محاسبه نفس، ضرورت حیاتی

46454544 - محاسبه نفس، ضرورت حیاتی


نویسنده: عبد الله محمد العسکر

ترجمه: عبدالخالق احسان

طبیعت نفس طوری است که زیاد دگرگون می شود و به هر رنگی در می آید، از اشیاء اطرافش متأثر شده و هواها و خواهشات او را به حرکت در می آورد و تابع هواها گردید و اطاعتش می کند؛ لذا نفس انسان را به سوی بدی سوق می دهد، چنان چه الله متعال می فرماید:‌

[ إنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّی ] [یوسف : ۵۳]
نفس ( سرکش طبیعتاً به شهوات می گراید و زشتیها را تزیین می نماید و مردمان را ) به بدیها و نابکاریها می خواند ، مگر نفس کسی که پروردگارم بدو رحم نماید ( و او را در کنف حمایت خود مصون و محفوظ فرماید ) .
بناء اگر انسان نفس را در جایگاهش متوقف نسازد و آن را با تقوی و ترس الهی لجام نکند و بر مسیر حق وادارش ننماید، این نفس سرکش انسان را به خطر بزرگی مواجه می سازد.

لقمان حکیم به فرزندش می گفت: ( پسرم! ایمان رهبر است و عمل راننده و نفس لجوج و خیره سر، اگر راننده سستی کند، راه گم می شود و اگر رهبر سستی کند، نفس خیره سری می نماید؛ اما اگر ایمان و عمل یکجا شوند، نفس در راه مستقیم قرار می گیرد؛ چون اگر نفس را سیر کنی بیشتر طمع می کند و اگر کارها را به او بسپاری خراب کاری می کند، اگر او را به امر الهی وادار کنی اصلاح می گردد، اگر کارها فروگذاشته شود، فاسد می گردد؛ لذا از نفست بیم داشته باش و او را بر دین ملزم کن و بر جایگاه واقعی اش قرار بده. انسان حکیم و فرزانه کسی است که نفسش را به سختی می اندازد تا به حق معترف گردد و احمق کسی است که نفسش را اختیار می دهد).[۱]

لذا هر بنده ی که به ملاقات پروردگارش امید وار است، باید نفسش را دوامدار محاسبه نموده و نشست های طولانی همراهش داشته و هر لحظه از عمرش را مورد محاسبه قرار دهد و اشتباهات را جبران نموده و همتش را در سفر طولانی به سوی الله متعال قوی سازد.

اول: معنی محاسبه:

علامه ماوردی در مورد معنی محاسبه می گوید:‌ ( این که انسان در شب تمام کارهای روزش را بررسی و معاینه کند، اگر کارهای نیکی انجام داده بود، ادامه دهد و کارهای دیگری مثل آن ها انجام دهد و اگر کارهای بدی مرتکب شده، این کوتاهی را در صورت امکان جبران نماید و از انجام این گونه اعمال در آینده خودداری نماید). [۲] علامه ابن قیم رحمه الله می گوید: ( محاسبه عبارت است از تمییز و جدا سازی بین آن چه به نفع انسان است و آن چه به ضرر اوست، تا آن چه به نفع او می باشد را انجام دهد و آن چه به ضرر است را ، ترک نماید؛ چون انسان به منزله مسافری است که بر نمی گردد). [۳]
اما حارث محاسبی، محاسبه را این گونه تعریف نموده است: ( بررسی و معاینه همه اعمال، پیش از انجام دادن و ترک نمودن آن، تا این که واضح گردد که انجام و یا ترک یک عمل مورد رضایت الله متعال هست یا نه اگر مورد رضایت الهی نبود، از آن دست بردارد و اگر مورد خشنودی او تعالی بود، به انجام آن به شتابد و عجله نماید). [۴]

دوم: اهمیت و فواید محاسبه نفس:

محاسبه نفس فایده های زیادی دارد که چند مورد را یاد آوری می کنیم:
۱- آگاهی بر عیب های نفس و کوتاهی و سیه روزی هایش و این که اگر به سوی کبر و خودخواهی روی می آورد، آن را به جایگاه حقیقی اش برگرداند. بدون تردید شناخت جایگاه واقعی نفس، منجر به خشوع و فروتنی در مقابل الله متعال می گردد و انسان به خود فریفته نمی شود، هر چند عمل بزرگی انجام دهد و گناهش را ناچیز نمی داند، هر چند کوچک باشد. ابو درداء می گوید: وقتی شخص به فهم و دانش واقعی می رسد که به خاطر الله متعال نسبت به مردم خشمگین شود و سپس به نفسش بازگشته و نفس خویش را بیشتر مورد خشم و غضب خویش قرار دهد. [۵]

۲- شناخت حق الله متعال بر خودش و بزرگی فضل و منت الهی؛ این شناخت در صورتی کامل می شود که بین نعمت های الله متعال و کوتاهی اش مقایسه کند، با این شناخت و این مقایسه از هر عمل بد و زشتی خود را نگه میدارد و می داند که راه نجات تنها با بخشش و عفو و رحمت الهی بستگی دارد و متیقن می گردد که حق الهی این است که اطاعت گردد و نافرمانی نشود، یاد گردد و فراموش نگردد و شکرگزاری شود و کفران نعمتش کسی نکند.

۳- تزکیه و پاکسازی و اصلاح نفس و وادار کردنش به اوامر الله متعال. الله تعالی می فرماید:
[ قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا (۹) وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ] [الشمس : ۹ ، ۱۰]
( قسم به همه اینها ! ) کسی رستگار و کامیاب می گردد که نفس خویشتن را ( با انجام طاعات و عبادات ، و ترک معاصی و منهیّات ) پاکیزه دارد و بپیراید ( و آن را با هویدا ساختن هویّت انسانی رشد دهد و بالا برد ) .و کسی ناامید و ناکام می گردد که نفس خویشتن ( و فضائل و مزایای انسانیّت خود را در میان کفر و شرک و معصیت ) پنهان بدارد و بپوشاند ، و ( به معاصی ) بیالاید . مالک بن دینار می گوید: الله متعال مورد رحمت قرار دهد بنده را که به نفسش بگوید: آیا تو فلان کار خلاف را انجام ندادی؟ آیا تو فلان کار زشت را نکردی؟، سپس نفس را مورد مذمت قرار داده و لجامش نماید و به آن را به کتاب الله متعال ملتزم سازد و کتاب الهی را رهبرش قرار دهد. [۶]

۴- محاسبه، وجدان داخلی نفس را تربیه نموده و احساس مسؤولیت را در آن رشد می دهد و او را وادار به سنجش اعمال و تصرفاتش مطابق معیار شریعت می نماید. [۷] امام غزالی در کتاب احیاء العلوم خود حکایت می کند که حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه لحظه وفاتش به حضرت عائشه صدیقه رضی الله عنها می گوید: هیچ کس از عمر برایم دوست داشتنی تر نیست، سپس به عائشه می گوید: چه گفتم؟ عائشه برایش تکرار نمود و باز گفت: هیچ کس از عمر برایم عزیزتر نیست!. غزالی در پایان این حکایت می گوید: چگونه ابوبکر سخنش را باز نگری کرده و بعد از تدبر و درنگ به کلمه دیگری آن را تبدیل می نماید. [۸]

سوم:‌ فضیلت محاسبه و روایات وارده درین مورد:‌

الله متعال می فرماید: [ یَا أَیُّهَا الَذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ] [الحشر : ۱۸]
ای مؤمنان ! از خدا بترسید و هر کسی باید بنگرد که چه چیزی را برای فردا ( ی قیامت خود ) پیشاپیش فرستاده است . از خدا بترسید ، خدا آگاه از هر آن چیزی است که می کنید. سید قطب در فی ظلال القرآن می گوید:‌ این هم تعبیری است که دارای سایه روشنها و پیامهائی است که گسترده تر و فراخ تر از سایه روشنها و پیامهای واژگان خود است …

همین که این تعبیر به دل گذرد، جلو آن پرونده کارهایش را می گشاید، و بلکه پرونده زندگانیش را باز وگشوده می دارد، و چشمش را به همه سطرهایش خیره می دارد تا به تفکر و تدبر آنها بپردازد و به پشتوانه و پس انداز حساب خود در پرتو واژه هایش و شرح و بسط هایش بنگرد و نظر اندازد.

برای این که در این پرونده چیزی را ببیندکه برای فردای خود فرستاده است … این تدبر و تفکر، ضامن می گرددکه او را بیدار سازد و موارد ضعف و مواضع نقض و جایگاه های قصور وکوتاهی را بدو نشان بدهد، هر اندازه هم کار خیرکرده باشد و تلاش وکوشش نموده باشد. حال اگراندوخته اش از خیر و خوبـی اندک باشد، و بهره اش ازنیکی و نیکوئی ناچیز باشد، این آیه باید او را چه اندازه بیدار و هوشیارگرداند؟ ! این پـسوده ای است که بعد از آن هرگزدل به خواب غفلت نمی رود، و از بازنگری و زیرو روکردن امور بازنمی ایستد! [۹]

هم چنان الله متعال می فرماید:
[ وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَهِ ] [القیامه : ۲]
و به نفس سرزنشگر سوگند ! ( که پس از مرگ زنده می گردید و رستاخیز حق است ). فراء می گوید:‌ هر نفس نیکوکار و بدکار، خود را ملامت می کند، اگر کار نیکی انجام داده بود، می گوید: چرا بیشتر انجام ندادی؟ و اگر کاربدی انجام داده بود، می گوید: کاشکی این را انجام نمی دادم. [۱۰]، حسن بصری در تفسیر این آیه می گوید:‌ انسان مؤمن همیشه خود را ملامت می کند که هدفت ازین سخن چی بود؟ هدفت ازین خوراکی چی بود؟ هدفت ازین نوشنیدن چی بود؟ اما انسان فاجر و بدکاره به مسیر غلطش ادامه می دهد و نفس خویش را ملامت نمی نماید [۱۱].

الله تعالی در وصف مؤمنانی که نفس های خویش را بخاطر لغزش و کوتاهی محاسبه می کنند و از کرده شان بر می گردند، می فرماید:‌

[ إنَّ الَذِینَ اتَّقَوْا إذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإذَا هُم مُّبْصِرُونَ ] . [الأعراف : ۲۰۱]
پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه ای از شیطان می شوند به یاد ( عداوت و نیرنگ شیطان ، و عقاب و ثواب یزدان ) می افتند ، و ( در پرتو یاد خدا و به خاطر آوردن دشمنانگی اهریمن ) بینا می گردند ( و آگاه می شوند که اشتباه کرده اند و از راه حق منحرف شده اند ، و لذا شتابان به سوی حق برمی گردند ) .

حضرت عمر فاروق رضی الله عنه می گوید:‌ نفس های خویش را محاسبه نمایید، پیش از این که مورد محاسبه قرار گیرید و اعمال خویش را بسنجید، پیش ازین مورد سنجش قرار گیرد و خود را برای محاسبه بزرگ آماده سازید. [ یَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفَى مِنکُمْ خَافِیَهٌ ] [ الحاقه : ۱۸])

در آن روز ( برای حساب و کتاب ، به خدا ) نموده می شوید ، و ( چه رسد به کارهای آشکارتان ) چیزی از کارهای نهانیّتان مخفی و پوشیده نمی ماند [۱۲] .
حسن بصری در توصیف مؤمن می گوید: مؤمن بر نفس خویش مسلط است و آن را بخاطر رضای الله متعال محاسبه می کند و

محاسبه روز قیامت برای کسانی که در دنیا نفس های خویش را محاسبه کنند، آسان می باشد و این محاسبه برای کسانی که در دنیا خود را محاسبه نکند، سخت و طاقت فرساست. [۱۳] . شخص در زمره پارسایان قرار نمی گیرد، مگر این که نفس خود را از محاسبه شریکش سختر مورد محاسبه قرار دهد[۱۴] .

امام ابن قیم از اهمال محاسبه نفس هشدار داده و می گوید: مضر ترین موضوع انسان مکلف اهمال و ترک محاسبه، خود رهایی، آسان پنداشتن گناه می باشد؛ چون انسان را به هلاکت می اندازد. این وضعیت انسان های مغرور است که چشم های شان از عواقب امور می بندند و به حالت ناگوار خویش ادامه داده و به عفو و بخشش الهی خود را فریب می دهند و در نتیجه محاسبه نفس و توجه به عاقبت اعمال را مورد اهمال قرار می دهند و بالآخره به گناهان بیشتری دچار گردیده و همیشه غرق در منجلاب می گردند.[۱۵] .

سخنان زیبای ابوحامد غزالی را از کتاب احیاء العلوم بشنویم که انسان های بینا و هوشیار و زرنگ را به معرفی می گیرد و می گوید: صاحبان بصیرت و بندگان مخلص الهی می دانند که الله متعال ناظر اعمال شان است و در روز قیامت تمام کارهای کوچک و بزرگ شان را مورد بازخواست و محاسبه قرار می گیرد، به این حقیقت پی بردند که راه نجات از گناهان و تبهکاری ها، التزام به محاسبه نفس در همه حرکات و نفس هایش و مراقب دانستن الله متعال می باشد. و اگر کسی نفس خود را در دنیا محاسبه کند، در روز قیامت محاسبه اش آسان شده جواب سوال ها برایش راحت گردیده و سرانجام و عاقبتش نیکو می گردد؛ و اما کسی که نفس خود را محاسبه نکند، حسرت هایش همیشگی شده و انتظارش در صحرای قیامت زیاد گردیده و گناهان او را کشان کشان به سوی ذلت و خواری می برند [۱۶] .

حسن بصری رحمه الله می گوید: نفس ها را بکوبید که به سوی گناه گردن درازی می کنند و به سوی شر و بدی تا آخرین درجه می کوشند، اگر به خواسته های نفس نزدیک شوید، هیچ عمل نیکی برای تان باقی نمی گذارد؛ لذا در مقابل نفس شکیبا باشید و سخت گیری کنید؛ هان این روزها می گذرد و قافله زندگی تان در حال حرکت است، به زودی روزی می رسد که فریاد بزنید و کسی جوابی ندهد و به آه و ناله تان توجهی نکند، پس اینک به خود آیید و به انجام اعمال نیکو بشتابید [۱۸] .

