محورهای اساسی قرآنی در سالهای نخستین نزول وحی

0 - محورهای اساسی قرآنی در سالهای نخستین نزول وحی


 

محورهای اساسی قرآنی در سالهای نخستین نزول وحی

نویسنده: طارق رمضان

در سال‌های نخستین نزول وحی، پیام قرآنی حول ۴ محور اساسی می‌گشت:
۱-    یگانگی خدا
۲-    مرکزیت قرآن
۳-    نماز
۴-    زندگی بعد از مرگ
مسلمانان نخستین به تغییر روحی عمیق و ریشه‌ای دعوت شده بودند، به همین دلیل مخالفین قبایل خودشان به تحول مهمی که دین جدید در عقاید و سازماندهی جامعه‌شان ایجاد می‌کرد، پی برده بودند و از این تحول می‌ترسیدند.

توحید
تاکید پیام قرآن، در درجه‌ی نخست بر یگانگی خدا بود. با مفهوم “رب” که در نخستین آیه‌های وحی شده قرآن دیدیم نام الهی “الله” که وجودش را با آرامش و بخشندگی جمع می‌کند. جبرئیل پیامبر را این گونه مورد خطاب قرار داد:
«سلام بر تو باد، ای رسول خدا» یا «سلام و رحمت خدا بر تو باد»
عباراتی که از همان ابتدا در میان مسلمانان آن را برای سلام فرستادن به یکدیگر و به هنگام یاری طلبیدن از خدا این نام از نام‌های خدا را به کار می‌برند. و نیز هر سوره‌ای در قرآن با عبارتی مقدس که حضور خدای یگانه و فضیلت‌های متعالی‌اش را به یاد می‌آورد آغاز می‌شود: بسم الله الرحمن الرحیم
قرآن خیلی زود نام «الرحمن» را معادل نام الله قرار داد:
«قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَیًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» أسراء/۱۱۰
« بگو : با « الله » یا « رحمن‌ » به کمک طلبید خدا را به هر کدام بخوانید او دارای نامهای زیبا است»
این اشاره نمودن به خدای یکتا با نامها و صفات مختلف، مسأله‌ای اساسی است و شیوه‌ی ارتباطی مؤمنین نخستین با خداوند بود. ادراک حضورش و تاکید بر این که لطف او موهبتی است، و هم وعده‌ای به سلامتی و آرامش است چیزی که سوره الرحمن به خوبی تشریح می‌کند و انسان‌ها و جن‌ها را برای اندیشیدن و شناخت خداوند و لطف او، خطاب قرار می‌دهد.
«‏الرَّحْمَنُ‏*‏عَلَّمَ الْقُرْآنَ‏*‏خَلَقَ الْإِنْسَانَ‏*‏عَلَّمَهُ الْبَیَانَ‏*‏الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ‏*‏وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ‏*‏وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ‏*‏أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ‏*‏وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ‏*‏وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ‏*‏فِیهَا فَاکِهَهٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَکْمَامِ‏*‏وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّیْحَانُ‏*‏فَبِأَیِّ آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ‏» الرحمن/۱۳-۱
« خداوند مهربان.‏ قرآن را یاد داد. انسان را بیافرید. به او بیان آموخت. خورشید و ماه برابر حساب هستند. گیاهان و درختان برای خدا سجده می‌کنند و کرنش می‌برند. آسمان را برافراشت ، و قوانین و ضوابطی را گذاشت.هدف این است که شما هم از قوانین و ضوابط تجاوز نکنید.در وزن کردن و برکشیدن دادگرانه رفتار کنید و از ترازو مکاهید.خداوند زمین را برای ( زندگی ) انسانها آفریده است. در زمین میوه‌های فراوان ، و از جمله خرما است که دارای غلاف است.و گیاهان خوشبو وجود دارد ، و همچنین دانه‌هائی است که در میان پوسته قرار دارند.کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب و انکار می‌کنید»

مرکزیت قرآن
همه چیز از طبیعت تا اخلاق در رفتار بشر، یادآور خالق است که اولین تجلی آن، خیر و رحمت است. به علاوه به خاطر خیرخواهی‌اش نسبت به انسان‌ها قرآن را نازل کرده است. وحی هم یک موهبت است و هم یک مسئولیت. و از همان آغاز دومین محور از تعالیم اولیه اسلامی مطرح می‌شود. مرکزیت قرآن – که در سه آیه اول بالا، پیوندی بین خدا و انسان برقرار کرده است – که از اصول عقیده‌ی مسلمان‌ها است:
قرآن، کلام الهی است که برای بشریت فرو فرستاده شده است:
« وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ» نحل/۱۰۳
« به زبان عربی گویا و روشن»
همچنین بیم دهنده‌ی نور و معجزه است، یادآوری پیام‌های یکتاپرستی گذشته است. نور هدایت الهی برای آینده و معجزه کلام جاودانه و بی‌مثال، فرستاده شده برای انسان‌ها در دل تاریخشان است.
قرآن از همان آغاز همچون آیینه برای هستی تجلی پیدا کرد. کلمه‌ی (verset) که اولین مترجمین غربی به «آیه» ترجمه کردند – با رجوع به فرهنگ لغت کتاب مقدس – لغت هم معنای آن در عربی «نشانه» (آیه) است. هم چنین این کتاب نازل شده، این متن نوشته شده، از نشانه‌ها (آیات) به وجود آمده است، همچنان که دنیا سرشار از این نشانه‌هاست. هنگامی که عقل دل قرآن و دنیا را می‌خواند، عقل تحلیلی، آن وقت دو کتاب بازتاب می‌یابند، و هر کدام از آن‌ها از دیگری و خدای یکتا سخن می‌گویند. آیات، معنای متولد شدن، زندگی کردن، فکر کردن، احساس کردن و مردن را یادآوری می‌کنند.
قرآن با فرم و محتوای بسیار تذکر دهنده‌اش و هم‌چنین قدرت معنوی‌اش، معجزه اسلام است و هم‌چنین مسئولیت مضاعف و بزرگی را برای مسلمانان ارائه میدهد. از یک طرف التزام‌های اخلاقی که تعالیم قرآنی بر آن‌ها تحمیل می‌کند و از طرف دیگر نقش شاهدی بر این تعلیمات در مقابل بشریت دارد. از همان آغاز وحی این بعد دیده می‌شود، چون که در سوره مزمل یکی از اولین آیه‌های وحی شده، هشدار می‌دهد:
«‏إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا‏»مزمل/۵
« ما سخن سنگینی را بر تو نازل خواهیم کرد»
آیه‌ی دیگر سیمای نیرومند مرکزیت معنوی قرآن را بیان می‌کند:
«‏لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ‏» حشر/۲۱
«‏ اگر ما این قرآن را برای کوهی فرو می‌فرستادیم ، کوه را از ترس خدا ، کرنش‌کنان و شکافته می‌دیدی ! ما این مثالها را برای مردمان بیان می‌داریم ، شاید که ایشان بیندیشند»
متن وحی شده خود را به عنوان بیم‌دهنده‌ی نیکو برای اموری اخلاقی مستحکم معرفی می‌کند که هم رایحه‌ی معنوی منتشر کند و هم قالب و چارچوب مشخص مرسوم دینی را می‌سازد.

نماز
پیامبر در حالی که در اطراف مکه می‌گشت، جبرئیل نزد او آمد و طریقه‌ی وضو گرفتن و نماز خواندن را به او یاد داد. پیامبر دستورات جبرئیل را یک به یک انجام داد، به خانه برگشت و نماز را به همسرش یاد داد. در آن سال‌های نخستین، نماز دو بار در صبح و شب انجام می‌شد در سوره «مزمل» نماز شب را در اوایل دوره‌ی مکه بر تمام مسلمانان واجب میکند، و تا آن که ۵ نماز فرض می‌شود. اعمال دینی و تعلیم معنوی خواسته‌های سنگینی هستند:
«‏یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ‏*‏قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا‏*‏نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا‏* ‏أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا*‏إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا‏
*‏إِنَّ نَاشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا*‏إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا*‏وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا‏» مزمل/۸-۱
«ای جامه به خود پیچیده ! شب ، جز اندکی بیدار بمان. ‏ نیمی از شب ، یا کمی از نیمه بکاه. یا بر نیمه‌ی آن بیفزا و قرآن را بخوان خواندنی. ما سخن سنگینی را بر تو نازل خواهیم کرد. ‏ عبادت شبانه مؤثّرتر و ماندگارتر ، و اقوال درست‌تر و پابرجاتر است. ‏ نام پروردگارت را بِبَر ، و از همه چیز بِبُر و بدو بپیوند »
در بطن مکه و در محیطی پر از دشمنی، زنان و مردانی که اسلام را پذیرفته بودند، در سکوت و سختی پرورش می‌یافتند. آنها در شب برای مدت زیادی برای عبادت خدا بیدار میماندند، در حالی که «آیات» قرآن را که خدای یکتا همچون پیوندی برتر بین لطف بی‌کرانش و قلب هر انسانی ایجاد کرده است، می‌خواندند. این تعلیم معنوی عمیق و سخت خصوصیت ویژه‌ی مؤمنین اولیه را تشکیل می‌داد: پرهیزکارانه و مصمم، برای خداوند بخشنده نماز میخواندند، و همواره قرآنی را که بر او وحی می‌شد، تلاوت می‌کردند که یادآوری (ذکر) و روشنایی (نور) است، و از تعلیمات و الگوی آخرین پیامبر پیروی می‌کردند. اساس پیام اسلامی در این رابطه‌ی خصوصی اعتماد و عشق به خدای متعال، کامل بیان شده است، که ارتباط مستقیمی را بین فرد و خالقش برقرار کرده است، همانطور که خالق نمونه‌ی رفتاری را از میان یک رسول، یک انسان انتخاب کرده است که همچون الگو برگزیده است.
سه آیه بعد مضمون دقیق این تعلیم را جمع کرده است:
«وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ» بقره/۱۸۶
« و هنگامی که بندگانم از تو درباره‌ی من بپرسند من نزدیکم و دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند ، پاسخ می‌گویم»
پیامبر در دل این رابطه‌ی صمیمی، راه را باز می‌کند:
«‏قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏»آل‌عمران/۳۱
«بگو : اگر خدا را دوست می‌دارید ، از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید ، و خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.»
او الگوی انسانی است که در اشتیاق الهی است. ورای پایان پذیری زندگی:
«‏لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا‏»احزاب/۲۱
« سرمشق و الگوی زیبائی در پیغمبر خدا برای شما است . برای کسانی که امید به خدا داشته ، و جویای قیامت باشند ، و خدای را بسیار یاد کنند . »
نخستین گروه مؤمنین با این تعلیم زندگی می‌کردند: هنگام نماز رو به بیت‌المقدس می‌ایستادند و این‌گونه توالی پیامشان را با یکتاپرستی یهود و مسیح و آرزوی جاودانگی و زندگی دیگر نشان می‌دادند.

سرای آخرت و روز جزا
در آیات قرآن موضوع زندگی پس از مرگ بارها تکرار شده است. در بحثهای قبلی دیدیم قرآن در برابر شک انسانها بر مثال‌هایی از طبیعت، بیابان و زمین‌های ظاهراً مرده که پس از باران دوباره زنده می‌شوند، تأکید می‌کند. پیامبر خیلی زود متوجه برتری زندگی دیگر شد:
«‏وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى‏» ضحی/۴«و فرجام برای تو، بهتر از آغاز است.»
در واقع پیام به منظور فرو نشاندن شک و تردیدها و ترسها در برابر مرگ حتمی انسانها نیست، بلکه القای این اعتقاد در ضمیر و قلب مؤمنین است که این زندگی یک معنا دارد و آن بازگشت به سوی خداست. از یادآوری بی‌وقفه‌ی دنیای آخرت، مراد رسیدن به روز جزاست که خداوند ترازویی میان خیر و شر قرار داده است و هر کسی را مسئول اعمال خود کرده است. این گونه با آشنایی با روز جزا، رابطه‌ی بین ایمان و اخلاق، میان تفکر و عمل ایجاد می‌شود: «صراط المستقیم: که خوشایند خدای متعال است. راه کسانی است که:
«إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»تین/۶
«ایمان بیاورند و کارهای شایسته بکنند»
و اینگونه با خدا بودن، برای خدا بودن، خود را فدا کردن، «امر به معروف و نهی از منکر» کردن است. و این تلاشی در راه محقق ساختن مقتضیات اخلاق است. با خدا بودن، تغییر رفتار را در پی دارد و موجب پیوستن به «گروهی که دعوت به نیکی کنند.» اسلام همچون ادیان دیگر توحیدی، بر بازگشت به سوی خدا، روز جزا، بهشت و جهنم تأکید می‌ورزد و آیه‌های زیادی معنای زندگی آخرت را به تجربۀ روحی که معنای زندگی را مشخص میکند، و همچنین به امر اخلاق، ربط می‌دهند. این مرحله آماده‌سازی، مرحله‌ای بسیار مهم است، حتی اگر تعالیم نهایی آن در ارتباط با خدا نباشد، اوج ارتباط با کسی که از رگ گردن نزدیکتر است، از حرص بهشت و غم دوزخ فراتر می‌رود و به محبت خدا، و آرزوی دیدار روی او تا ابد می‌رسد. همانطور که پیامبر با این دعا به صحابه یاد داد: «خدایا، بر ما لطف کن بتوانیم روی بی‌نهایت بخشنده تو را ببینیم.» ضرورت اخلاق همچون شیوه‌ی لازم نزدیکی قلبی و عاشقانه خدا ظاهر می‌شود.

****************************

نام کتاب: پای بر جای پای پیامبر / مؤلف: طارق رمضان / مترجم: کافیه جوانرودی / نشر احسان ۱۳۹۴

دانشنامه تخصصی اهل سنت

منبع: سایت رسول.نت

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − دو =

مطالب تازه