارۀ ایشان دعا فرمودند:
اَللّٰهُمَّ عَلِّمْ مُعَاوِیَهَ الْکِتَابَ وَالْحِسَابَ وَقِهِ الْعَذَابَ.
ترجمه: خداوندا معاویه را کتاب و حساب بیاموز و او را از عذاب محفوظ بدار.
(مسند احمد: ۴/۱۲۷ حدیث ۱۷۱۹۲)
آنحضرت صلی الله علیه و سلم دربارۀ حضرت معاویه می فرمایند: وَمُعَاوِیَهُ بْنُ اَبِیْ سُفْیَانَ اَحْلَمُ اُمَّتِیْ وَاَجْوَدُهَا.
ترجمه: معاویه بن ابی سفیان حلیم ترین و سخی ترین امتیان من است.
(الفردوس باور الخطاب للدیلمی: ۲۸/۳۸۳ حدیث ۱۷۱۵۲)
یکبار رسول الله صلی الله علیه وسلم به حُجرۀ اُمّ المومنین بی بی ام حبیبه رضی الله عنها تشریف آوردند و اُمّ المومنین موهای سر برادر خود حضرت معاویه رضی الله عنه را می دید. آنحضرت صلی الله علیه وسلم پرسیدند: آیا معاویه را دوست داری؟ بی بی اُمّ حبیبه رضی الله عنها جواب داد: چرا نه!؟ آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: الله و رسولش نیز معاویه را دوست دارند.
(تطهیر الجنان از ابن حَجَر مکی: ۳۱)
از حضرت عبد الله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که جبرئیل علیه السلام نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: یا محمد از معاویه رضی الله عنه کار بگیر زیرا او بر کتاب خدا امین است. (تطهیر الجنان: ۳۰)
از حضرت عبد الرحمن بن عُمَیْرَه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ هَادِیًا مَهْدِیًّا وَاهْدِ بِهِ».
ترجمه: خدایا معاویه را هدایت کننده و راه یافته بگردان و توسط او مردم را هدایت بنما.
(جامع الترمذی: ۲/۲۲۳ و مسند احمد: حدیث ۱۷۸۹۵)
حضرت امیر المومنین علی مرتضٰی رضی الله عنه دربارۀ حضرت امیر معاویه رضی الله عنه می فرماید:
«قَتْلَایَ وَقَتْلَى مُعَاوِیَهَ فِی الْجَنَّهِ».
ترجمه: کشته شدگان لشکر من و کشته شدگان لشکر معاویه هر دو بهشتی هستند.
(المعجم الکبیر للطبرانی: ۱۹/۳۰۷ حدیث ۶۸۸)
از امام عبد الله بن مبارک رحمه الله پرسیدند که ای ابوعبد الرحمن! امیر معاویه أفضل است یا عمر بن عبد العزیز؟ حضرت ابن مبارک رحمه الله فرمود: قسم بخدا آن غباری که به بینی معاویه رفته است از عمر بن عبد العزیز افضل است.
(البدایه والنهایه: ۸/۱۴۸)

(( فضائل و مناقب نواسۀ رسول سیّدنا حضرت حسین رضی الله عنه ))

برای فضیلت حضرت حسین رضی الله عنه همین قدر کافیست که ایشان نواسۀ رسول خدا صلی الله علیه وسلم می باشد. همچنین در چندین احادیث شریف فضیلت و قدر و منزلت ایشان مذکور است.
مثلاً:
(۱) – حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:
الْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ ابْنَایَ، مَنْ أَحَبَّهُمَا أَحَبَّنِی، وَمَنْ أَحَبَّنِی أَحَبَّهُ اللَّهُ، وَمَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ أَدْخَلَهُ الْجَنَّهَ.
ترجمه: حسن و حسین فرزند من هستند. هر کسی با آنها محبت دارد او با من محبت دارد و هر کسی با من محبت دارد الله با او محبت می دارد و هر کسی که الله با او محبت داشته باشد او را به بهشت می برد.
(مُستدرک حاکم: ۳/۱۸۱ حدیث ۴۷۱۹ )
(۲) – حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند: «اَلحَسَنُ وَالحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الجَنَّهِ».
ترجمه: حسن و حسین سردار جوانان جنت هستند.
(جامع الترمذی: ۵/۶۵۶ حدیث ۳۷۶۸ باب مناقب الحسن والحسین)
(۳) – عَنْ أَبِی هُرَیْرَهَ، قَالَ: خَرَجَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَمَعَهُ حَسَنٌ وَحُسَیْنٌ هَذَا عَلَى عَاتِقِهِ، وَهَذَا عَلَى عَاتِقِهِ، وَهُوَ یَلْثِمُ هَذَا مَرَّهً، وهَذَا مَرَّهً.
ترجمه: از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت است که یکبار رسول الله صلی الله علیه و سلم با حضرت حسن و حسین نزد ما تشریف آوردند. حضرت حسن بر یک شانۀ آنحضرت سوار بود و حضرت حسین بر شانۀ دیگر آنحضرت، و آنحضرت صلی الله علیه و سلم یکبار این را می بوسید و یکبار آن را.
(مسند احمد: ۱۵/۴۲۰ حدیث ۹۶۷۳)
(۴) – روایت است که حصرت حسین رضی الله عنه به جنازه ای رفت و حضرت ابوهریره رضی الله عنه نیز با ایشان بود. در هنگام بازگشت حضرت حسین رضی الله عنه کمی احساس خستگی نموده استراحت نمود. چون حضرت حسین رضی الله عنه دراز کشید حضرت أبوهریره رضی الله عنه شروع به پاک کردن گرد و غبار پاهای ایشان کرد. سیّدنا حسین رضی الله عنه با مشاهدۀ این از یک صحابی بزرگوار و سن رسیده احساس شرم نموده فرمود: شما چرا اینکار را می کنید؟ حضرت ابوهریره رضی الله عنه گفت: مرا بگذارید کارِ خود را بکنم. قسم بخدا آن فضل شما را که من می دانم اگر دیگران بدانند شما را بر گردنها و شانه های خود خواهند گردانید.
(سیر اعلام النبلاء از ذهبی: ۳/۱۹۳)
(۵) – در روایتی وارد است که حضرت عبد الله بن عباس رضی الله عنهما که در سن و سایر اوصاف از حضرت حسین رضی الله عنه بزرگتر بود یکبار حضرت حسین رضی الله عنه را با احترام بسیار بر مرکب سوار نمود. راوی حدیث چنین احترام فراوان را مشاهده نموده پرسید که این شخص کیست؟ حضرت عبد الله بن عباس رضی الله عنهما فرمود: این شخص نواسۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم حضرت حسین رضی الله عنه است و این منَّت بسیار بزرگ خداوند بر من است که فرصت داد تا حضرت حسین را با این گونه احترام بر مرکب سوار کنم.
(مختصر تاریخ ابن عساکر: ۷/۱۳۸)

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن