فقدان عدالت؛ سرچشمه تمام مشکلات امت اسلامی

عدالت

عدالت


ترجمه:‌ عبدالخالق احسان

منبع: صفحات انترنتی

یکی از والیان عمر بن عبدالعزیز از خرابی شهرش شکایت کرده و از امیرمؤمنان خواستار مالی شد تا شهر را ترمیم و بازسازی کند.

عمر بن عبدالعزیز برایش نوشت: نامه ات برایم رسید، وقتی نامه من را دریافت کردی، شهرت را با عدل حصار نما و جاده های آن را از ظلم و ستم پاک کن؛ این است مرمت شهر. والسلام.

هنگامی که مسلمانان عراق را فتح کردند، عمربن خطاب رضی الله عنه از تقسیم زمین ها بین مسلمانان ابا ورزید تا زراعت، مسلمانان را از جهاد و مبارزه باز ندارد،‌ از آن زمین ها سالانه یک صد و سی میلیون درهم عاید بیت المال می شد، بعد از آن این عاید کاهش یافت تا این که در زمان حجاج به دوازده میلیون درهم رسید؛ وقتی که عمر بن عبدالعزیز امور مسلمانان را بر عهده گرفت، در سال اول این عواید به سی میلیون درهم و در سال دوم به شصت میلیون افزایش یافت.

عمربن عبدالعزیز گفت: اگر زنده بمانم این عواید را به اندازه عواید زمان پدرکلانم عمر بن خطاب می رسانم. ( عمربن خطاب پدر کلان مادر عمر بن عبدالعزیز بود)، عمر بن عبدالعزیز در آن سال وفات یافت.

بلی! این نتیجه ظلم و ستمگری است!

ستمگری برکت را از سرزمین های حاصل خیز از بین می برد، عدالت روزی را از صخره های بزرگ بیرون می کند.

عمر بن عبدالعزیز فقیری نمی یافت تا زکات ها را برایش پرداخت کند، در روزگار ما مسلمانان روزانه نزدیک به پنجاه میلیون بشکه تیل می فروشند، در حالی که اکثر مسلمانان مستحق زکات اند.

اسکندر از یکی از حکمای بابل پرسید: کدام یک نزد شما دوست داشتنی تر است؟ شجاعت یا عدالت! برایش گفت: کسی که دادگری کند نیازی به شجاعت و دلیری ندارد.

لهذا شیخ الاسلام فرموده: الله متعال امت کافر عادل را بر امت مسلمان ظالم پیروز می گرداند.

آنگاه که عدالت می کردیم، بر نیمه این سیاره ( زمین) حاکمیت داشتیم و آنگاه که ظلم نمودیم، نیمه این سیاره علیه ما گرد آمده اند.
عزیزانم!

این سخن را تصدیق نکنید که چنان چه باشید بر شما حکومت می کنند؛ چون این حدیث پیامبر صلی الله علیه و سلم نیست؛ بلکه مقوله ابن عساکر می باشد؛ اما صحیح این است که مردم بر دین فرمانروایان شان می باشند؛ اگر سر معتدل و استوار باشد، جسم نیز استوار می گردد و اگر سر کج و منحرف باشد، جسم نیز کج می گردد. آیا امروزه کج تر و منحرف تر از سیاست مداران و فرمانروایان ما وجود دارد؟!

موقعی که گنج های کسری به سوی عمر رضی الله عنه سرازیر گردید، برای حضرت علی رضی الله عنه فرمود: اگر کسی این اموال را به درستی حفاظت کند، او را امین قرار می دهم.

حضرت علی رضی الله عنه گفت: ای امیر مؤمنان! تو که عفت پیشه کردی و از بیت المال سوء استفاده نکرده ای، مردم نیز چند می کنند و اگر تو به امانت ها خیانت کرده و به رفاهیت زیستن دل خوش نمایی، آنان نیز چنین خواهند کرد.

اما!!

عدالت تنها وظیفه والیان و فرمانروایان نیست، درست است که فرمان روایی اعلی و ریاست دولت، عدالتش فراگیر تر و ستمگری اش نابود کننده تر می باشد.

اما هر یک از ما ولایت و سرپرستی کوچکی دارد، صاحب شرکت بر کارگرانش، مدیر بر استادانش، صاحب کارگاه بر کارمندانش ، پدر بر فرزندانش، زن در خانه شوهرش.

هرکسی که مسوولیتی برای او سپرده شود، هر چند کوچک باشد، در روز قیامت وابسته به آن بوده و در گروه آن می باشد تا که عدالت او را برهاند و یا ستمگری اش او را به هلاکت بیندازد.

حق داریم از والیان خویش در مورد عدالت شان در بین ما پرسان کنیم؛ اما آیا از عدالت خویش در مورد زیر دستان مان پرسیده ایم؟

خواننده گرامی!

اگر خواستی ارزش یک امت را بدانی، نگاه کن که در بین این امت، انسان چقدر ارزش دارد؟

چه فایده اگر برج ها را بر افراشیم و انسان را بر زمین بزنیم؟

چه فایده اگر سرک ها را مرمت کنیم و قلب ها را بشکنیم؟

چه فایده اگر گدسته مسجدی را بلند کنیم و در مقابل آن زندانی را بسازیم؟

آنانی که مکه را فتح نمودند، یک مسجد داشتند، اما ایشان یک بار نماز عصر را نخواندند تا این که نماز را به بنی قریظه ادا نمودند.

زیبا و شایسته است که مساجد را بنا کنیم؛ اما زیباتر این است که اسلام را اقامه کنیم و بر پا داریم؛ چون اسلام فقط به منظور سعادتمندی و خوشبختی مردم آمده است.

آیا حالا شناختید که مشکل چیست و راه حل چه می باشد؟


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − چهارده =