چهارم: کیفیت محاسبه:

در حقیقت درین زمینه وسیله مشخصی با گام ها و روش های منظم و با کیفیت خاصی برای محاسبه نفس وجود ندارد؛ چون نفس های بشری و طبیعت ها و سجیه های مردم متفاوت است؛ اما درین جا طرح های عمومی و گام های وسیعی وجود دارد که می شود به آنها اشاره کرده و از آن ها درین موضوع استفاده نمود.

مسئله ی که باید هر مرد و زن مسلمان بداند،‌ این است که باید در محاسبه جدی بود و حرص شدید داشت برای گرفتن نتایج و تصمیم های که منجر به این عزم و جدیت می گردد. امام غزالی می گوید: بدان که همان گونه که بر بنده شایسته است در اول روز وقتی را برای نفسش اختصاص دهد تا او را بر انجام اعمال نیک توصیه کند، مناسب است که در آخر روز لحظه برای محاسبه نفس اختصاص یابد و نفس را از تمام اعمال و حرکات و سکناتش مورد محاسبه قرار دهد. چنان چه تاجران در دنیا همراه شریک های شان در هر سال یا هر ماه و یک هر روز انجام می دهند؛ چون نسبت به محاسبات دنیوی خود حریص می باشند و می ترسند که برخی منافع شان از دست برود. حالا انسان عاقلی که نفسش را مورد محاسبه قرار می دهد باید چگونه باشد؟ در حالی که مسئله بدبختی و نیکبختی ابدی در میان است. اگر درین مورد تساهلی وجود داشته باشد، بدون شک ناشی از غفلت و خذلان و کمبود توفیق است، بر الله متعال پناه می برم از چنین روزی [۱۹].
سپس امام غزالی بیان داشتند که محاسبه بر دو قسم می باشد:

نوع اول: محاسبه پیش از انجام عملی:‌ یعنی وقت اراده و تصمیم انجام کاری دارد، توقف کند و عمل را انجام ندهد تا برایش واضح گردد که انجام دادن آن عمل بهتر است. دکتور عمر اشقر می گوید: به قصد و اراده خود نگاه کن، چون قصد ها و خطوره ها آسان است که توسط قلب رد شود، خطوره های نفسانی و خواهشات قلبی گاهی قوی می شوند تا وسوسه می شود و وسوسه منجر به اراده گردیده و اراده قوی به انجام عمل می انجامد.

حسن بصری می گوید: گذشتگان امت به گونه بودند که اگر یکی می خواست، صدقه بدهد، درنگ می کرد و می دید که اگر این عمل محض بخاطر الله متعال بوده انجامش می داد و اگر برای غیر او تعالی می بود، از انجامش ابا می ورزید [۲۰].

برخی این گفته حسن را اینگونه شرح نموده اند: وقتی نفس برای انجام عملی قصد می کند، باید در ابتدا توقف نموده و نگاه می کند که آیا توانایی انجام این عمل را دارد یا نه؟ اگر توان انجام آن را نداشته، به انجام آن اقدام نمی کند. و اگر توان انجام را می داشت، دو باره درنگ می کند و می بیند که آیا انجام آن از ترک آن بهتر است یا ترک از انجام آن بهتر است؟ اگر ترک آن بهتر بود که ترکش می کند و اما اگر انجام آن بهتر می بود، بار سوم درنگ می کند و می بیند که آیا انگیزه انجام این عمل رضایت و خشنودی الله متعال است یا رسیدن به جاه و مقام و مال و ستایش مردم؟ اگر هدف رضایت مردم باشد، آن را انجام نمی دهد، اگر چه به انجام آن عمل به مطلوبش هم برسد؟ تا این که به عمل شرکی و بخاطر غیرالله عادت نکند؛ چون هر اندازه که عمل بخاطر غیرالله باشد، انجام عمل بخاطر الله متعال برایش سخت می شود. اما اگر بخاطر رضایت الله متعال بود، باز هم نگاه می کند که اگر عمل نیازمند همکاری دیگران باشد. آیا کسی هست که همکاری اش کند یا نه؟ اگر همکاران و معاونانی نداشت، به انجام آن اقدام نمی کند؛ چنان چه پیامبر صلی الله علیه و سلم به جهاد علیه مشرکین مکه اقدام نکرد تا این که یاران و همکارانی برایش پیدا شد. اما وقتی همکاران و معاونانی پیدا شد، به انجام آن عمل اقدام کند که به یاری الله متعال نصرت و پیروزی نصیبش می گردد [۲۱].

نوع دوم:‌ محاسبه بعد از عمل است که به سه قسم می باشد:
الف – محاسبه نفس در تقصیر و کوتاهی در اطاعت الله متعال و باید همیشه نفس خویش را این گونه مخاطب قرار دهد: آیا این فریضه را به صورت کامل و با اخلاص و مطابق سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم انجام دادی؟ اگر در انجام فریضه کوتاهی کرده بود که اکثر ما چنین هستیم؟

باید این کمبودی را با انجام نوافل جبران نماید؛ چون نوافل نواقص فرایض را پوره می کند و بنده را به الله متعال نزدیک می سازد. با مجاهده و کثرت ملامتی نفس، کوتاهی در انجام عبادات تا حد زیادی جبران می گردد.

ب – محاسبه آن بر معصیتی که مرتکب شده است: ابن قیم درین مورد می گوید: آغاز محاسبه از مقایسه بین نعمت های الله متعال و جنایت تو می باشد و در آن وقت تفاوت برایت آشکار می گردد و می دانی که یا رحمت و بخشش خداوند شامل حالت می گردد و یا این که هلاک و نابود می شوید. با این مقایسه جایگاه رب و موقعیت عبد را می دانی و برایت حقیقت و صفات نفس و عظمت و جلال ربوبیت و یکتایی او در کمال و فضایل آشکار می گردد و می دانی که هر نعمت او فضل و احسان است و هر عذاب او عین عدالت. و در نتیجه این مقایسه واضح می گردد که نفس منبع و سرچشمه شر و بدی و اساس هر نقیصه و کمبودی می باشد و می توان او را به نادان ستمگر تعریف کرد و این را نیز می دانی که اگر فضل و رحمت الهی نباشد، نفس هرگز تزکیه و پاک نخواهد شد و اگر هدایت و توفیق او تعالی نباشد، هیچ وقت به خوبی و خیر نمی رسد؛ درین صورت به نعمت الهی و گناهانت اعتراف خواهی کرد[۲۲] .

بعد از این که نفس خود را این گونه محاسبه کند و همراهش نشست طولانی داشته باشد، به ثمره و نتیجه مطلوب می رسد که همانا انجام اعمال برای کفاره این گناهان است، پس نفس خویش را با توبه نصوح، استغفار و انجام نیکی ها پالوده می سازد. الله متعال می فرماید: [إنَّ الحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ ] [هود : ۱۱۴] بیگمان نیکیها ( و از جمله نمازهای پنجگانه ) بدیها را از میان می برد . بیگمان در این ( سفارشها و قانونهای آسمانی ) اندرز و ارشاد کسانی است که پند می پذیرند و خدای را یاد می کنند و به یاد می دارند .

پس بشتاب و عجله کن، پیش از این که به سرانجام بدی دچار شوی و در حال اصرار بر گناهان باشی و توبه نکرده باشی، از حشر و نشر و صحنه هولناک دوزخ و غل و زنجیر و زقوم وصدیدی که برای فاسقان و نافرمایان آماده شده است. کعب الاحبار رضی الله عنه می گوید: اگر از سمت شرق از دوزخ یک سوراخ کوچی باز شود، کسی به سمت غرب دنیا باشد، دماغش را می سوزاند[۲۳] الله متعال ما و همه مسلمانان را از آتش دوزخ نجات دهد.

ازین طریق و امثال آن شخص می تواند به صورت صادقانه نفس خویش را محاسبه نموده و از ارتکاب گناه و زشتی ها بازش دارد، چه کسی از ما از افتادن در گودال گناهان و معاصی سالم می باشد؟! از الله متعال بخشش و تخفیف می طلبیم.

ج – محاسبه نفس بر امری که ترک آن از انجامش بهتر بوده و یا امر مباحی که سبب انجام دادن آن چه بوده؟ سوال های زیادی از نفسش پرسان کند: چرا این کار را انجام دادی؟ آیا ترک آن بهتر نبود؟ چه فایده ی ازین کار به دست آوردی؟ آیا این عمل حسناتم را افزایش داده است؟ و سوال های دیگر مشابه آن.

اما در مورد کار های مباح باید بپرسد: آیا این کار را به خاطر رضایت الله متعال و دار آخرت انجام دادی که برایت فایده دارد؟ و یا به صورت عادتی و تقلیدی و بدون نیت نیک و قصد ثواب انجام داده ای؟ که درین صورت وقتم را ضایع کردی و از کار مفیدتر و مؤثرتر مرا باز داشتی؟ همه این سوال های خیلی مهم اند تا بنده را با روشنایی و بصیرت به راه رسیدن به الله متعال رهنمون سازد. حسن بصری می گوید: بنده ناگهان کاری را می بیند و خوشش می آید و می گوید: به خدا قسم این کار دوست دارم و به آن نیازمند می باشم در حالی که بین او و آن کار هیچ پیوندی وجود اما او در انجام آن مباح زیاده روی نموده و دچار خطا می شود و باز به خود می آید و می گوید: هدفم ازین کار چه بوده؟ مرا به این کار چه کار؟ هدفم ازین کار چه بوده؟ مرا به این کار چه کار؟ به خدا قسم در انجام این کار های عذری ندارم و به الله قسم دوباره این کار انجام نخواهم داد ان شاء الله.

اما مؤمنان کسانی اند که با ریسمان محکم قرآن چنگ زده اند و قرآن مانع هلاکت شان شده است؛ چون مؤمن در دنیا به منزله اسیری است که تلاش می کند از اسارت رهایی یابد، تا ملاقات الله متعال خود را در امان نمی داند؛ چون باور دارد که از شنوایی، بینایی، زبان و دیگر اعضای بدنش مورد بازخواست قرار می گیرد[۲۴] .
خلاصه این که مسلمان باید به محاسبه نفسش مداومت کند و آن را مورد عتاب و تذکر قرار دهد، به خصوص هر باری که نفس

بلغزد و به متاع زودگذر و فانی دنیوی دل بندد. باید به نمونه دیگری که ابوحامد غزالی رحمه الله در چگونگی سرزنش نفس مطرح نموده، نگاهی بیندازیم، ایشان فرمودند: راهت این است که بر نفس روی آوری و برایش بگویی: آهای نفس تو چقدر نادانی! حکمت و ذکاوت و فطانت را رها می کنی، پس تو خیلی غبی و احمق هستی!! آیا این فرموده الله تعالی را تدبر نمی کنی؟ [ اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَهٍ مُّعْرِضُونَ*مَا یَاًتِیهِم مِّن ذِکْرٍ مِّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ یَلْعَبُونَ *لاهِیَهً قُلُوبُهُمْ … ] [الأنبیاء : ۱ ، ۳] ( زمان ) محاسبه مردمان ( کفرپیشه چون قریش بسیار ) بدیشان نزدیک است در حالی که آنان غافل ( از هول و هراس آن ) و روی گردان ( از ایمان بدان ) می باشند . ویحک یا نفس ! هیچ بخش تازه ای از قرآن ( و اندرز جدیدی ) از سوی پروردگارشان بدیشان نمی رسد مگر این که آن را به شوخی می شنوند و به بازی می گیرند . ( آنان در حالی هستند که ) دلهایشان غافل است ( از اندیشیدن درباره آن ) .

اگر جرئت به معصیت بخاطر باور توست که الله متعال ترا نمی بیند، این بزرگترین کفر است! اگر می دانی که الله متعال ترا می بیند، پس تو چقدر با وقاحت و بی حیا هستی! وای بر تو ای نفس!! اگر ایمان به زبان می بود، چرا جایگاه منافقان پایین درجه دوزخ می باشد؟!! وای بر تو ای نفس! نباید ترا زندگی دنیوی و مهلت الهی بفریبد، کار به دیگران اهمیتی ندارد، وقتت را ضایع نکن، عمر زندگی محدود است، وقتی یک بار نفس می کشی، گویا که قسمتی از عمر تو گذشته است، وای بر تو ای نفس! آیا آنانی که رفتن نمی بینی که چگونه بلند منزل ساختند و سپس رفتند و بلند منزل ها را خالی گذاشتند. بدان که ای نفس که بقیه عمر نیز روز های کوتاهی است و به سوی روزهای طولانی خواهی رفت و در دنیای غم و مشکل زندگی به جهان نعمت و جاودان می روی!! [۲۵] .

پنجم: نمونه های از محاسبه نفس گذشتگان:

بحث و بررسی کامل نمونه های شگفت انگیز و تصاویر درخشان محاسبه نفس گذشتگان صالح امت، تلاش زیاد و وقت طولانی می طلبد؛ چون قلب های ایشان با الله متعال مرتبط بوده، و اجسام شان به زمین بوده و قلب های شان در آسمان وابسته بوده است، اگر یک فرصتی از یکی از ایشان کوتاهی و تقصیر و لغزشی سر می زد، عاجل اشتباه خویش را معالجه کرده و نفس خویش را مورد عقاب و سرزنش قرار می دادند، تا این که نفس وادار می شد به سوی خوبی ها امر می کرد. درین جا به صورت مختصر به برخی ازین محاسبه ها اشاره می کنیم، بلکه قلب های به حرکت افتد و نفس های تشویق گردد و بتوانیم مسلمانان قوی و متینی تربیت کنیم.

از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که گفت: از عمربن خطاب رضی الله عنه که در پشت دیوار بود، شنیدم که می گفت: ای عمر!! آهای امیر مؤمنان!! به به!! به خدا قسم ای پسرک خطاب! تقوای الهی را پیشه ات کن یا این که به شدت عذابت می دهم. [۲۶] .

روزی حضرت عمر رضی الله عنه مشغول کار مهمی بود و یک مرد آمد و شکایتی را مطرح نمود، عمر برایش گفت: وقتی خلیفه فارغ است که یاد تان نمی آید و حالا که به کارهای مسلمانان مشغول هستم، آمده اید؟ او را دره زد، آن مرد غمگین برگشت. حضرت عمر متوجه شد که به آن مرد ظلم کرده است، لذا او را فراخواند و دره را برایش داد و گفت:‌ بزن مرا چنان چه ترا زده ام، آن مرد ابا ورزید و گفت بخاطر خدا و بخاطر تو از حقم گذشتم. عمر گفت: یا باید فقط به خاطر الله تعالی را بگذری و یا این که باید حق خود را بگیری! گفت: بخاطر خدا از حقم گذشتم. عمر به خانه اش برگشت و دو رکعت نماز خواند و سپس نشست و به نفس چنین گفت: ای پسر خطاب: تو آدم پست بودی و الله متعال مقام ترا بلند کرد، گمراه بوده و الله هدایتت کرد، ضعیف بوده و او تعالی ترا عزت داد، و خلیفه ات گردانید؛ اما تو حالا به کسی که از تو کمک خواسته تا ظلمی را او دفع کنی، مورد ستم قرار می دهی؟؟!! فردا در پیشگاه پروردگارت چه جوابی داری؟. این گونه نفس خویش را سخت محاسبه کرد که مردم برای دلسوزی کرده و ترسیدن که خود را به هلاکت نیندازد [۲۷] .

ابراهیم تیمی می گوید: نفس را در بهشت تمثیل نمودم که در حال خوردن از میوه ها و نوشیدن از جویبارها بوده و از حوریان زیبای بهشتی لذت می برد و سپس نفس را در دوزخ تمثیل نمودم که در حال خوردن زقوم و نوشیدن زرداب بوده و به غل و زنجیرها گرفتار می باشد. برای نفسم گفت: آهای نفس! کدام یک را می خواهی؟ گفت: می خواهم به دنیا برگردم و اعمال نیکو انجام دهم! گفتم: حالا به دنیا هستی و به آرزویت می رسی پس به انجام اعمال شایسته اقدام کن [۲۸] .

یکی از همراهان احنف بن قیس حکایت می کند که احنف همیشه شب ها نماز می خواند و در شب نزدیک چراغ می آمد و انگشتش را به آتش می گذاشت تا درد سوختگی را خوب حس می کرد و سپس به نفسش می گفت: آهای حنیفک! چرا فلان کار را انجام دادی؟ چرا فلان کار را انجام دادی؟ [۲۹] .

از توبه بن صمه نقل است که روزی برای محاسبه نفسش نشست و دید که شصت سال عمر نموده است، حساب کرد که بیست و یک هزار و پنجصد روز شده؛ فریاد زد و گفت:‌ وای بر من!! بیش از بیست و یک هزار گناه!! چگونه خواهد شد که هر روز دها گناه را مرتکب شده باشم!! سپس بیهوش افتاد و درگذشت!! در وقت دفنش شنیدن که هاتفی می گفت: مبارک باد برات که به فردوس اعلی مقام یافتی [۳۰] . اما غزالی در تعلیقی بر این حکایت می گوید:‌ بنده مسلمان باید این گونه نفس خویش را محاسبه کند و لحظه لحظه زندگی و تمام گناهان قلبی و جسمی خویش را محاسبه کند. اگر هر انسانی در مقابل هر گناهی که مرتکب می شود، سنگی داخل خانه اش بیندازد، در مدت کمی از عمرش، خانه پر از سنگ خواهد شد؛ اما انسان ها تساهل می کنند در حالی فرشتگان مؤظف می نویسند و حفظ می کنند. [ أَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ … ] [المجادله : ۶] [۳۱] .
حکایت است که حسان بن ابی سنان از کنار خانه گذشت و گفت:‌ چه وقت این خانه آباد شده است؟ سپس به خود آمد و گفت: از چیز های می پرسی که برایت مربوط نمی باشد؟ تو نفسم را به روزه یک سال عذاب می کنم، یک سال را روزه گرفت[۳۲] [۳۳] .

عبدالله بن قیس می گوید: در یکی از نبردها، دشمن نزدیک شد وهمه برای مقابله با دشمن به صف شدند و آن روز باد بسیار شدیدی می وزید، ناگهان دیدم که یک نفر در جلویم نفسش را مخاطب قرار داده و می گوید: ای نفسم! آیا وقتی به فلان نبرد آمادگی گرفت، نگفتی که اهل و عیالت بی سرپرست می مانند؟!! منم از تو اطاعت کردم و بر گشتم! آیا وقتی به فلان نبرد آمادگی گرفت، نگفتی که اهل و عیالت بی سرپرست می مانند؟!! منم از تو اطاعت کردم و بر گشتم! به خدا قسم امروز ترا به حضور الله متعال تقدیم می کنم، ترا قبول کند یا نکند، موقع جنگ در اول قرار داشت و دشمن کمی پیشروی کرد و دیگران فرار کردند اما او ثابت قدم بود و می رزمید تا این که شهید شد و بعد جسدش را دیدم که بیش از شصت ضربه بر آن وارد گردیده بود[۳۴] .

در خاتمه:

این مبحث را با بیان یک فایده مهم به پایان می رسانم که امام ابن قیم رحمه الله در کتاب مدارج السالکین ذکر نموده است، از اموری که بر محاسبه کمک می کند، این است که شخص در محاسبه نفس خود صادق باشد و محاسبه صادقانه بر سه اساس استوار می باشد: روشنایی با نور حکمت، بدگمانی نسبت به نفس و تمییز نعمت از فتنه. اما نور حکمت، عبارت از علمی است که شخص بتواند بین حق و باطل جدایی بیاورد و به هر اندازه که از نور علم بهره مند باشد، کامل تر و بهتر نفسش را محاسبه می تواند. اما بدگمانی به نفس برای این است که بتواند بدی ها و عیوب نفس خویش را شناسایی نماید. و اما تمییز نعمت از فتنه؛ چون بسا از انسان را با استدارج نعمت ها فریب می خورند و فریفته ستایش جاهلان می گردند و ازین که الله متعال عیب هایش را می پوشاند، مغرور می گردد [۳۵] .
__________
(۱) ذم الهوى لابن الجوزی (۴۰) .
(۲) أدب الدنیا والدین (۳۴۲) [نقلاً عن موسوعه نضره النعیم ، ۸/ ۳۳۱۷] .
(۳) مدارج السالکین ، ۱/۱۸۷ .
(۴) التربیه الذاتیه من الکتاب والسنه لهاشم علی أحمد (۹۷) .
(۵) الزهد للإمام أحمد (۱۹۶) .
(۶) إغاثه اللهفان لابن القیم (۷۹) .
(۷) التربیه الذاتیه (۹۸) .
(۸) إحیاء علوم الدین لأبی حامد الغزالی ، ۴/۵۸۷ .
(۹) فی ظلال القرآن ، لسید قطب ، ۶/۳۵۳۱ .
(۱۰) تفسیر البغوی ، ۴/۴۲۱ ، والزهد للإمام أحمد (۳۹۶) .
(۱۱) تفسیر البغوی ، ۴/۴۲۱ ، والزهد للإمام أحمد (۳۹۶) .
(۱۲) الزهد للإمام أحمد (۱۷۷) ، ومدارج السالکین ۱/۱۸۷ .
(۱۳) حلیه الأولیاء لأبی نعیم ، ۲/۱۵۷ .
(۱۴) الزهد لوکیع بن الجرّاح تحقیق الفریوائی (۵۰۱) .
(۱۵) إغاثه اللهفان ، (۸۲) .
(۱۶) الإحیاء ، ۴/۱۱۸ .
(۱۷) قال فی القاموس فی ماده (طلع) : نفس طُلَعه : تکثر التطلّع إلى الشیء .
(۱۸) حلیه الأولیاء ۲/۱۴۴ ، ذم الهوى لابن الجوزی (۴۱) .
(۱۹) الإحیاء ، ۴/۵۸۸ .
(۲۰) مقاصد المکلفین فیما یتعبّد به لربّ العالمین ، للدکتور عمر الأشقر (۴۲۹) (بتصرّف) .
(۲۱) إغاثه اللهفان (۸۱) .
(۲۲) مدارج السالکین ۱/۱۸۸ .
(۲۳) الزهد للإمام أحمد (۱۷۹) .
(۲۴) حلیه الأولیاء ۲/۱۵۷ ، وذم الهوى (۴۰) .
(۲۵) الإحیاء ، ۴/۶۰۵ .
(۲۶) الزهد للإمام أحمد (۱۷۱) .
(۲۷) مناقب أمیر المؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه لابن الجوزی ، ۱۷۱ .
(۲۸) الزهد للإمام أحمد ، ۵۰۱ .
(۲۹) الزهد للإمام أحمد ، ۳۳۶ ، وذم الهوى ، ۴۱ .
(۳۰) الإحیاء ، ۴/۵۸۹ .
(۳۱) الإحیاء ، ۴/۵۸۹ .
(۳۲) حلیه الأولیاء ، ۳/۱۱۵ ، وذم الهوى ، ۴۲ .
(۳۳) والأوْلى فی هذا المقام اتباع هدی النبی -صلى الله علیه وسلم- الذی دلّنا على أن أفضل الصیام صیام داود -علیه الصلاه والسلام – ، وهو صیام یوم وإفطار یوم – البیان – .
(۳۴) الإحیاء ، ۴/۵۹۱ .
(۳۵) مدارج السالکین ، ۱/۱۸۸ (بتصرّف) .


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *