تازه مسلمانانداستان

ماجرای مسلمان شدن دختر ژاپنی از زبان خودش

قصد داشتم زبانی را مطالعه کنم که اکثر مردم ژاپن آن را نمی‌شناختند. بنابراین به پیشنهاد مادرم زبان مالایی را در بهترین دانشگاه در رشته ی زبان و ادبیات خارجی انتخاب کردم. بعد از شروع مطالعه زبان مالایی, به کشور مالزی علاقه مند شدم. من توانایی ادامه تحصیل در خارج از کشور را نداشتم اما تلاش کردم که بهترین دانشجو در کلاس خود شوم.

بعد از یک سال مطالعه ی زبان مالایی هنوز کلمات زیادی بودند که معنی انها را نمی‌دانستم. متوجه شدم که بیشتر این کلمات مربوط به اسلام هستند. بناربراین در کلاس های اسلامی شرکت کردم. در آن زمان این فقط برای مطالعه بود.

دوست مالزیایی من مرا دعوت کرد که به مسجد بروم ، برای دیدن نمازشان به آنجا رفتم. این اولین باری بود که حجاب داشتم. تصور می‌کردم که چون دوسال در دانشگاه مطالعه کرده ام چیزهای زیادی درباره ی اسلام می‌دانم. اما زمانی که نماز مسلمانان رادر مسجد دیدم خیلی تعجب کردم، نمی‌دانستم چرا آن‌ها روزی پنج مرتبه نماز می‌خوانند. بله.البته آن‌ها مسلمان بودند و برای خدا نماز می‌خواندند.اما نمی‌فهمیدم چرا می‌خواهند آن را انجام دهند. با اینکه من دوست داشتم لباس های مد روز را بپوشم اما با پوشیدن حجاب احساس آرامش می‌کردم. بعداز ان تصمیم گرفتم که بدنم را بیشتر بپوشانم به دلیل احترام به وجود و نفسم.

تصمیم گرفتم که یک ماه در مالزی درباره ی اسلام مطالعه کنم. از این سفر چیزهای زیادی یاد گرفتم. یک ماه چالش! هرروز حجاب می‌پوشیدم . با این‌که هوا خیلی گرم بود و توانایی تحمل گرما را نداشتم اما با پوشیدن حجاب قلبم پر از ارامش و خوشحالی میشد. هر روز نماز می‌خواندم و سعی می‌کردم دعای افتتاح را حفظ کنم. (البته سوره‌ی فاتحه را قبل از اینکه به مالزی بیایم تمرین کرده و حفظ بودم). شکر خدا مردم زیادی برای من دعا کردند. اما مشکلات زیادی با خانواده. دوستان و شغلم داشتم و برای گفتن شهادتین آماده نبودم. به خدا اعتقاد داشتم بنابراین شهادتین را در قلبم گفتم و برای برطرف شدن مشکلاتم دعا کردم.

بعد از خواندن قرآن خیلی گریه کردم و ناگهان نور هدایت را در قلبم احساس کردم. برای این‌که شهادتین را حظ نبودم به مسجد رفتم . بدون این‌که بپرسم می‌توانم امروز شهادتین بگویم یا نه. مردمی که در مسجد بودند با خوش‌رویی به من خوش آمد گفتند. بیشتر از ده خواهر مالزیایی امدند تا شاهد مسلمان شدن من باشند. از آن به بعد من به “نور آریسا مریم” تبدیل شدم. آن روز شانس این را داشتم که برای اولین بار به عنوان یک مسلمان نماز بخوانم.

هنوز هم در حال یادگیری چیزهای زیادی درباره ی اسلام هستم. چون ما مسلمانان کامل نیستیم و باید همیشه مسلمان بهتری باشیم.

خیلی از مردم درباره ی تفاوت قبل و بعد از مسلمان شدنم از من سوال می‌پرسند. زندگی ام خیلی تغییر کرده است. قبلا سریع عصبانی می‌شدم و باید یکی همیشه همراه من می بود تا آرامم کند. اما آلان این طور نیست چون می‌دانم همه چیز با خدا آسان است. با وجود مشکلات زیادی که در زندگی دارم اما قوی شده ام.

من به اینکه یک مسلمان ژاپنی هستم افتخار می‌کنم. خدا به من لطف کرده و در اداره برای من محل مخصوصی برای نماز درست کرده اند. خدا هیچ وقت ما را تنها نمی‌گذارد.

منبع: رهيافته

برچسب ها

مدیر سایت

پورتال اسلامی تبیین

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + 18 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن