مدرسه باز کرده ام، نه دوکان

مدرسه باز کرده ام، نه دوکان

دل‌نوشته ای از:
شیخ الاسلام مفتی محمد تقی عثمانی

ترجمه: حبیبی صالحی

پدر بزگوارم حضرت مولانا مفتی محمد شفیع عثمانی رحمه الله روزی به ما وصیت کرد و گفت:
برادر متوجه باشید! من مدرسه ساخته ام، دوکان باز نکرده ام، من مکلف نیستم که با هر قیمتی این مدرسه را به پیش ببرم، بلکه مکلفم که در حد توان آن را به پیش ببریم، و طوری که لازم است برای پیش‌برد آن تلاش می‌کنم، و به این هم مکلف نیستم که آن را تا ابد به پیش ببرم، بناء تا وقتی که با درنظرداشت اصول صحیحه قابل پیش بردن بود، پیش می‌برم، و هر زمانی که قرار بود اصول صحیحه قربانی پیش بردن مدرسه گردد، آنگاه مدرسه را قفل زده بسته می‌کنم؛ زیرا مدرسه در ذات خود مقصود نیست، بلکه مقصود رضای الله جل‌جلاله است و رضای خدای متعال زمانی بدست می‌آید که مدرسه بر مبنای اصول صحیحه به پیش برود، این دوکان نیست که به هر حالت آن را ادامه داده شود و یا آن را بسته کرده در تلاش وظیفه و مشغولیت دیگری شوید و کار دیگری را انجام دهید.
جناب شان خیلی به یک نکته ای دقیقی اشاره فرمودند، بطور عموم وقتی که یک مدرسه ساخته می‌شود، مردم به این فکر می‌باشند که به هر طریق که شود باید آن را به پیش برد، و اگر از راه درست نشد، از راه نامشروع به پیش برود، ولی جناب شان می‌فرمودند که: در این مسیر فکر راه نادرست اصلاً پیدا نمی‌شود؛ زیرا اگر طریق درست پیدا نشد، مدرسه را بسته کنید و در آخرت از شما اصلاً پرسیده نمی‌شود که چرا مدرسه را بسته کردید. جناب شان تمام عمر بر این اصول صحیحه عمل می‌کردند، احساساتی که در میان اهل مدارس وجود دارد، هیچ‌گاهی به آن توجه نمی‌کردند.
وقتی که دارالعلوم از «نانک واره» به اینجا (کورنگی) انتقال کرد، شما اصلاً تصور نمی‌کردید که اینجا چه‌جایی بود! اینجا یک ویرانه، زمین ریگستانی و یک صحرایی بود، تا مسافت های دور و دراز آب پیدا نمی‌‌شد، سیستم برق وجود نداشت، سهولت تیلفون موجود نبود، بَس و دیگر وسایل انتقالات و رفت آمد پیدا نمی‌شد، یک و نیم میل دور سهولت بس و غیره میسر می‌شد، جنگل بی‌ سر و صدایی بود، آب را از چاه های «شرافی گوت» می‌آوردیم، اینجا آب نداشت. دوستان! در یک چنین جایی این مدرسه شما قرار داشت!!
اساتید بزرگی که آن وقت در اینجا تدریس می‌کردند، برای آمدن به این مدرسه آماده نبودند؛ زیرا زندگی در اینجا خیلی پر مشقت بود، بسیاری از اساتید بزرگوار که حتا چند تای آن‌ها از موسسین و بنیان گذاران دارالعلوم به شمار می‌رفتند، از اینجا رفتند و از رفتن آن‌ها مدرسه به ظاهر سخت متأثر شد، حتا که برخی مردم نزد پدر بزرگوارم آمده گفتند: وقتی که چنین اساتید بزرگوار ازینجا رفتند، پس مدرسه چگونه به پیش برود؟ بناء به یکی از اساتید مشهور نامه‌ای بنویسید و او را اینجا بخواهید. پدر بزرگوارم فرمودند: این کار خلاف اصول ماست، چنین کاری را نمی‌توانم انجام دهم، که یک مدرسه را آباد کنم و مدرسه دیگری را ویران کنم. بناءً اگر کدام کسی در کدام جایی کار می‌کند، من «بیع علی بیع اخیه» نمی‌کنم، بلی، اگر خداوند خودش عطا کند، باز این مسئله دیگری است.
در یکی از سالها، در کلاس دوره حدیث ۱۲ یا ۱۳ نفر طالب علم بود، مردم گفتند که: تعداد طلبه‌ی دوره حدیث خیلی کم است، جناب شان فرمودند: ضرور نیست که جمعیت بزرگی از طلبه را داشته باشیم، ما روش درستی داریم، موافق آن هر قدر توان داشتیم، مکلفیت داریم که خدمت کنیم، گذشته از آن مکلف نیستیم، همین کافی است که ۱۲ نفر است، یا ده نفر، یا پنج نفر، حتا که یک نفر هم باشد، ولی نمی‌توانم که اصول صحیحه خویش را شکسته به تعداد جمعیت طلبه بیفزایم.
حالت ما در طول سال های گذشته همین گونه پیش می‌رفت، مردم بسیار می‌گفتند که: ببنید! فلان مدرسه این قدر طالب علم دارد و اینجا ۱۲ یا ۱۳ طالب علم است، می‌فرمودند: باشد، هدف ما افزایش تعداد طلبه اصلاً نیست، بلکه مقصد ما خدمت دین است، هرگونه که باشد، ما می‌خواهیم که خدمت کنیم، هیچ کسی را از جایش تکان نمی‌دهم، یک استاد هم کفایت می‌کند.
کسی گفت: جناب ما در حالت اضطرار و ضروت قرار داریم؟ ایشان در پاسخ فرمودند: جناب! این تاویلات ملائی را کنار بگذارید، من نمی‌توانم چنین کاری را انجام دهم، البته در مورد کسانی اگر معلوم شود که او خودش وظیفه ای آنجایی را رها می‌کند، آنگاه می‌توانم او را طلب کنم.
تمام عمر روش شان همین گونه بود، این ها سخنان بنیادینی هستند، وقتی که هدف ما خدمت دینی است، پس در هر معامله‌ای مان تعلیمات و آموزه های دینی را در نظر داشته باشیم و بر آن عمل کنیم، این گونه نیست که مدرسه معیارهای جداگانه‌ای دارد و دیگر موارد زندگی معیار های دیگری…

یک شنبه ۱۶ ثور ۱۳۹۷ش / ۲۰ شعبان المعظم ۱۴۳۹ق

/

  • برچسب ها
  • * فارغ التحصیل مدارس دینی پاکستان * استاد دارالعلوم عربی کابل * استاد در دانشگاه های خصوصی و ... * دبیرکل مجمع مدارس عربی افغانستان * نویسنده * مترجم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    چهار × 1 =