دل نوشته

مادر ، ای همای بی همتا

داخل ماشینی زیبا و جادار جهت طی مسیری نشسته ام و به سویج آن چشم دوخته ام مهم سویچ آن نبود جمله ی روی جاکلیدی بود.”مادر جان”
با دیدن این کلمه که از آن مهر و عطوفت می بارد یاد مادرم و این نعمت بی تعدیل می افتم.
مادر ای همای بی همتای من؛
مادر ای باران اندیشه فردای من؛
مادر ای نقاش غم های من؛
مادر ای سپیده صبح امید و موفقیت من.
مادر، در تصویر تو فردای من روشن می شود و با یاد تو اندیشه ام زیبا می شود .
مادر ای طلوع خوبی ها و ای غروب غم های من تو را چگونه بستایم و چگونه ثنای تو گویم؟؟؟.
عاجز از آنم که در توصیف تو ای کوه استوار ، کلماتی را از صفحه دل به صفحه گوشی بیارم.
مادر ای معلم اول من چگونه واصف تو باشم چون معلمی شغل انبیاست؟؟؟.

مادر نعمتی بی تعدیل و ارزنده از جانب حق تعالی است.
بعضی وقت ها دلم هوای مادرم را می کند.
مادری که به من می گوید دیدار من مهم نیست تو درس خودت را بخوان.
مادرم را دوست دارم او اولین مشوق بنده در راه تحصیل علم و تکنولوژی بوده است ؛ او کسی است که فرسخ ها دوری من را جهت سربلندی ام تحمل می کند و کسی است که همیشه از همه ی اعضاء خانواده بیشتر نگران من است و به من همیشه موقع خداحافظی می گوید که مواظب خودت باشی اگر اتفاقی افتاد من را خبر کنی و گاها برایم تماسی بگیر.
این تنها ایده مادرم و محبت او نسبت به من نیست این ایده و محبت همه ی مادران نسبت به فرزندان خویش است.
یاد مادرانی می افتم که داغ فرزندان جوانش در دلش رخنه کرده و فولاد دلش را به یخی ذوب شده تبدیل کرده است ؛ یخی که حتی با یخ خوردن هم دیگر یخ نمی شود و او را این جگر سوخته به کام مرگ می رساند.
خیلی ها را زرق و برق دنیا فریب داده و مادر خویش را از خانه خود بیرون انداخته اند یا با کمال بی شرمی و بی حرمتی مادرش را که کوه استوارش است به خانه سالمندان تحویل می دهند.
عهده ای دیگر چون مادر را پیر می بینند و خود را جوان مثل شیر سر مادر خود غرش می کنند و با این کار رکیک خویش پا بر حریم خدایی می گذارند.
برای سپاس از احسانات مادر منتظر روز مادر نباشیم هر روز برای من روز مادرم است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 4 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن