رمضان

ماه مبارک رمضان و فضایل آن بخش دوم

اقسام روزه:

  • فرض: روزه فرض در تمام سال فقط روزه گرفتن ماه مبارک رمضان بر مسلمانان فرض است.
  • واجب: روزه‌ای است که نذر شده باشد و روزه کفاره واجب است. اگر شخصى روزه‌ای روز معیینى را نذر کرده باشد، روزه گرفتن همان روز ضرور می‌باشد. اما اگر روزه را معین نکرده بود هر وقت که بخواهد می‌تواند روزه بگیرد. اما تاخیر آن بدون دلیل لازم نیست.
  • سنت: روزه‌هاى است که پیامبر اسلام گرفته باشد و مسلمانان را به گرفتن آن تر غیب نموده باشد. از جمله: روزه، روز نهم و دهم محرم بطور مسلسل. روزه، یوم عرفه یعنى نهم ذو الحجه الحرام. روزه، ایام بیض: یعنى روزه گرفتن در روزهاى (۱۳، ۱۴، و ۱۵) هر ماه.
  • نفل: روزه نفلى، روزه غیر از روزه‌هاى فرض، واجب و مسنون، را روزه نفلى می‌گویند که روزه گرفتن در آن مستحب است از جمله: (شش روز روزه گرفتن در ماه شوال المکرم، روزه گرفتن روز‌هاى دوشنبه و پنچشنبه، روزه گرفتن هشت روز در دهه اول ذو الحجه).

شش روز شوال:

از ابو ایوب انصاریس روایت است که: پیامبرص فرمود: «مَنْ صَامَ رَمَضَانَ ثُمَّ أَتْبَعَهُ سِتًّا مِنْ شَوَّالٍ کَانَ کَصِیَامِ الدَّهْرِ». «کسی که ماه رمضان و بدنبال آن شش روزه از ماه شوال را روزه بگیرد مانند اینست که یک سال کامل را روزه گرفته باشد»[۱].

روز عرفه براى غیر حاجی و روز عاشورا و روز قبل از آن:

از ابو قتاده روایت است: «سُئِلَ رسول اللهص عَنْ صَوْمِ یَوْمِ عَرَفَهَ؟ فَقَالَ: یُکَفِّرُ السَّنَهَ الْمَاضِیَهَ وَالْبَاقِیَهَ. وَسُئِلَ عَنْ صَوْمِ یَوْمِ عَاشُورَاءَ فَقَالَ: یُکَفِّرُ السَّنَهَ الْمَاضِیَهَ». «از پیامبرص در باره روزه روز عرفه سؤال شد فرمود: گناهان سال گذشته و سال جاری را از بین مى‌برد، و در بارهروزه روز عاشورا از او سؤال شد فرمود: گناهان سال گذشته را از بین مى‌برد»[۲]. از ام الفضل بنت حارث روایت است: «أَنَّ نَاسًا اخْتَلَفُوا عِنْدَهَا یَوْمَ عَرَفَهَ فِى صَوْمِ النَّبِىِّص فَقَالَ بَعْضُهُمْ: هُوَ صَائِمٌ. وَقَالَ بَعْضُهُمْ: لَیْسَ بِصَائِمٍ. فَأَرْسَلَتْ إِلَیْهِ بِقَدَحِ لَبَنٍ وَهْوَ وَاقِفٌ عَلَى بَعِیرِهِ فَشَرِبَهُ» «مردم در روز عرفه در باره روزه بودن پیامبرص نزد من بحث و جدال کردند. بعضى از آن‌ها گفتند: او روزه است و بعضى دیگر گفتند: روزه نیست. من ظرفى از شیر را برایش فرستادم، ایشان در حالى که روى شترش در عرفه ایستاد بود آن را نوشید»[۳]. از ابو غطفان بن طریف مری روایت است: از ابن عباسب شنیدم که مى‌گفت: «حِینَ صَامَ رَسُولُ اللَّهِص یَوْمَ عَاشُورَاءَ وَأَمَرَ بِصِیَامِهِ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُ یَوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَى. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِص: فَإِذَا کَانَ الْعَامُ الْمُقْبِلُ – إِنْ شَاءَ اللَّهُ – صُمْنَا الْیَوْمَ التَّاسِعَ. قَالَ فَلَمْ یَأْتِ الْعَامُ الْمُقْبِلُ حَتَّى تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِص». «وقتى پیامبرص روز عاشورا را روزه گرفت و به روزه گرفتن آن دستور داد، مردم گفتند: ای رسول خدا عاشورا روزی است که یهود و نصارى آن را بزرگ مى‌دارند. پیامبرص فرمود: سال بعد انشاء الله روز نهم را هم روزه مى‌گیریم. ابن عباسب گفت: قبل از آنکه روز نهم سال بعد بیاید پیامبر ص فوت کرد»[۴].

گرفتن روزه در ماه محرم:

از ابو هریرهس روایت است که پیامبرص فرمود: «أفضل الصیام بعد شهر رمضان شهر الله المحرم و أفضل الصلاه بعد الفریضه صلاه اللیل». «بهترین روزه بعد از ماه رمضان روزه ماه محرم و بهترین نماز بعد از نماز‌های فرض نماز شب است».

اکثر روز‌های ماه شعبان:

از عایشهل روایت است: «ما رأیت رسول اللهص استکمل صیام شهر قط إلا شهر رمضان وما رأیته فى شهر أکثر منه صیاماً فى شعبان» «پیامبرص را ندیدم که ماهى را کامل روزه بگیرد، مگر ماه رمضان و او را ندیدم که در هیچ یک از ماه‌ها به اندازه ماه شعبان روزه بگیرد»[۵].

 

 

روز‌هاى دوشنبه و پنجشنبه:

از اسامه بن زید روایت است: «إِنَّ نَبِىَّ اللَّهِص کَانَ یَصُومُ یَوْمَ الاِثْنَیْنِ وَیَوْمَ الْخَمِیسِ وَسُئِلَ عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ: إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ یَوْمَ الاِثْنَیْنِ وَیَوْمَ الْخَمِیسِ». «پیامبرص روز دوشنبه و پنج شنبه را روزه مى‌گرفت. در باره از او سؤال شد، فرمود: اعمال بندگان در این دو روز (پیش خدا) عرضه می‌شود»[۶]. پیغمبر اسلام در سفر و حضر در روز‌هاى بیض (۱۳، ۱۴، ۱۵، هر ماه) افطارنمی‌گرد. (نسائی، ترمذى). قابل تذکر است روزه ثوابى را هر زمانیکه از ادامه آن خسته شدید می‌توانید آن‌را افطار نماید.

روزه‌هاى ممنوعه:

در ایام ذیل گرفتن روزه ممنوع مى‌باشد:

۱- گرفتن روزه درایام شک یعنى اینکه سایر مسلمین روز دار نباشند ولى به زعم خویش روزه بگیرد.یوم شک: (یوم شک یا روز شک)، روز ۳۰ ماه شعبان را گویند که در شامگاه روز ۲۹ شعبان، مهتاب دیده نشود و به طور قطعى هم معلوم نباشد که فردا ۳۰ شعبان است یا اول رمضان. در این روز، روزه گرفتن مکروه تحریمى است. (حضرت عمار بن یاسرس از پیامبر اکرمص روایت نموده‌اند که:«من صام الیوم الذى شک فیه فقد عصى أبا القاسم». «کسى که یوم شک را روزه بگیرد با پیامبرص مخالفت کرده است»[۷]. (روز عیدین عید فطر و عید اضحى، یازدهم، دوزادهم، سیزد هم ذوالحجه). ۲- گرفتن روزه در روز عیدین (عید فطر وعید الأضحى) ۳- گرفتن روزه در دوره حیض و نفاس. ۴- همچنان حضرت محمدص روزه بدون افطار و سحر را منع نموده است.

حکم روزه نفلى براى زن شوهردار:

زن نمی‌‌تواند بدون اجازه شوهرش در صورتیکه شوهرش مقیم باشد، روزه ثوابى بگیرد. از ابو هریرهس روایت شده که پیامبر اسلام فرمود: «ولاَ تَصُمِ الْمَرْأَهُ یَوْماً وَاحِداً وَزَوْجُهَا شَاهِدٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ». «روزه نگیرد زن حتى یک روز در حالیکه شوهرش باشد مگر به اجازه او غیر از رمضان»[۸]. این حدیث شریف بصورت آشکار زن را از روزه گرفتن روزه نفلى در حالیکه شوهرش حاضر باشد منع مى‌کند زیرا ممکن است باعث تلف حق او گردد ولى در روزه رمضان چون فرض است اجازه گرفتن از شوهر لازم نمى‌باشد.

روزه مکروه:

روزه است که انسان تنها روز شنبه و یا یکشنبه را روزه بگیرد و یا فقط روز عاشورا را روزه بگیرد. و یا روزه گرفتن زن بدون اجازه شوهر، و یا روزه گرفتن بدون افطار (که بنام روزه وصال) یاد می‌گردد. و غیره از این قبیل روزه را در شریعت اسلام بنام روزه مکروه مسمى نموده‌اند.

روزه حرام:

در روز‌هاى ذیل سال گرفتن روزه حرام می‌باشد.

  • در روز عید رمضان و قربان،از ابو عبید مولای ابن أزهر روایت است: در روز عید با عمر بن خطابس بودم گفت: پیامبرص از روزه گرفتن در این دو روز نهى فرموده است، اولین روز بعد از ماه رمضان (عید فطر) و روزی که از قربانی‌هایتان مى‌خورید (عید قربان)[۹].
  • ایام تشریق، از ابو مره مولای أم هانی روایت است: با عبد الله بن عمرو نزد پدرش عمرو بن عاص رفتیم، غذایی جلو ما گذاشت و گفت: «بخورید، (عبدالله) گفت: من روزه هستم، عمرو گفت: بخورید، این‌ها روز‌هایى است که پیامبرص به ما امر مى‌کرد که روزه نگیریم و از روزه گرفتن ما را نهى مى‌کرد. امام مالک گفته است: منظور از این روزها ایام التشریق است».
  • روزه گرفتن جمعه به تنهایى: از ابو هریرهس روایت است: «هیچ کدام از شما روز جمعه روزه نگیرد مگر اینکه روز قبل یا بعد از آن نیز روزه بگیرد»[۱۰].
  • روزه گرفتن شنبه به تنهایى: در حدیث عبدالله بن بسر سلمى از خواهرش صماء روایت است که پیامبرص فرمود: «روزه شنبه را به تنهایى روزه نگیرید مگر روزه‌های که بر شما فرض باشد، و اگر بجز پوست انگور یا شاخه درخت چیز دیگرى نیافتید آن را بجوید تا آن روز روزه نباشید»[۱۱].
  • نیمه دوم شعبان براى کسى که به روزه گرفتن آن عادت ندارد: از ابو هریرهس روایت است که پیامبر ص فرمود: «هیچ کدام از شما یک یا دو روز قبل از رمضان روزه نگیرد مگر اینکه به روزه گرفتن در آن روز عادت داشته باشد که در این صورت مى‌تواند آن روز را روزه بگیرد»[۱۲].

روزه بر کى فرض است؟

اجماع علماء بر اینست که روزه (ماه رمضان) بر هر شخص مسلمان، عاقل، بالغ، سالم و مقیم فرض است البته زن باید از حیض و نفاس پاک باشد[۱۳].

مفهوم شرط بلو غ:

شرط بلوغ بدین معنى است که مسلمان که بر سن بلوغ رسیده باشند و توانمندى گرفتن روزه را داشته باشند. روزه بالاى آنان فرض می‌گردد. این بدین معنى است کسانیکه به سن بلوغ نرسیده‌اند گرفتن روزه بالاى آنان فرض نمى‌باشد. پیامبرص فرموده است: «رُفِعَ الْقَلَمُ عَنْ ثَلاَثَهٍ: عَنِ الْمَجْنُونِ حَتَّى یَعْقِلَ وعَنِ النَّائِمِ حَتَّى یَسْتَیْقِظَ وَعَنِ الصَّبِىِّ حَتَّى یَحْتَلِمَ». «تکلیف از سه دسته برداشته شده است: از دیوانه تا هوشیار شود و از به خواب رفته تا بیدار شود و از کودک تا بالغ شود»[۱۴].

مفهوم شرط قادر بودن:

شر ط قادر بودن به این معنى است که یک نفر مسلمان توان گرفتن روزه را داشته باشد بالاى آنان گرفتن روزه فرض می‌گردد، ولى مریضان که توان گرفتن روزه را ندارد و با گرفتن روزه وضعیت صحی آنان برهم می‌خورد و دوکتوران براى آنان گفته باشند در صورتیکه روزه بگیرند به وضعیت جسمانى‌شان ضرر می‌رسد در این صورت گرفتن روزه بر آنان فرض نبوده. هر زمانیکه از مریضى بهبود یابند و عذر موجود مرفوع گردد به قضاء آن مبادرت ورزند.

امراض:

امراض که خوردن روزه را به توصیه داکتر معالج متدین جواز دانسته عبارتند از: (امراض سل، امراض صدرى، امراض معدى، امراض روانى، که انسان به گرفتن روزه از حالت نورمال خارج می‌گردد. وغیره امراض خطرناک و مضر …) اگر شخصى فقط به اساس وهم و خیال خود که گویا روزه او را مریض مى‌سازد و یا مریضى او را افزایش می‌دهد، در حالیکه آن را تجربه هم نکرده و نه دکتور متخصص برایش مشوره داده، روزه نگیرد گنهگار بوده و باید کفاره آن‌را هم بپردازد.

شیخوخت و یا کبر سن:

شیخوخت و یا کبر سن بدین معنى است، آنعده از مسلمانانیکه توانمندى گرفتن روزه را از دست داده باشند. به اساس این حکم الهى ﴿وَعَلَى ٱلَّذِینَ یُطِیقُونَهُۥ فِدۡیَهٞ طَعَامُ مِسۡکِینٖ﴾ [البقره: ۱۸۴]. پیران کهن سال و زنانى که نتوانند روزه گیرند پس باید فدیه بدهند. همچنان این حکم شامل حال آنعده از کسانى می‌گردد که به امراض مزمن که علاج دو باره آن غیر ممکن باشد. برآنان گرفتن روزه فرض نیست در بدل آن می‌توانند فدیه دهند که سیر کردن هر روزه یک نفر مسکین است.

 

 

مجاهد:

مجاهد که مصروف جهاد اعلاى کلمه الله و دفاع از مقدسات وطن باشد، گرفتن روزه بالاى آن فرض نیست. می‌تواند بعد از اینکه امور مجاهدت‌اش به پایان رسید به گرفتن روزه اقدام نماید.

مسافر:

براى مسافر بر اساس حکم آیه متبرکه ﴿وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّهٞ مِّنۡ أَیَّامٍ أُخَرَ﴾ [البقره: ۱۸۵]. «کسانیکه از شما مریض و یا در سفر باشد، شمار روز‌هاى دیگر آن‌را بگیرد». (جواز دارد که روزه را افطار نماید). علماء حدود مسافتى که سفر بشمار می‌آید را ۴ بُرد بر آورد نموده‌اند. هر بُرد عربى برابر است با (۲۲٫۱۷۶) کیلومتر، در نتیجه مسافتى که احکام سفر به آن تعلق می‌گیرد برابر است با ۴ برابر این مقدار یعنى (۸۸٫۷۰۴) کیلومتر (برای معلومات مزید مراجعه شود به کتاب «الفقه الإسلامی وأدلته» ۱/ ۷۴- ۷۵). علماء برای تأیید نظریات خویش بر روایات ذیل اسلامی استناد نموده‌اند:

  • از پیامبرص به سند ضعیف روایت شده است که گفت: «یَا أَهْلَ مَکَّهَ لاَ تَقْصُرُوا الصَّلاَهَ فِى أَدْنَى مِنْ أَرْبَعَهِ بُرُدٍ مِنْ مَکَّهَ إِلَى عُسْفَانَ»[۱۵]. یعنى: «اى اهل مکه، از مسافت کمتر از ۴ بُرد ما بین مکه و عسفان (نمازها را) قصر نکنید».
  • از ابن عباسب سؤال شد که آیا تا رفتن به عرفه نمازها را قصر کنیم؟ گفت: نه، ولى تا عسفان و جده و طائف (می‌شود نماز را قصر کرد)[۱۶]. ۳- ابن عمر و ابن عباسش هنگام سفر در مسافت ۴ بُرد به بالا (یعنى بیشتر از (۸۸٫۷۰۴) کیلومتر) نمازها را دو رکعت می‌خواندند و روزه را نمی‌گرفتند. ابن عمر هنگام رفتن به «ذات النصب» نماز را قصر کرد، و بین این مکان تا مدینه ۴ بُرد مسافت بود[۱۷]. در ضمن سفر باید سفر مباح باشد تا احکام سفر بر او تعلق گیرد. در نتیجه کسى که مسافت بیشتر از (۸۸٫۷۰۴) کیلومتر را طى کند احکام سفر به او تعلق می‌گیرد و می‌تواند روزه را بشکند و نمازها را قصر و جمع کند، ولى همانطور که بیان شد باید سفرش مباح باشد، ولى اگر مسافت طى شده کمتر از (۸۸٫۷۰۴) کیلومتر باشد، احکام سفر به او تعلق نمی‌گیرد، و نمی‌تواند که روزه را بشکند و یا نمازها را قصر و جمع کند. و نا گفته نماند که مسئله فوق الذکر یکى از آراء علماء در مورد مسافت قصر و جمع می‌باشد، و نظریه‌هاى دیگرى نیز وجود دارد و علماء نزدیک به ۲۰ قول را در مورد مسافت قصر بیان کرده‌اند. که نسبت طوالت کلام از ذکر آن جلوگیری می‌نمایم. (ولى قابل تذکر است به مجرد که مسافر به حالت مقیم آید به گرفتن روزه آغاز و ایام قضاء شده را قضائى بیاورند).

حمل:

زنان که حامله‌اند و می‌دانند که به گرفتن روزه براى حمل و خود آن ضرر می‌رسد مکلف به گرفتن روزه نیستند.

 

ارضاع:

اگر زن شیرده گمان غالب کند که در صورت روزه گرفتن ضرر شدید به طفل وى خواهد رسید اجازه دارد روزه نگیرد. صرف قضاى روزه بر آن‌ها فرض است.از انس بن مالک کعبىس روایت شده که رسول اللهص فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ وَضَعَ عَنِ الْمُسَافِرِ الصَّوْمَ وَشَطْرَ الصَّلاَهِ وَعَنِ الْحُبْلَى وَالْمُرْضِعِ الصوم». «خداوند برداشته از مسافر روزه و نصف نماز را و از زن حامله و شیرده روزه را»[۱۸]. امام ابو حنیفه/ می‌فرماید: اگر زنى حامله یا شیرده از روزه گرفتن بترسد جایز است افطار کند فرق نمى‌کند که خوف او بر خودش و طفل‌اش و یا تنها بر خودش و یا تنها بر طفلش باشد، و در صورت که قدرت یافت صرف بر او قضاء لازم است نه فدیه، همچنان پیهم روزه گرفتن در ایامى که قضا مى‌کند بر او لازم نمى‌باشد. این حکم براى زنى که فرزند خود را شیر می‌دهد و زنى که براى شیر دادن اجیر شده فرقى ندارد زیرا اگر مادر طفل باشد شیر دادن به اساس دیانت بر او واجب است، و اگر اجیر باشد شیر دادن به اساس عقد بر او واجب شده است.

حائض و نفاس:

زنانیکه به دوره حیض و نفاس باشند جواز ندارد که روزه دار گردند. اگر زن حائض و زنى که در نفاس است روزه بگیرند، روزه آن‌ها صحیح نیست؛ چون یکى از شروط صحت روزه، پاکی از حیض و نفاس است و بر آن‌ها قضا واجب است. در حدیث از بى بى عایشهل روایت است: «کُنَّا نَحِیضُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِص ثُمَّ نَطْهُرُ فَیَأْمُرُنَا بِقَضَاءِ الصِّیَامِ وَلاَ یَأْمُرُنَا بِقَضَاءِ الصَّلاَهِ». «ما در زمان پیامبرص به حیض مى‌افتادیم، به ما دستور داده مى‌شد که تنها روزه را قضا کنیم نه نماز را»[۱۹]. زن هر زمانیکه از دوره خلاص شدند به تجدید نیت به گرفتن روزه اقدام نمایند. زنان حائضه و نفساء روزه فوت شده شانرا بعد از رمضان قضاء مى‌آورند. (اگر دوره نسائى‌اش قبل از فجر صورت گیرد می‌تواند اول نیت و بعداً به گرفتن روزه اقدام نماید و اگر دوره نسائى آن بعد از فجر صورت گیرد در صورتیکه خواسته باشد می‌تواند در همان روز از خوردن و نوشیدن اباء ورزد. ولى روزه آن درست نبوده باید به قضاء آن مبادرت نماید). قابل تذکر است آنعده از زنانیکه مریض به جریان دم متداوم مبتلاء‌اند (خارج از ایام حیض و نفاس) می‌توانند روزه بگیرند. و حتى نماز پنج گانه را بشرط آنکه براى هر نماز وضو جداگانه نماید، اداء نماید. اگر زن فقط یک لحظه قبل از شام حیض یا نفاس ببیند روزه‌اش باطل گردیده و باید آن‌را قطع کند. اگر خون حیض یا نفاس براى لحظه‌یى هم قطع شود براى روزه نیت کند هر چند غسل را کمى به تأخیر اندازد.

تبصره: باید دانست اگر روزه انسان فاسد شود باید از خوردن، نوشیدن و سایر شکننده‌هاى روزه به جهت احترام رمضان خود دارى کند اما این حکم براى حائض و نفساء تطبیق نمی‌شود بلکه بر وى لازم است که خوردن و نوشیدن خود را از چشم مردم پنهان نماید.

شدت گرسنگى و تشنگى:

اگر روزه دار از شدت گر سنگى به خطر زندگى یا خطر فتور در عقل باشد می‌تواند روزه نگیرد.

ترس از هلاکت:

اگر به علت محنت و مشقت احتمال مردن، یا ظالمى بر کسى جبر کند که اگر روزه گرفتى ترا خواهم کشت یا به سختى ترا لت و کوب خواهم کرد و یا یکى از اعضاى بدن ترا قطع خواهم کرد، اجازه است که روزه نگیرد.

بى‌هوشى:

اگر بیهوشى بر کسى طارى گردد و چند روز دوام کند. در این صورت قضاى روز‌هاى که مانده واجب است.

جنون:

اگر جنون بر کسى طارى گشت و از آن هیچ وقت بهبود نمى‌یابد از گرفتن روزه معاف است، قضا و فدیه واجب نمى‌باشد ولى اگر بهبود یافت، قضا بر وى واجب است.

تبصره: اگر بیمار و مسافر با گرفتن روزه دچار مشقت نشوند، روزه گرفتن بهتر است و اگر دچار مشقت شوند بهتر آن است که روزه نگیرند. در حدیث شریف از ابو سعید خدریس روایت است: با پیامبرص در ماه رمضان به جنگ با کفار رفتیم بعضى از ما روزه بودند و بعضى دیگر روزه نبودند بدون اینکه از همدیگر ایراد بگیرند و معتقد بودند کسى که توانایى روزه دارد اگر روزه بگیرد بهتر است و کسى که توانایى روزه را ندارد بهتر آن است که روزه نگیرد»[۲۰].

 

 

حالاتى که شکستن روزه در آن‌ها جایز است:

حمله ناگهانى مرض که خطر مرگ را در بر داشته باشد و یا حوادث ترافیکى توام با خطر باشد.اگر کسى ناگهان مریض شود و یا در صورتیکه روزه خود را نشکند خطر شدت بیمارى او را تهدید می‌کند جواز دارد روزه خود را بشکند. اگر کسى را مار و یا گژدم گزید و ضرورت به دوا باشد می‌تواند روزه خود را بشکند.

شروط روزه:

اول اسلام: یکى از شرایط روزه همانا مسلمان بودن است. کسانیکه از دین اسلام بر گردند روزه آنان باطل است و در صورت رجعت دوباره به دین مبین اسلام می‌توانند به قضاء روزه اقدام نماید.

دوم نیت: «إِنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ، وَإِنَّمَا لِکُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى». «قبول و صحت اعمال با نیات است، پذیرش و پاداش هر عمل بستگى به نیت آن دارد».

معناى نیت اراده کردن در قلب می‌باشد. روزه بدون نیت درست نمى‌باشد. روزه دار باید در شب (از آغاز غروب آفتاب الى طلوع آفتاب یا فجر) نیت روزه را بعمل آرد. محل نیت همان قلب است ضرورت نیست که به زبان مبادرت شود. نیت روزه می‌شود از آغاز شهر رمضان آغاز، و إلى اخیر ماه رمضان ادامه یابد. ضرورت به تجدید همه روزه آن نیست. ولى اگر روزه به اثر یکى از عذر شرعى مقطوع گردد ضرورت است که به آغاز دوباره نیت روزه نیز تجدید یابد. (نیت به هر زبان که شخص می‌خواهد می‌تواند آن‌را بجا آورد. نیت تنها به الفاظى عربى شرط نیست). اگر شخصى در شب نیت می‌کند بگوید: «وبصوم غد نویت من شهر رمضان». «و من نیت کردم براى فردا روزه ماه رمضان را» و شخصى که در روز نیت می‌کند بگوید: «نویت وبصوم الیوم من شهر رمضان» «من نیت کردم براى امروز روزه رمضان را» براى مسافر ضرور است که در رمضان نیت کدام روزه واجب را ننماید، اگر نیت روزه فرض رمضان را کند یا نیت روزه نفلى را در هر صورت درست است.
کسیکه روزه قضاى رمضان المبارک را می‌گیرد ضرور است که بطور معین نیت روزه فرض را بنماید.
اگر شخصى در شب نیت روزه را فراموش کند و در روز بیادش آید، در سه نوع روزه نیت کردن تا قبل از زوال آفتاب صحیح می‌باشد که عبارت‌اند از: «روزه رمضان المبارک، روزه‌هاى نذر که روز یا تاریخ آن معین گردیده باشد، روزه نفلى». در چهار نوع روزه نیت کردن از غروب آفتاب تا طلوع صبح صادق ضرور بوده و پس از طلوع صبح صادق نیت کردن کافى نمى‌باشد و این روزه‌ها عبارت‌اند از: «روزه قضایى رمضان المبارک، روزه‌هاى نذر که روز و تاریخ آن معین نشده باشد، روزه‌هاى کفاره، روزه‌هاى قضایى روزه نفلى که پس از آغاز به علتى فاسد شده باشد». اگر شخصى در شب بنابر دلیلى اراده روزه گرفتن را نداشته و در صبح هم به فکر روزه نگرفتن باشد، سپس قبل از زوال آفتاب فکر کند ترک روزه رمضان درست نیست و نیت کند روزه‌اش صحیح می‌باشد، اما صبح چیزى خورده باشد ضرورت به نیت نمى‌افتد.

فرایض روزه:

در روزه از نمودار شدن صبح صادق تا غروب آفتاب کناره گیرى کردن از سه چیز فرض است: ۱- امتناع از خوردن، ۲- امتناع از نوشیدن، ۳- امتناع از لذت جنسى.

 

 

سنن و مستحات روزه:

سحرى کردن اگر چه به دانه خرما باشد، خوردن سحرى در اخیر وقت مستحب است طوریکه چیزى وقت به صبح صادق مانده باشد. نیت روزه در شب مستحب است، عجله در افطار پس از غروب آفتاب تاخیر نکردن در افطار مستحب است. افطار با آب و خرما مستحب بوده. روزه دار باید در ماه مبارک رمضان از: غیبت، سخن چینى، دروغگویى، غالمغال، قهر و ظلم، امتناع بعمل آرد.

 

وقت روزه:

وقت روزه فرضى و یا روزه شرعى، به حکم قرآن از طلوع صبح صادق آغاز و تا غروب آفتاب ادامه مى‌یابد. چنانچه در (آیه ۱۸۷ سوره بقره) آمده است:

﴿وَکُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَکُمُ ٱلۡخَیۡطُ ٱلۡأَبۡیَضُ مِنَ ٱلۡخَیۡطِ ٱلۡأَسۡوَدِ مِنَ ٱلۡفَجۡرِۖ ثُمَّ أَتِمُّواْ ٱلصِّیَامَ إِلَى ٱلَّیۡلِ﴾ [البقره: ۱۸۷]. «تا آن وقت بخورید و بنوشید که خط سفید از خط سیاه خوب نمایان و آشکار شود و باز روزه را تا اول شب به اتمام رسانید وآنرا بگیرید». ولى در کشور‌های که آبر آلوداند و تعیین وقت در آن دشوار است فتواى علما است که افطار به وقت محلى نزدیک‌ترین کشور اسلامى صورت مى‌پذیرد. روزه گرفتن در شب جواز نداشته خداوندأ شب را براى استراحت آفریده ﴿­هُوَ ٱلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ ٱلَّیۡلَ لِتَسۡکُنُواْ فِیهِ وَٱلنَّهَارَ مُبۡصِرًاۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَأٓیَٰتٖ لِّقَوۡمٖ یَسۡمَعُونَ ۶٧﴾ [یونس: ۶۷].

 

سحرى «پس شب» و ا فطار:

پیامبراکرمص فرموده است: «سه امر از جمله اخلاق پیامبران می‌باشد: «تأخیر در سحرى، تعجیل در افطار، در نماز دست راست را بر چپ گذاشتن». پیامبر اسلام می‌فرماید: «سحرى بخورید، زیرا در خوردن سحرى برکت است: براى روزه گرفتن روز از خوردن سحرى کمک بگیرد و براى قیام لیل (تهجد) از خوابیدن بعد از ظهر کمک حاصل کنید». براى روزه دار مستحب است که با خرما تازه افطار کند و در صورت عدم موجودیت آن با آب افطار نماید و در زمستان می‌تواند با خرماى خشک و در صورت عدم موجودیت آن با آب افطار کند تا معده آماده گردیده و غذایى را که بعدا خورده می‌شود بتواند هضم نماید. پس از آنکه شخص با خرما یا آب و غیره افطار کرد نماز شام را می‌خواند و بعد از آن غذا می‌خورد و پیامبرص فرموده است: «إِذا أَفطرَ أحدُکُم فلیفطرْ على تَمْر، فَإِنَّهُ برکه، فَإِن لم یَجدْ تمرا فالماءُ، فَإِنَّهُ طَهور». «چون افطار کند یکى از شما پس افطار کند با خرما، پس چون نیافت پس افطار کند با آب زیرا پاک کننده است»[۲۱]. براى روزه دار عجله در افطار و تأخیر در سحرى افضل می‌باشد زیرا پیامبرص فرموده است: «لاَ تَزَالُ أُمَّتِى بِخَیْرٍ مَا أَخَّرُوا السَّحُورَ وَعَجَّلُوا الْفطورَ». «همیشه امت من به خیر باشند تا وقتیکه به تاخیر اندازند سحرى را و شتاب کنند در افطار».

 

 

 

دعاى افطار:

«اللَّهُمَّ لَکَ صُمْتُ وَعَلَى رِزْقِکَ أَفْطَرْتُ» «خداوند! من براى تو روزه گرفتم و از رزقى که تو نصیبم کرده اى افطار نمودم»[۲۲]. و یا این دعا: «بسمِ اللهِ والحمدُ للهِ اللهم لک صُمْتُ وعلى رزقک أفطرتُ وعلیک توکلتُ سبحانک وبحمدک تقبل منى إنک أنت السمیعُ العلیمُ».

دعا بعد از افطار:

«ذَهَبَ الظَّمَأُ وَابْتَلَّتِ الْعُرُوقُ وَثَبَتَ الأَجْرُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ» «تشنگى زایل شد، رگ‌ها سیراب گشت، و اگر خداوند خواست اجر نیز خواهد رسید»[۲۳].

ثواب افطار دادن:

اگر شخصى به روزه دار افطار دهد آنقدر اجر و ثواب کمایى مى‌کند که نصیب روزه دار می‌شود، هر چند افطارى مذکور چند لقمه نان یا یک خرما باشد.پیامبرص فرموده است: «شخصى که روزه دارى را افطارى دهد او را اجر و ثواب مانند روزه دار است». (بیهقى).

امور باطل کننده روزه:

در باب مبطلات روزه آمده است: هر آنکسی که بدون عذر شرعى روزه را بخورد، اگر تمام عمر روزه هم بگیرد ثواب آنروز را بدست نخواهد آورد. امورکه روزه را باطل مى‌سازد عبارتند از: ۱- جماع در روز. ۲- انزال منى بشکل عمدى. (ولى اگر انزال در خواب صورت گیرد روزه‌اش فاسد نمى‌گردد). ۳- رسیدن چیزى (جامد باشد و یا مایع) به معده بطور عمدى باشد و یا غیر قصدى.۴- استعمال سگرت و یا سایر دخانیات.۵- گرفتن دواء از همه طرق موصوله به معده.

.مکروهات روزه:

اموری که روزه را مکروه مى‌سازد عبارتند از: لب زدن و یا در دهن گرفتن لب زن و یا برهنه ملاعبه کردن هر چند خطر انزال و جماع هم نباشد مکروه است.انجام امورى که اندیشه انسان را آنقدر ضعیف سازد که موجب شکستن روزه شود مکروه است.بیش از ضرورت شستن دهن و بینى.بدون دلیل لعاب دهن را جمع کردن و آن‌را فرو بردن.اظهار بى قرارى، اضطراب و اضمحلال.به غسل ضرورت داشته و موقع آن نیز میسر باشد، اما بدون دلیلى تأخیر کرده و بعد از صبح صادق غسل کند.چیز‌هاى مانند پودر دندان، کریم دندان، زغال و غیره را در دهن نگهداشتن و آن‌را با دندان فشار دادن.غیبت کردن، دروغ گفتن، دشنام دادن، غالمغال، لت وکوب نمودن و بر کسى ظلم کردن. قصدا گرد و غبار را در حلق جمع کردن روزه را مکروه مى‌سازد.

قضاء روزه:

معناى قضاء عبارت از یک روز روزه گرفتن بعد از ماه رمضان بجاى یک روز روزه‌یى که در ماه رمضان باطل گردیده، می‌باشد. قضاء روزه می‌شود در ایامى که گرفتن روزه در آن ممنوع نباشد صورت گیرد. قضاء روزه را إلى آغاز ماه مبارک سال نو می‌تواند بجا آورد. قضاء روزه می‌تواند پى در پى و یا متفرق صورت گیرد.

 

کفاره چیست؟

کفاره عبارت از جزاى شرعى می‌باشد که خداوند سبحانه تعالى آن‌را بر کسیکه بعضى از جرایم از او سرزند تعین فرموده است مانند، وجوب کفاره بر قاتل یا کسیکه سوگندش را مى‌شکند. کفاره بر روزه دار وقتى واجب می‌شود که عمداً روزه خود را فاسد نماید مثلاً اینکه جماع کند.کفاره دو ماه روزه پى در پى را می‌گیرد، در صورتیکه در این دوماه رمضان و روزه‌هایکه روزه در آن منع گردیده است نباشد. اگر به گرفتن دو ماه روزه نیز قادر نبود، به شصت مسکین طعام دهد. کفاره در روزه فرضى بوده در فساد روزه غیر رمضان کفاره وجود ندارد، اگر چه قضاى رمضان هم باشد.دادن طعام به ۶۰ مسکین، فقیر، محتاج، نه براى کسانى که نفقه ایشان بر او فرض باشد (مانند پدر، مادر، زن) همچنان می‌شود مقدار طعام را به پول نیز تادیه گردد و همچنان می‌توان همان مسکین را براى ۶۰ روز کامل طعام داد. (طعام شامل نان چاشت، شب و نان صبح می‌گردد).

فدیه:

اگر زن حامله و شیرده توانایى روزه گرفتن را نداشته و یا از آسیب دیدن کودکشان بیم داشته باشند، می‌توانند روزه نگیرند ولى باید فدیه بدهند و لاز م نیست روزه را قضا کنند. از ابن عباسب روایت است: «رُخِّصَ لِلشَّیْخِ الْکَبِیرِ وَالْعَجُوزِ الْکَبِیرَهِ فِى ذَلِکَ وَهُمَا یُطِیقَانِ الصَّوْمَ أَنْ یُفْطِرَا إِنْ شَاءَا وَیُطْعِمَا مَکَانَ کُلِّ یَوْمٍ مِسْکِینًا ، ثُمَّ نُسِخَ ذَلِکَ فِى هَذِهِ الآیَهِ: ﴿فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ ٱلشَّهۡرَ فَلۡیَصُمۡهُ﴾ وَثَبَتَ لِلشَّیْخِ الْکَبِیرِ وَالْعَجُوزِ الْکَبِیرَهِ : إِذَا کَانَا لاَ یُطِیقَانِ الصَّوْمَ ، وَالْحَامِلُ وَالْمُرْضِعُ إِذَا خَافَتَا أَفْطَرَتَا وَأَطْعَمَتَا مَکَانَ کُلِّ یَوْمٍ مِسْکِینًا». «به پیر مرد و پیر زنی که توانایى روزه گرفتن را دارند اجازه داده شد تا اگر خواستند روزه نگیرند و به بدل هر روز، مسکینى را غذا بدهند، و قضاى روزه بر آن‌ها لازم نیست، سپس؛ این حکم با آیه ﴿فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ ٱلشَّهۡرَ فَلۡیَصُمۡهُ﴾ نسخ شد ولى (آن حکم) براى پیر مرد و پیر زنى که توانایى روزه گرفتن را ندارند ثابت مانده است. همچنین زن حامله و شیرده‌ای که (بر حال خود یا طفل خود) بیم دارند مى‌توانند روزه نگیرند و به بدل هر روز، یک مسکین را طعام دهند»[۲۴]. همچنین از ابن عباسب روایت است: «إذا خافت الحامل على نفسها، والمرضع على ولدها فى رمضان قال: یفطران، ویطعمان مکان کل یوم مسکیناً، ولا یقضیان صوماً». «اگر زن حامله از ضرر به جان خود و زن شیرده از ضرر به طفلش بیم داشت، مى‌توانند روزه رمضان را نگیرند و به جای هر روز مسکینی را طعام دهند و قضای روزه بر آن‌ها لازم نیست»[۲۵].

مقدار طعام واجب:

از انس بن مالکس روایت است: «أَنَّهُ ضَعُفَ عَنِ الصَّوْمِ عَامًا فَصَنَعَ جَفْنَهً مِنْ ثَرِیدٍ وَدَعَا ثَلاَثِینَ مِسْکِینًا فَأَشْبَعَهُمْ». «او سالى دچار ضعف شد بطوریکه نتوانست روزه بگیرد، پس کاسه‌ای ترید گوشت درست کرد و سى مسکین را دعوت نمود و آن‌ها را سیرکرد»[۲۶].

تبصره: فدیه شامل، طعام، غله، و قیمت آن هم می‌گردد، مقدار فدیه به اندازه صدقه فطر است.ولى اگر شخص از مرض بهبود یابد، قضائى روزه فوت شده بر او واجب است، خداوند پاک در مقابل فدیه او اجر و ثواب نصیب‌اش می‌گرداند. در غذا دادن (صبح و شام) معیار حد وسط غذایى می‌باشد که خود شخص در زندگى عادى خویش می‌خورد.

مساوات میان «گناه» و کفاره یا جزاء:

باید گفت که: منظور از مساوات میان «گناه» و «کفاره یا فدیه» مساوات عددى نیست، بلکه کیفیت عمل را نیز باید در نظر گرفت خوردن یک روز روزه ماه مبارک رمضان با آن اهمیت که دارد، جزاء‌اش یک روز کفاره نیست بلکه باید آن قدر روزه بگیرد که به اندازه احترام آن یک روز ماه مبارک شود؛ به همین اساس است که کفاره گناهان در ماه مبارک رمضان بیش از سایر ایام است و ثواب اعمال نیک هم بیشتر از سایر روز‌ها است.

ماه مبارک رمضان و نزول قرآن:

﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِی لَیۡلَهٖ مُّبَٰرَکَهٍۚ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ ٣ فِیهَا یُفۡرَقُ کُلُّ أَمۡرٍ حَکِیمٍ ۴﴾ [الدخان: ۳-۴]. «ما قرآن را در شبى مبارک نازل نموده‌ایم زیرا همواره هشدار دهنده و انذار کننده بوده‌ایم. در آن شب مبارک هر امرى طبق حکمت خداوند تنظیم مى‌شود». مبا رک: از ماده برکت گرفته شده است. یعنى شب پر از رحمت، شب بسیار مفید و سودمندى، که درآن فراخى و زیادى نعمت و روزى وجود می‌داشته باشد.همچنان خداوند پاک می‌فرماید: ﴿شَهۡرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِیٓ أُنزِلَ فِیهِ ٱلۡقُرۡءَان﴾ [البقره: ۱۸۵]. «ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن فرود آورده شده است». بناءً حکم مطلق همین است که شب قدر در ماه مبارک رمضان است. شبى است که در آن قرآن عظیم الشان که مبدا تمام خیرات و برکات و سرچشمه تمام نیکى‌ها و خوبى‌ها است، نزول یافته است. شب قدر، شبى است، که مقدرات جهان بشریت با نزول قرآن در آن استحکام مى‌پذیرد و مشخص مى‌گردد. مفسرین اسلام نزول قرآن را بردو قسم: ۱- نزول دفعى و کلى ۲- نزول تدریجى تقسیم می‌نمایند: نزول دفعى یعنى قرآن بطور کامل در شب قدر بر قلب رسول اکرمص نازل گردیده است و نزول تدریجى عبارت از نزولى است که: قرآن در مدت بیست و سه سال به تدریج و به مناسبت‌ها و طبق رویدادها بر پیغمبر اسلام محمدص نزول یافته است.

لیله القدر:

﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِی لَیۡلَهِ ٱلۡقَدۡرِ ١ وَمَآ أَدۡرَىٰکَ مَا لَیۡلَهُ ٱلۡقَدۡرِ ٢ لَیۡلَهُ ٱلۡقَدۡرِ خَیۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ ٣﴾ [القدر: ۱-۳]. «به تحقیق ما فرود آوردیم قرآن را در شب قدر. و چه چیز مطلع ساخت ترا که چیست شب قدر. شب قدر بهتر است از هزار ماه». خداوند پاک می‌فرماید: ﴿شَهۡرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِیٓ أُنزِلَ فِیهِ ٱلۡقُرۡءَانُ﴾ [البقره: ۱۸۵]. «ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن فرود آورده شده است». و در سوره قدر می‌خوانیم: ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِی لَیۡلَهِ ٱلۡقَدۡرِ﴾ «ما آن را در شب قدر نازل کردیم». بناء حکم مطلق همین است که شب قدر در ماه مبارک رمضان است.

معناى قدر:

قدر به معناى اندازه کردن، معین نمودن و فیصله کردن آمده است. یعنى لیله القدر شبى است که خداوند متعال در آن هر چیزى را صحیحاً اندازه مى‌نماید. و وقت آن‌را تعیین مى‌کند و احکام را نازل مى‌فرماید و تقدیر هر چیزى را مقرر مى‌نماید. ﴿فِیهَا یُفۡرَقُ کُلُّ أَمۡرٍ حَکِیمٍ ۴ أَمۡرٗا مِّنۡ عِندِنَآ﴾ [الدخان: ۴-۵]. «فیصله کرده می‌شود هر کار استوار آن، فرود آوردیم آن‌را به وحى کردن از نزد خویش».

لیله القدر درکدام یکى از شب‌هاى رمضان می‌باشد:

حضرت ام المومنین عائشهل مى‌گوید: که پیامبر فرموده است: «لیله القدر را در ده شب آخر رمضان در شب‌هاى طاق جستجو کنید»[۲۷]. ولى به هر حال براى مسلمانان بهتر این است که هر شب ماه مبارک را به احتمال این که شب قدر باشد، به عبادت و قرائت قرآن و دعا بگذرانند و دعا خویش را منحصر به سه و یا چهار شب و یا هم شب‌هاى طاق نسازند.

دعاى لیله القدر:

بى بى عایشهل مى‌گوید: که به پیامبرص عرض کردم که اى پیامبر خدا! اگر من در بیابم که کدام شبى لیله القدر است که در این شب به خداوندأ چه دعا کنم: فرمود: بگو: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ عَفُوٌّ کَرِیمٌ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّى». «خداوندا! تو بسیار عفو کننده و بسیار صاحب کرمى، عفو نمودن را مى‌پسندى، پس خطاهاى مرا عفو کن».

اى خواجه چه جوى از شب قدر نشانى = هر شب، شب قدر است اگر قدر بدانى.  (سعدى شیرازى).

ارمغان‌هاى رمضان:

تلاوت، تعلیم و تعلم قرآن مجید، تحقیق و تتبع در امورات و عرصه‌هاى اسلامى و آشنایى با سیرت پیامبر اسلام و صحابه کرام و تاریخ اسلامى، اقامه نماز‌ها، و اداى تراوایح با ختم قرآن عظیم الشان، عادات به نوافل و نماز‌هاى سنتى، افزایش صدقات، انفاق و تقویت روح گذشت و احسان، صله رحمى و رسیدگى به خویشاوندان، دعا و نیایش بیشتر، امر به معروف و نهى از منکر، توبه و بازگشت از لغزشها و گناهان،ماه رمضان، ماه بازگشت به زلال طبعیت و فضاى پاکیزه فطرت و تمرین آزادگى از «خور و خواب و خشم و شهوت» است. ماه رمضان هزاران گوهر گرانبها به انسان‌ها هدیه کرده و مى‌کند، ولى سه گوهر «آزادى»، «آگاهى» و «عشق الهى» از در خشانترین هدیه‌هاى این ماه بشمار می‌رود. روزه انسان را از سلطه هوس‌ها، و نیاز‌هاى کاذب، و تحملیى و افراط در نیاز‌هاى واقعى، آزاد مى‌کند و به انسان «آزادى اراده» مى‌بخشد. انسان در سایه رمضان با «معارف عالی قرآنى» آشنا مى‌شود و با بهترین رهنمود‌هاى زندگى انس مى‌گیرد. دستیابى به سعادت جاویدانى و رهایى از همه رنج‌هاى دنیوى و اخروى، بدون «گوهر تقوا» مقدور نیست و رمضان مبارک این گوهر آسمانى را به روزه داران مى‌بخشد.پاسدارى و نگهبانى از این «گوهر آسمانى» نیاز به هوشیارى، مراقبت و همکارى همگانى دارد.

اهمیت روزه در تناسب با نماز:

زن در حال حیض و نفاس هم نماز و هم روزه را ترک می‌کند، ولى بعد از مریضى فقط روزه را قضاء مى‌آورد. و یا اگر کسى علناً نماز نخواند، حد شرعى ندارد، ولى اگر روزه را علنى بخورد حد بر او جارى مى‌شود. همچنان خداوند پاک فرموده است: «أنا أجزى به» یا «أنا أُجزى به» یعنى: «من پاداش روزه را مى‌دهم، یا من پاداش روزه‌اى روز دار هستم» در حالى که در باره نماز چنین چیزى نفرموده است.

فلسفه و حکمت فرضیت سى روز روزه در یک سال:

روایت است زمانیکه حضرت آدم÷ در جنت از درختى که از آن منع شده بود، به اندازه از آن تناول کرده بود، که تا به سى روز غذا آن در شکمش وجود داشت، به همین اساس خداوند پاک بر بندگان و فرزندان حضرت آدام تا روز قیامت سى روز روزه را در یک سال فرض نموده است.

پیام رمضان به روزه‌داران:

جلاى ذهن و صفاى ضمیر توأم با کار و تلاش و آهنگ «قرب‌جویى» در استفاده از انوار رمضان و انعکاس فروغ آن نقش فروان دارد. پیغمبر اسلام می‌فرماید: «رمضان را بخاطر آن رمضان مسمى نمودند که: در آن گناهان مى‌سوزند، دروازه‌هاى آسمان در اولین شب رمضان به روى روزه داران گشوده می‌شود و تا آخرین شب آن باز مى‌باشد». ماه رمضان ماه دعا، ماه نیایش، ماه ایمان و آگاهى از آزادى است، ماه رمضان ماهى است که براى انسان درس سازندگى، رمز مقاومت و پایدارى، رمز صبر و تحمل، رمز سعادت و نیک بختى را مى‌آموزند.پیام رمضان پیام تقوا و پرهیزگارى، پیام نوسازى معنوى و فرهنگى است.پیام ماه رمضان پیام خوش رفتارى، پیام عفو وگذشت است.پیام رمضان، پیام آزادى از عادت‌هاست، رمضان ماهى است که انسان را از زنجیر اعتیاد، عادت‌ها خوردنى، خواندنى، شنیدنى، نوشیدنى، دیدنى رها مى‌بخشد. پیام رمضان پیام بیدارى از خواب غفلت و رهایى انسان از دام شهوت است، پیام رمضان پیام آگاهى از عرفان و عروج بشریت است. ماه رمضان ماه تنظیم جهت گیرى انسان و تقویت ایمان و تحکیم برادرى بر محور قرآن است.پیام رمضان پیام سلامتى، پیام دوستى، پیام اخوت، پیام امنیت، و ایمان، و در نهایت پیام آزادى می‌باشد. ماه رمضان ماه توبه است توبه از رقابت‌ها و حسادت‌ها است.ماه توبه از بد گمانى‌ها نسبت به مؤمنان و حسن ظنى که در حق کفار و منافقان نشان دادیم. بلى ماه رمضان ماه بازگشت به قرآن و تنظیم کامل افکار و اخلاق و رفتار انسان.پیام رمضان، پیام تقوا و پارسایى و نداى بلند نو سازى معنوى و فرهنگى است. پیام رمضان، پیام آزادى انسان از زنجیر غرائز و هوس‌هاى شیطانى و به بند کشیدن شیاطین، توسط فرشتگان الهى است. نکات ذیل براى آگاهى مسایل روزه بى نهایت مهم است:

انصراف از تصمیم روزه:

اگر روزه دار از تصمیم روزه خویش در روز روزه منصرف شود. در صورتیکه افطار هم نکند، روزه آن فاسد می‌گردد.

اهانت و توهین به روزه:

اگر کسى بدون عذر شرعى روزه را بخورد، به ماه مبارک رمضان توهین شمرده می‌شود کنهکار بوده قضاء و کفاره آن‌را باید بپردازد. ولى اگر اهانت در یک روز چند بار تکرار گردد، قضاء روزه را بجا آورد و کفاره تکرار نمى‌گردد.

استعمال سرمه و قطره چکان:

استعمال سرمه (اگرچه سیاهى آن در بلغم هم دیده شود) و یا قطره چکان چشم، و ادویه جلدى و مرهم باب زخم، بدن خود را به تیل چرپ کردن، استعمال گیل موى و استعمال عطریات و خوش بوى، روزه را فاسد نمى‌سازد. در کتب احادیث آمده است: که در ایام ماه مبارک رمضان یکى از صحابه که از درد چشم سخت مى‌نالید نزد آنحضرتص آمد و براى آنحضرت گفت: که چشمم سخت درد می‌کند اجازه دارم که سرمه استعمال نمایم، آنحضرت در جواب‌اش گفت: بلى می‌توانى سرمه را استعمال نمایى. همچنان در حدیث از ام المؤمنین عائشهل روایت گردیده است: «أَنَّ النَّبِیَّص اکْتَحَلَ فِی رَمَضَانَ وَهُوَ صَائِمٌ». «پیامبراسلامص سرمه کرد در رمضان در حالیکه روزه بود»[۲۸]. هکذا باید گفت که: چشم منفذ براى معده نمى‌باشد. ولى برخى از فقهاء به این نظر‌اند که بهتر و احسن است که استعمال همچو اشیاء در شب صورت بپذیرد. گرفتن ناخن و استعمال مواد بر آن (رنگ ناخن و استعمال آرایش براى زنان) روزه را فاسد نمى‌سازد.

تبصره: استعمال خوش بوى، چرب کردن موى سر و پوست، استعمال قطره و تزریق امپول چون دلیل بر تحریم آن‌ها در شرع وجود ندارد. پس استعمال آن در روزه مباح می‌باشد.

زرق یا پیچکارى:

زرق یا «پیچکارى» و انواع واکسین که در عضله باشد و یا ورید خون باشد و یا گلوکوز (مطابق فتواى علماى دیوبند هندوستان و جامع الأزهر مصر) روزه را فاسد نمى‌سازد. ولى نقطه قابل دقت و توجه آنست که اگر این پیچکارى یا واکسین «به منظور تغذیه صورت گیرد، و روزه دار را از آب و خوراک بی‌نیاز سازد و هدف از آن تغذیه و احساس نکردن گرسنگی باشد، این نوع پیچکاری روزه را باطل می سازد. بنابر این گفته می‌توانیم هر چیزی که به نوعی کار تغذیه را انجام دهد شکننده‌ای روزه محسوب می‌شود. اما آنعده از پیچکاری‌های که: کار تغذیه را انجام نمی‌‌دهند و انسان را از آب و از خوراک بی‌نیاز نمی‌سازند، این نوع پیچکاری‌ها روزه را باطل نمی‌سازد، چون نصوص شرعی شامل آن‌ها نمی‌شود، نه به اعتبار الفاظ و نه به اعتبار معانی، و حتى اگر آمپول بیحسى دندان نیز باشد بازهم روزه را باطل نمی‌کند زیرا بمعناى خوراک و آشامیدنى نیست. پس این نوع پیچکاری‌ها نه خوراک هستند نه آب و نه در معنای آب و خوراک. اصل صحت روزه است مگر آنکه دلیل فساد آن به اثبات برسد که در این جا به اثبات نرسیده است. همچنان پانسمان کردن زخم‌ها روزه را باطل نمى‌کند. ولى اگر زخم عمیق در شکم که دوا به معده برسد، در این صورت روزه مى‌شکند.

حجامت:

حجامت یا خون گرفتن (از سر و یا هر عضو دیگر بدن به قصد علاج در مضان) روزه را فاسد نمى‌سازد.از ابن عباسب روایت است: «احْتَجَمَ النَّبِیُّ ص وَهُوَ صَائِمٌ». «پیامبرص در حالى که روزه بود حجامت کرد»[۲۹]. ولى اگر بیم ضعف و سستى وجود داشت، حجامت مکروه است: از ثابت بنانی روایت است: «سُئِلَ أَنَس: أَکُنْتُمْ تَکْرَهُونَ الْحِجَامَه لِلصَّائِمِ ؟ قَالَ : لَا , إِلَّا مِنْ أَجْل الضَّعْف». «از انس بن مالک سؤال شد آیا شما حجامت را براى روزه دار مکروه مى‌دانستید؟ گفت: نه، مگر به خاطر ضعف و سستى»[۳۰]. (صحیح امام بخاری: ۴/ ۱۷۴- ۱۹۴۰).

غسل جنابت و یا غسل تبرد:

غسل جنابت و یا غسل تبرد از گرمى، اگر روزه دار در ایام روزه غسل نماید، و یا بخاطر دفع برودت هواى گرم را اشتنشاق نماید روزه‌اش فاسد نمى‌گردد. در حدیث شریف از ابوبکر بن عبدالرحمن روایت است: «رَأَیْتُ رَسُولَ اللَّهِص یَصُبُّ الْمَاءَ عَلَى رَأْسِهِ مِنَ الْحَرِّ وَهُوَ صَائِمٌ». «دیدم پیامبرص را که مى‌ریخت آب را بر سر خود از گرمى در حالیکه روزه دار بود»[۳۱]. همچنان اگر روزه دار براى دفع تشنگى غسل نماید، در صورتیکه آب به معده او داخل نگردد، روزه‌اش فاسد نمی‌‌گردد.

حکم بوسه کردن در روزه:

از ام سلمهل روایت شده است: «أن النبىص کان یقبل وهو صائم». «پیامبرص بوسه می‌کرد در حالیکه روزه مى‌بود»[۳۲]. از عائشهل روایت شده است که: «کان رسول اللهص یُقَبِّلُ وَهُوَ صَائِمٌ وَیُبَاشِرُ وَهُوَ صَائِمٌ وَکَانَ أَمْلَکَکُمْ لإِرْبِهِ» «پیامبر اسلامص مى‌بوسید در حالیکه روزه مى‌بود و مباشره می‌کرد در حالیکه روزه مى‌بود، اما آنحضرتص از همۀ شما در کنترل غرایز خویش، قوی‌تر بود»[۳۳]. در مورد این که بوسه روزه را باطل نمى‌سازد، هیچگونه اختلاف نمى‌باشد. ولى اگر این بوسه، هدف و مقصود روزه را براى روزه دار متزلزل سازد فقهاء نظریات خاص خویش را در مورد ابراز داشته‌اند. که توجه شما را به حدیث متبرکه که از ابى‌هریرهس روایت گردیده است جلب می‌نمایم: ابى هریرهس فرموده است: «أن رجلاً سأل النبىص من المباشره للصائم فرخص له وأتاه آخر فنهى عنها، فإذا الذى رخص له شیخ وإذا الذى نهاه شاب». «مردى پرسید از پیامبرص از مباشرت روزه‌دار، پس رخصت داد او را وآمد مرد دیگرى پس منع کرد او را از آن. پس کسیکه رخصت داد او را پیر بود و کسی که منع کرد او را جوان بود»[۳۴]. فقهاء می‌گویند: براى کسیکه پیامبرص بوسه را جایز دانسته، آن شخص، شخص پیر بود و براى آن کسیکه آن‌را از بوسه نهى فرمود آن شخص، شخص جوان بود. با در نظر داشت همین تعبیر‌ها از حدیث متبرکه برخى از فقهاء بوسه را براى پیرها جواز شمرده و براى جوانان و یا کسانیکه قدرت اداره خود را ندارند جایز نه شمرده‌اند. اما در مورد مداعبه با همسر هنگام روزه، در صورتیکه جماع و یا انزال منى صورت نگیرد اشکالى ندارد، طوریکه در حدیث متبرکه از عایشهل روایت شده است که گفت: «پیامبرص هنگام روزه (زنش) را بوسه می‌داد و ملاعبه می‌کرد»[۳۵]. لذا ملاعبه بین زوجین هنگام روزه جائز است ولى بشرطى که زوجین متأکد باشند که این ملاعبه‌شان به جماع منجر نشود و یا منى انزال نشود وگرنه اگر در برابر شهوت ضعیف باشند این امر براى آن‌ها جائز نیست و باید دورى کنند.

[۱]– صحیح سنن ابو داود: ۲۱۲۵، صحیح مسلم: ۲/ ۸۲۲/۱۱۶۴، سنن الترمذى: ۲/۱۲۹/۷۵۶، سنن ابن ماجه: ۱/ ۵۴۷ /۱۷۱۶.

[۲]– صحیح مسلم: ۲/ ۸۱۸/۱۱۶۲.

[۳]– صحیح امام بخارى، فتح البارى: ۴/ ۲۳۶/۱۹۸۸، صحیح مسلم: ۲/۷۹۱/۱۱۲۳، سنن ابود داود، ابن المعبود: ۷/ ۱۰۶/۲۴۲۴.

[۴]– صحیح سنن ابو داود: ۲۱۳۶)، صحیح مسلم: ۲/۷۹۷/۱۱۳۴.

[۵]– صحیح امام مسلم: ۴/ ۲۱۳/۱۹۶۹)، صحیح امام مسلم: ۱۱۵۶/۸۱۰ /۱۷۵)، سنن ابو داد: ۷/ ۹۹/ ۲۴۱۷.

[۶]– صحیح سنن ابو داود: ۲۱۲۸.

[۷]– سنن الترمذى: ۲/ ۹۷/۶۸۱)، سنن ابو داود: ۶/ ۴۵۷/۲۳۱۷.

[۸]– احمد، بخارى، مسلم.

[۹]– صحیح امام بخارى: ۴/ ۲۳۸/۱۹۹۰، صحیح امام مسلم: ۲/ ۷۹۹/۱۱۳۷.

[۱۰]– صحیح امام بخارى: ۴/ ۲۳۲/۱۹۸۵، صحیح امام مسلم: ۲/ ۸۰۱/۱۱۴۴، سنن ابوداود: ۷/ ۶۴/۲۴۰۳.

[۱۱]– سنن ابو داود: ۷ /۶۶/۲۴۰۴، سنن الترمذى: ۲/۱۲۳/۷۴۱.

[۱۲]– صحیح امام بخاری: ۴/۱۲۷/۱۹۱۴، صحیح امام مسلم: ۲/ ۷۶۲/۱۰۸۲.

[۱۳]– فقه السنه: ۱/۵۰۶ ط الریان.

[۱۴]– صحیح جامع صغیر: ۳۵۱۴، سنن الترمذى: ۲/ ۱۰۲/۶۹۳.

[۱۵]– روایت طبرانی در المعجم الکبیر ۲/ ۱۱۱۶، و دار قطنی ۱/ ۳۸۷، و بیهقی ۳/ ۱۳٫

[۱۶]– التلخیص الحبیر ۲/۴۶٫

[۱۷]– فتح الباری ۲/ ۵۶۶٫

[۱۸]– احمد، ابوداود، ابن ماجه، ترمذى.

[۱۹]– صحیح سنن الترمذی: ۶۳۰، صحیح مسلم: ۱/ ۲۶۵/۳۳۵، سنن ابو داود: ۱/۴۴۴/۲۶۰ و ۲۵۹.

[۲۰]– مسلم: ۲/ ۷۸۷/۶۹- ۱۱۱۶، سنن الترمذى: ۲ /۱۰۸- ۷۰۸.

[۲۱]– متفق علیه.

[۲۲]– رواى حدیث شریف: ابوداود.

[۲۳]– رواى حدیث شریف: ابوداود.

[۲۴]– بیهقى: ۴/ ۲۳۰.

[۲۵]– شیخ البانى در کتاب الإرواء ۴ /۱۹ این حدیث را به طبرى [۸ ۲۷۵] نسبت داده و گفته است: سند آن به شرط مسلم صحیح است.

[۲۶]– الإرواء ۴/۲۰، دارقطنى: ۲/ ۲۰۷/۱۶.

[۲۷]– رواى حدیث شریف: امام بخارى.

[۲۸]– رواى حدیث ابن ماجه.

[۲۹]– سنن ابو داود: ۲۰۷۹، صحیح امام بخاری: ۴/ ۱۷۴- ۱۹۳۹، سنن ابو داود: ۶/ ۴۹۸- ۲۳۵۵.

[۳۰]– به کتاب

[۳۱]– سنن ابو داود: ۲۰۷۲، وعون المعبود: ۶/۴۹۲- ۲۳۴۸.

[۳۲]– متفق علیه.

[۳۳]– فتح البارى: ۴ /۱۴۹- ۱۹۲۷، صحیح مسلم: ۲/ ۶۵- ۷۷۱- ۱۱۰۶.

[۳۴]– ابوداود.

[۳۵]– صحیح بخارى: ۱۹۲۷، و صحیح مسلم: ۱۱۰۶٫

برچسب ها
نمایش بیشتر

امین الدین سعیدی

مـدیـــر مرکز مطـالعات اسـتراتیژیک افـغان و مسؤل مرکز کلتوری دحـــــق لاره- جــرمـنی

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + 20 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن