قیام حسین، قربانی بزرگ و پیغام دائم!

حسین بن علی

حسین بن علی


قربانی بزرگ:

هنگام رهسپاری حسین رضی الله عنه به کوفه، تعدادی زیادی، از جمله تعداد صحابه کرام مانع او شدند. آنها می گفتند نرو که حتما کشته می شوی. اما هیچ یکی نگفت: نرو که قیام تو بر ضد خلافت یزید درست نیست. او خود میدانیست که به سوی خطری بزرگ میرود، اما با شجاعت تمام جان خود را فدای هدف خود کرد.

هدف او چه بود؟

حسین رضی الله عنه مشاهده می کرد که خلافت اسلامی آهسته آهسته به پادشاهی ظالمانه تبدیل می شود. حکومت از مشورتی به میراثی تبدیل شد. جای عدالت را ظلم گرفت. آزادی نظر دفن خاک شد. بیت المال مسلمان ها، خزانه پادشاه شده بود. او با خود می گفت که اگر در این عصر طلائی که هنوز نواسه محمد صلی الله علیه وسلم زنده است، در مقابل این ظلم قیام نشود، امت های بعدی هرگز در مقابل آن قیام نمی کنند. بلکه تن دادن به این ظلم روش مسلمان ها شده چه بسا که بعضی ها قیام در برابر آنرا هم، حرام خواهند کرد.
برای همین بود که حسین رضی الله عنه، برای زنده نگه داشتن این ارزش های بزرگ با جرأت تمام وارد میدان نبرد شد و جان خود را فدا نمود تا رسمی و سنتی باشد ابدی برای پیروان حقیقی محمد صلی الله علیه وسلم.

پیغام دائم:

حکومت های غیر اسلامی

وقتی قیام حسین رضی الله عنه در مقابل “خلافت کج” که حاکم و دستگاه قائم آن به حاکمیت الهی باور داشتند درست بود. وقتی هیچ یکی از صحابه کرام قیام حسین را غلط نگفت، پس یکی از پیام های دائم قیام حسینی این است که راضی بودن به نظام های که به هیچ ارزش اسلامی اهمیتی نمی دهند، خلاف راه و روش حسین و پدر کلان حسین است. چگونه ممکن است کسی هم حسینی و اسلامگرا باشد و هم به نظام های که به اساس مفکوره سیکولر و با هدف سیکولر سازی نظام تعلیم و تربیه روان اند وفا دار باشد؟ فرد اسلامگرا یا حسینی را وجدانش اجازه نمی دهد تا از حاکمان که نماز خواندن را یاد ندارند و به غلامی یهود و نصارا افتخار می کنند، حمایت کند. اصلا محبت حسین که بر ضد جلوه های قبیله گرائی در اولین ظهورش پس از اسلام مبارزه کرد، در قلب کسی که شبانه روزی برای استحکام حکومت های تفرقه افگن قدم و قلم میزند هرگز جمع نمی شود.

حرکت های به نام اسلامی:

از قیام حسین یک پهلو تاریک دیگر هم روشن می شود. خلافتی که اسلام می خواهد قائم باشد ویژگی ها و ارزش های دارد، تنها یک نام خالی نیست. به بعضی از این ارزش ها در بالا به گونه گذرا اشاره شد. حالا اگر کسانی با نقاب اسلامی بخواهند با اعلان خلافت، امت را به گروگان بگیرند، تسلیم شدن به آنها و به ظلم آنها منافی روش حسینی و مخالف روح اسلام است. قیام حسین به ما می آموزاند که هرچند یک جریان منسوب به مسلمانان هم، اگر نظامی قائم کند و نام آنرا خلافت بگذارد، در صورتیکه از عدالت، شورائیت و آزادی نظر دور باشد، نه تنها تن دادن به آن درست نیست، بلکه قیام در مقابل آن افضلیت دارد. البته اینجا بحث افضلیت است. قیام حسین یک قربانی عاشقانه و جسورانه بود. اگر چنین جسارتی بالای امت فرض نیست، ولی قیام هدفمند برای رسیدن به هدف حسینی یک فریضه الهی است.

سنگر خالی حسین:

حالا کسانی سنگی وفای حسین به سینه میزنند که، خیانت اصلی را در حق راه او کرده اند. بیرق حسین برای کشتار مسلمان های مظلوم در سوریه و عراق بیشرمانه بلند میشود. بیرق حسین در پهلوی بیرق پوتین بلند میشود. در محافل یادبود از فداکاری حسین کسانی حرف اول را میزنند که نمی دانند حسین نواسه رسول خدا بود یا نواسه خود خدا. باید دانست که حسین از این قماش مخلوقات بیزار است. ممکن است سنگر او خالی بماند، اما هرگز به چنین ستمگران جای نمی دهد. بیرق حقیقی حسین باید بر ضد استبداد حاکمان تفرقه افگن و فساد پیشه داخلی و بر ضد ملحدین و کافران یهود و نصارا که کشورهای اسلامی را به خاک و خون کشیده اند بلند شود. راه حسین راه مقابله با استبداد و زور گویی و تفرقه افگنی است، سنگر او معلوم است، و سنگر یزید هم معلوم است. با مبارزه برای بقای حاکمان تفرقه افگن و مستبد و با غلامی یهود و نصارا کسی نباید گمان حسینی بودن کند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *