دسته‌بندی نشده

قلب و اقسام آن

حضور دل،اعتدال در نماز و انواع قلب ها:
(بخش اول):
 ارائهٔ احساسات قلبی در کالبد مداد و کاغذ کار آسانی نیست.
این مضمون، بیانگر روحیات باریک و نفیس اشک های قلب است که قطراتش منگ و زنگ دل را بر میکند و خواننده را بسوی نور میخواند.
دل ها را سکینه است و چشم های مملو از عشق الهی را نم میکند.
 بی حد سعی نموده ام تا افکار و احساسات درونی ام را در این مضمون به رشتهٔ تحریر آورم.
ولی افسوس، ابراز تک تک لحظه های پراز لذت (نماز) را با (حضور قلب) و حالات قلبی ام نمیتوانم بیان کنم.
 (لسان و واژه و لغات)، (کاغذ و دوات) از شرح مفصل این همه لذات قاصراست.
قبل از اینکه در مورد نماز و حضور دل و نهایت خشوع و خضوع در نماز بدانیم، بهتر است در بارهٔ قلب و اقسام آن صحبت کنیم.
قلب همان عضو کوچک بدن را که از ۲۶۵ تا ۳۱۲ گرام وزن دارد مینامند ولی در اصل قلب مرکز شعور، روحیات، احساسات و لطایف زیبائیست که ذاتِ پاک به بنده اش اعطأ کرده و با آن انسان را اشرف المخلوقات نامیده است.
 این (مرکز کنترول محبت انسان) آنقدر زیباست که شیطان بعد از رانده شدنش از الله تعالی خواست تا یوم الساعه (قیامت) قدرت نفوذ در آن را داشته باشد تا بشریت را با گرایش بسوی شهوات و لعب و لهو اغوا نماید.
این مبحثِ بزرگیست که اوراق کتاب با ذکر آن بسنده نیست و ان شأالله در آینده دراین مورد سخن خواهیم راند.
انسان زمانی می تواند خود را نماز گذار واقعی اعلان نماید که حضور قلب و توجه به پروردگارش را در نماز تقویت کند و بر شهوات و هواهایش (از مسایل روزمره تا خواهشاتش) غلبه داشته باشد.
 این است بنده ئی که با جرأت میتواند بگوید (نمازم را ادأ کردم).
 ورنه قلبی که مغلوب شهوات است و در اسارت هوس ها و اوامر روزمره گرفتار است و شیطان در آن جای گرفته، چگونه از وساوس، پریشانی ها و تلبیسِ ابلیس نجات می یابد؟
چون نماز افضل العبادات است، و اکثریت از لذتِ عمیق آن محروم وبیخبر اند، خواستم این مضمون را خدمت جامعه تقدیم کنم،
تا معنی و مفهوم روحانی نماز را با لذاتِ بی پایانش، که با هیچ لذتی از امور دنیوی قابل مقایسه نیست عوام درک کنند،
و وقت گرانبهای خود را زیادتر در نماز و کم تر در لذات زود گذر دنیوی صرف کنند،
 هر برادر و خواهری که این مضمون را تا آخر مطالعه کند، به لذت نماز و ایمان پی میبرد،
سابقه ها را ندامت میکشد، قلبش به تپش می آید، روح و روانِ پریشان و مضطربش را خوشنود می یابد،
و از خواندن این مضمون خسته نمیشود.
قلبِ انسان ها با افکار، اعمال و بگیر و نمان های شباروزی شان، به سه دسته تقسیم می شوند:

۱- قلب تاریک:

این همان قلبی است که از ایمان و از تمام حسنات (خوبی ها خالی است).  در این قلب روشنی دیده نمیشود و مالکین قلبِ تاریک دست نشاندهٔ شیاطین و نمایندهٔ ابلیس در میان دیگران اند.
شیطان با حکمروائی خاص و القاءِ وسوسه ‌در آنجا سکونت دارد،
آنجا را خانه و مسکن خود قرار داده است و از ماندن در آنجا احساسِ آرامش می کند،
و مطابقِ میل و خواستهٔ خود در آنجا امر و نهی می کند و با قدرت در آنجا متمکن شده است .
فقط، مانند من و تو که در خانهٔ خود احساس آرامش میکنیم و (این و آنِ) خــانه تحت فرمان من و توست.
این قلب قلمرو شیطان است و او صاحبِ این قلب را تحت فرمان و ادارهٔ خویش درآورده و هر چی حکم کرد، توسط انسان عملی میشود.
 مالکین قلب های تاریک در جامعه، مضر و شر انداز اند و باعث بروز مشکلات و تکالیف زیادی به دیگران میشوند.
چون قلب خود شان تاریک است، میخواهند دیگران را نیز بسوی تاریکی و جهل سوق دهند،
در دل های شان نفرت است و بُغض و کینه و حسد،
دیگران بفکر زندگی و معیشت اند، ولی این طبقهٔ مردم بفکر شر انگیختن، فساد و فتنه،
 دیگران در خوابند، ولی صاحبانِ قلب تاریک در فکر و طرح پلان های شوم برای فردا،
این افراد، آسایش خود را، در غم و رنج دیگران میجویند،
برای رسیدن به دنیا و ثروت، از هر نوع دسیسه ها و وسایل سرگرم کنندهٔ دیگران استفاده میکنند،
تا آب را گِل آلود کنند و ماهی را شکار،
موجودیتِ صاحبان قلب تاریک در جامعه، باعث سرازیر شدنِ فتنه های غیر قابلِ کنترول به دیگران میشود،
 ابلیس، وقتی به زمین فرستاده شد، محلِ تجمع شیطانک های خود را هنگام غروب آفتاب، در بالای آبِ بحر تعیین کرد، و این زمانیست که شیاطین خورد وبزرگ به شیطان سجده میکنند و ابلیس لعین به هر شیطانک وظیفهٔ خاصی را محول میسازد،
به مالکینِ قلب های تاریک در این هنگام که دیگران آمادگی نماز مغرب را میگیرند، دلهره و وهم رخ میدهد،
 چون این افراد پیرو شیطان اند، در این هنگام حالت قبض به ایشان رخ میدهد و کوشش میکنند از جماعت نمازگذاران کنار روند،
بر همین است که رسول کریم (ص) خواندن نماز و گذاشتنِ میت را در قبر، در هنگام غروب منع کرده اند.
مشکلی که دیگران با تاریک قلبان دارند این است که، این افراد دو رو اند.
 شاید کسی را سرخورده باشید که بدون وضو، بر رسم حیای مجلس، در نماز پهلوی تان می ایستد و نیتِ نماز میکند،
این هاهمان مالکین قلب های تاریک اند.
همه در فکر عبادت، و بعد از عبادت، عیادت و سخاوت و اطاعت،
ولی مالکین قلب تاریک، بفکر هوای و هوس، فتنه و شر، شهوت و لهو ولعب هستند،
که چگونه حیا و شرم را ازچشم یک دختر باکره و معصوم بدرانند،
جوانی را به فسق و فساد تحویل دهند،
فتنه ئی را بر پاکنند، خانه ئی را بربایند، مادری را بیوه سازند و بالاخره جامعه ئی را از حیا به بی حیائی سوق دهند.
مالکین قلب تاریک در یک جامعهٔ اسلامی، باوجود آنکه در فامیل مسلمانی بدنیا آمده اند، معمولاً تارِکِ نماز اند.
برای خلاصی از شرِّ این افراد، سوره های معوذتین را بایستی همیشه سه بار باخود قرائت کرد و به الله تعالی پناه برد.
در بخش بعدی، ان شأ الله، به تشریح مالکین نوع دوم قلب ها میپردازیم.
رَبِّى اَحِفظ لِى قَلبِى وَنُوِّر رُوحِى وَاَرزِقهُم اَضعافَ مَا یَزرَعُونَ فِى قَلبِى مِن سَعادَه.
یارب قلبم را حفظ کن، و روحم را منور ساز، وآنچه از سعادت و خوشی در قلبم میروید، دوچند و مضاعفش ساز.
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن