فرهنگ و جامعه

مدیران کارآمد یا راهی پیدا می‌کنند یا راهی می‌سازند

نویسنده: فیروزه عسگری / کارشناس ارشد علوم ارتباطات

همواره ضرورت پرداختن به امور مدیریتی که مردم در طول عمر خود با آن روبه‌رو هستند، ایجاب می‌کند تا در بکارگیری اصول و معیارها از روش‌های آکادمیک در بهره‌گیری از امکانات طبیعی که خداوند منان بی‌دریغ در اختیار بشر قرار داده، برای بهتر زیستن استفاده کنند.

انسان می‌تواند در سیطره عظیم روش‌ها و فنون، انتخابی داشته باشد که در عصر خود راهکاری برای رسیدن به نتیجه مطلوب به‌شمار آید.

در این فرآیند، اخلاق‌مداری مسیر رشد و بالندگی جامعه انسانی و انسان را فراهم می‌سازد تا دست یافتن به نتایج و پیروزی‌هایی که حاصل روش‌های نامتعارف است، در مقابله با مدیریت‌های پاک و عاری از پلیدی و پلشتی، مذموم باشد و در مخالفت با اصول عاقبت‌اندیشی و عافیت‌خواهی قرار گیرد.

در یک خط، مدیر کسی است که می‌تواند فعالیت‌های افراد را برای رسیدن به هدف یا اهداف معینی هماهنگ و به‌طور شایسته‌ای سازمان دهد.

ذهن انسان این‌گونه طراحی شده که به هر چیزی که فکر کند، به طرفش کشیده می‌شود و در نهایت، آن را به‌دست می‌آورد؛ حتی اگر آن چیز را دوست نداشته باشد. هرکس به میزان باورهای مثبت، به موفقیت می‌رسد. باورهای یک مدیر، اندیشه‌ها و تصمیم‌هایش را می‌سازد و مسیر حرکتی او را مشخص می‌کند. مدیرانی که با نگرش و باورهای مثبت، به موضوع‌ها و مسائل می‌نگرند، بهترین راهکارها و انتخاب‌ها را خواهند داشت، زیرا قانون زندگی، قانون باورهاست.

یک رود بسیار پرآب را در نظر بگیرید؛ اگر برای هدایت و کنترل درست آن، برنامه‌ای نباشد، از آن نعمت عظیم خداوندی استفاده درستی نمی‌شود و بیهوده هدر می‌رود، اما اگر جلوی آن، سدی بسته و درست به کار گرفته شود، نتیجه‌های بسیار ارزشمند و باورنکردنی ایجاد می‌شود. در مدیریت هم این نقش در قالب این مثال ساده بسیار نمود دارد. مدیر سازمان باید بتواند قابلیت‌ها و توان افراد زیرمجموعه خود را شناسایی و برمبنای آن، مسئولیت‌ها را تفویض کند. ممکن است در یک مجموعه، توان و انرژی بسیار بالایی وجود داشته باشد اما به‌دلیل استفاده نشدن درست نتیجه عکس حاصل شود.

از این رو، مدیر توانمند باید بتواند به‌طور دقیق با شناخت روحیه‌ها و قابلیت‌های کارمندان خویش و با کمال اطمینان و اعتقاد از فعالیت‌های آنها حمایت، تشویق و در زمان‌های ضروری، پیشنهادهای اصلاحی را اعلام کند. در این زمان کارمندان پیشنهادهای اصلاحی را با جان و دل می‌پذیرند و این مهم بر محبوبیت مدیران موفق می‌افزاید. مدیرانی که دارای محبوبیت اجتماعی هستند، می‌توانند مدیران موفقی نیز باشند. محبوبیت، کلام و رفتار انسان را جذاب و دلنشین می‌کند. مدیرانی که کارمندان‌شان آنها را از صمیم قلب دوست دارند در کارهای‌شان موفق‌تر هستند. رمز و راز محبوب شدن یک مدیر خیلی پیچیده نیست؛ فقط کافی است صادقانه به هر آنچه که می‌گوید عمل و همیشه با نگاهی مهربانانه و پدرانه بر قلب کارمندان خود مدیریت کند.

احاطه هر فرد بر علمی از علوم گوناگون در زمینه‌های فنی، طبیعی، انسانی و… را می‌توان تخصص آن فرد در علمی که به آن دست یافته، اطلاق کرد. در قرآن نیز به این موضوع بها داده شده است. «خداوند طالوت را برای زمامداری شما انتخاب کرده است.» گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند با اینکه ما از او شایسته‌تریم و او ثروت زیادی ندارد؟ گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و او را با علم و قدرت جسم وسعت بخشیده است. خدا ملک خود را به هر کس بخواهد می‌بخشد و احسان خدا وسیع است و از لیاقت افراد برای منصب‌ها آگاه است.

مدیران دارای اندیشه‌های متعالی، هر روز دغدغه یاد گرفتن و یاد دادن دارند. در دنیای رقابتی امروز، سازمان‌ها و مدیرانی که دارای توان تخصصی و اجتماعی بالاتری هستند؛ برنده میدان رقابتند. آنها با خودارزیابی نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی می‌کنند و با یک برنامه پیشرفته مدون توان علمی و تخصصی خود و کارمندان‌شان را افزایش می‌دهند؛ در واقع با سرمایه‌گذاری در بخش آموزش برای تقویت تخصص کارمندان‌شان یا راهی پیدا می‌کنند یا راهی می‌سازند.

با تغییر مدیریت‌های سازمانی در کشور این کارمندان هستند که در مجموعه سال‌های سال خدمت و چه بسا بسیاری از نقاط ضعف و قوت سازمان را به‌طور ملموس احساس کرده‌اند و حاصل نتایج آنها می‌تواند به کمک مدیران تازه‌وارد به مجموعه کمک شایانی کند. مدیران کارآمد از مشارکت کارکنان در عمل استفاده می‌کنند و با دادن اعتماد به‌نفس و خودباوری به کارمندان می‌توانند از دل نظرها و پیشنهادهای آنها بهترین تصمیم‌‌ها را که به سود سازمان است بگیرند، زیرا فکرها و اندیشه‌های افراد گوناگون است که با بررسی نظرهای‌شان موضوع از زاویه‌های گوناگون بررسی و بهترین تصمیم اتخاذ می‌شود. موریس، مدیر موسسه رهبری کانسایر در این باره می‌گوید: اگر دیگران برای کمک خواستن به سراغ شما می‌آیند می‌تواند به این معنی باشد که در انجام کاری مهارت بالایی دارید یا در نظر آنها، شما فردی باهوش و توانمند هستید. در هر دو صورت باید گفت نشانه خوبی است و از این موضوع استقبال کنید.

یکی از ویژگی‌های مدیران توانمند کمک کردن به دیگران است. کمک کردن به دیگران نیز در قالب قدرت یک مدیر نمایان می‌شود. قدرتی که باید کنترل‌کننده و قابل‌انعطاف باشد؛ به‌ویژه زمانی که مشاهده کنند کارمندان آنها به مشکل برخورده یا کاری را به اشتباه انجام داده‌اند و مرز تشخیص قدرت کنترل‌کننده با قدرت لجام‌گسیخته که به استبداد ختم می‌شود بسیار باریک است. جان کلام فرمایش حضرت ختمی مرتبت (ص) را به یاد داشته باشیم که من از آنچه نمی‌دانید بیم ندارم، اما بنگرید به آنچه می‌دانید چگونه عمل می‌کنید.

برچسب ها
نمایش بیشتر

مدیر سایت

پورتال اسلامی تبیین

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × پنج =

دکمه بازگشت به بالا
بستن