دسته‌بندی نشده

قلب های مُهر شده

﴿قلب های مُهر شده﴾:
انسان ها در ابتدای آفرینش دارای فطرت سلیم و پاک هستند و شکوفا شدن و سالم ماندن این فطرت، نیازمند به راهنما و هدایت کننده است که الله سبحانه و تعالی در این راستا پیامبران و کتب آسمانی را برای هدایت انسان فرستاده است.
انسان وقتی گناهی را مرتکب میشود، نقطه ی سیاهى در قلب ا پیدا مى‏ شود، اگر توبه کند آن سیاهى بر طرف مى ‏گردد و اگر به گناهان ادامه دهد بر سیاهى افزوده مى‏ شود، تا تمام قلب را بپوشاند، و هنگامى که قلب وی پوشانده شد دیگر صاحب چنین دلى هرگز به خیر و سعادت باز نمى ‏گردد، و این معنى گفتار الله سبحانه و تعالی است که مى‏ گوید:
کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ (مطففین ۱۴)
چنین نیست که آنها می‌پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است!
کفر، مانند ایمان صفتى است که قابل شدت و ضعف است، و مراتبى مختلف، و آثارى متفاوت دارد، همان طور که ایمان این طور است.
کسانی که به کتاب و سنت کافر میشوند، در ابتدا با سوء انتخاب و نافرمانی، سبب گمراهی و ضلالت های بعدی را برای خود فراهم میکنند.
یکی از خطرها و مرض‌های قلبی ختم و یا (مُهر در قلب) است، همانطوریکه در آیه‌هایی از قرآن آمده است:
«خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ»
خدا بر دل هایشان مهر می‌زند.
این گروه انسانها طوری می‌شوند که حرف حق را هرچه هم که بشنوند، اثری بر قلب هایشان نمی‌گذارد.
فرو رفتن بیش از حد در ضلالت و گمراهی، و تصمیم بر نپذیرفتن حق و حقیقت (بستن چشم و گوش بر روی حق)، آثار آن را به دنبال دارد یعنی بسته شدن گوش و چشم بر روی حقایق.
وقتی کسی از حد گذشت و زمینه ی هدایت را در خود از بین برد، قابلیت هدایت را در خود نابود کرده، لذا دیگر هدایت هم نمی شود و بیش از پیش به سوی ضلالت و گمراهی می رود، به گونه ای که دیگر حرف حق پیامبران را نمی شنود و آیات و نشانه های الهی را نمی بیند و ندایی از فطرتش به او نمی رسد.
یک مرحله از ضلالت و گمراهی در فرد کافر و گنهکار آن است که ابتدا فرد گنهکار را به گناه وادار می کند، و مرحله ی دیگر از ضلالت و گمراهی آن است که به دنبال گناهان و نافرمانی های او و به عنوان مجازات این کارهایش، او به آن مبتلا می شود؛ و این غیر از آن ضلالت ابتدایی او است.
بنابر این ابتدا به کفر، و انتخاب کفر و نافرمانی، از طرف خود کافران است.
کافران با لجاجت بر کفر خویش، زمینه گمراهی و ضلالت بیشتر خود را فراهم می کنند.
فرق بزرگ انسان  با ماشین در این است که اعضاء و جوارح انسان به مرور  زمان و در طی تجارب و آموزش و هدایت الهی قوی و قوی تر میشوند و رشد میکنند. قلب فیزیکی و مغز تحلیلگر و اعضاء صوتی و تصویری و قطعات ارتباطی رشد میکنند.
قلب معنوی هدایت شده یا  برنامه های درست الهی این اعضاء را رشد کامل میدهند(فرقان حاصل میشود).
برعکس نظرات انحرافی یا برنامه های بد و بدتر هر روز با ناتوان سازی سیستم با تحلیل اشتباه حاصل از تشخیص ناصحیصح اطلاعات پیرامون آنرا به حرکت ضد رشد و نا هماهنگ وادار میکند.
انکار آیات الهی و نظرات انحرافی به فواد و سمع و بصر صدمه میزند و آنها را ناتوان ار تشخیص و انجام وظایف میکند.
چرا باید پروردگاری را که بما سمع و بصر و فواد داده است نشناسیم؟
ظلم ظالمین باعث میشود طلوع  آتش خشم بر افئده و قلوب انسانهای مظلوم چه مومن و چه غیر مومن که خواهان حقوق اولیه خود هستند افکنده شود.
الله سبحانه و تعالی در آیات مختلفی از قرآن،به عبارت «غفلت» اشاره کرده و مسلمانان را از آن نهی کرده و مورد نکوهش قرار داده است.
در حقیقت،کردار ناشایست و ناپسند و انواع گناهان آثار بدی روی حس تشخیص وقوه ی درک انسان می گذارد و سلامت فکر را،به تدریج،از او می گیرد،
هر اندازه، شخص در این راه فراتر رود،پرده های غفلت و بی خبری بر دل، چشم و گوش او محکم تر می شود و سرانجام کارش به جایی می رسد که چشم دارد و گویی نمی بیند،گوش دارد و گویی نمی شنود ومانند اینکه دریچه ی روح او به سوی حقایق،بسته شده،حس تشخیص که برترین نعمت الهی است،از وی گرفته میشود.
در این میان،وقتی با دید باز به قضیه نگاه می کنیم،می بینیم که یکی از آفات ایمان و شاید نخستین آفت آن «غفلت» است و باید بدانیم که استمرار غفلت نیز،موجب «تکبر» و «انحراف» است.
عوامل مُهر پذیری قلب روی گردانی از یاد الله سبحانه و تعالی، فراموش کردن خالقِ بی همتا، عدمِ ایمان، فراموش کردن روز حساب، فراموش کردن مرگ، همنشینی با دوستان ناباب، غفلت از ایات الهی، کفر، علاقه ی افراطی به اموال واولاد است.
مسلمان بایستی، با یاد الله سبحانه و تعالی و عبادت او ، خوانش، قرائت، تدبر و مطالعه ی قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم، یاد نعمت ها و نعمت دهنده، عبرت از تاریخ پیشینیان، یاد مرگ، یاد قیامت قلبش را صیقل داده خودش را از معاصی مبرأ سازد.
این را بایستی بدانیم که انسان های بی بصیرت،از هدف،خدا،خود،امکانات،آخرت، نشانه ها،قانونها و نعمت های الهی و گناهان خویش غافل هستند و به فرموده قرآن کریم:
أُولَٰئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَٰئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف ۱۷۹)
آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‌گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)!
بدین معنی که، غافلان از حیوانات هم بدتر اند.
بیابیم به منظور این که در این جرگه قرار نگیریم،با خالق خود ارتباط قوی داشته باشیم و قرآن کریم و سنت نبوی صلی الله علیه وسلم را همیشه چهل چراغ زندگی قرار دهیم!
الله سبحانه و تعالی در قرآن کریم کسانی را که ترس از او تعالی در وجودشان نیست،سنگدلانی معرفی می کند که قلب شان چون سنگ خارا و حتی از آن سخت تر است :
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً (بقره ۷۴)
سپس دلهای شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت‌تر!
(اما دلهای شما، نه از خوف خدا می‌تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است!) و خداوند از اعمال شما غافل نیست.

عزیزان گرانقدر!

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.
جزاکم الله وخیراً!
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن