مرگ و مسایلی مربوط به آن

مرگ

مرگ


تحقیقی درباره: ( مرگ ، ومسایلی مربوط به آن ،)

( مرگ چیست ؟!!)

هر انسانی دارای روح و جسم است ، هر گاه عمر مقدر انسان به پایان رسید ، روح وی از جسم او خارج گشته ، جسم خاکی او بیجان می شود ، این مفارقت روح از جسم را ( مرگ ) نامیده اند،

باید دانست که : حقیقت وماهیت انسان همان روحی است که مدتی در جسمی اقامت گزیده ، وسپس به امر پروردگار عالمیان از آن جسد خارج گردیده و وارد عالم برزخ می شود ،

( مرگ را به خوبی بشناسیم )

مرگ ، خوب است ، بد نیست ، خیر است ، شر نیست ، نعمت است ، نقمت نیست ، رحمت است ، زحمت نیست ، تقدیر الهی است ، اتفاقی نیست ،.حتمی الوقوع است ، قابل رد و دفع نیست ،

( چه کسی مرگ را می آفریند ؟!! )

غیر از الله متعال جل جلاله ، مرگ آفرین نیست ، فقط او است که: محیی و ممیت است وبس ، اوست که جان میدهد و جان می ستاند، می آفریند ،و می میراند ، در کارهای الله متعال نباید فضولی کردو ، نارضایتی را ابراز داشت وناخوشنود گشت ، بلکه باید گفت : ان لله ما اخذ ، وله ما اعطی ،وکل شیی عنده باجل مسمی ،

این کلام موجز وزیبای رسول الله علیه الصلات والسلام است، که ، به هنگام مرگ اشخاص می فرموده است ، نیز در هر مصیبتی ، انا لله وانا الیه راجعون می گفته است.

اگر مرگ شر بود ، بد بود ، نقمت بود ، الله متعال آن را نصیب انبیا ، اولیا و ایمه دین و دوستانش نمی کرد ،

الله متعال فرموده است :

الله یتوفی الانفس حین موتها ، یعنی ، الله است که هنگام مرگ انسان ها ، آنان را می میراند ، و نیز فر موده است: وما کان لنفس ان تموت الا باذن الله، یعنی ، نمی شود که ،کسی بمیرد ، مگر به اذن و اجازه الله متعال ،

در حدیث شریف آمده که ،: الدنیا سجن المومن ، وسنته ، فاذا فارق الدنیا ، فارق السجن والسنه ،
یعنی ، دنیا مانند زندان، و سال قحطی است برای مومن ، هرگاه از دنیا رفت ، مانند آنست که، هم، از زندان آزاد شده، و هم دوران قحطی اش را گذرانده است،

در حدیث دیگری آمده : الدنیا سجن المومن ، وجنت الکافر ،یعنی ، دنیا زندان مومنان وبهشت کافران است ،

پس بنا براین ، مومن با مرگش هم از زندان آزاد می شود ، وهم از ضیقت وفقر ،نجات می یابد ، ودر صورت صالح بودنش ، باذن الله به یک زندگی فوق ایدآل وغیر قابل تصور خواهد رسید همچنانکه در حدیث صحیح قدسی آمده : الله متعال فرموده است : اعددت لعبادی الصالحین ما لا عین رات ، ولا اذن سمعت ، ولا خطر علی قلب بشر ، یعنی ، آماده کرده ام برای بندگان صالح خودم ، آن چنان چیزهایی را که، هیچ چشمی آن را ندیده باشد ، وهیچ گوشی آن را نشنیده باشد ،واز قلب هیچ بشری خطور نکرده باشد ،

پس برای رسیدن به این نعمتهای بیکران غیر قابل تصور است که، زهرای اطهر ، دخت رسول خدا ، علیهماالصلوات والسلام ، برای نزدیک شدن مرگ خودش ، شادمان می شود ، وعلی مرتضا ،علیه السلام نیز ، هنگام ضربت خوردن ، فزت ورب الکعبه را بر زبان جاری میکند ،

وبلال حبشی ، رضی الله عنه ، هنگام وفاتش ، بانگ ،الوصال ، الوصال سر می دهد ، وخوش حالی می کند ،

مومن صالح ، پس از وفاتش وارد یک زندگی فوق ایدآل می‌ شود .

اما اگر شخصی فی سبیل الله به درجه ی رفیع شهادت نایل گردد ، این شخص را نباید مرده تلقی کرد ،زیرا ، قرآن نهی فرموده که، به شخص شهید مرده گفته شود ،

به هر حال ، مومن صالحی که می میرد ، یا شهید می شود، غصه نمی خورد که چرا مرد ، بلکه غصه می خورد که، چرا کم آورد .

بدین جهت است که ،با توجه به مراتب فوق ، وسنت پاک مصطفوی ،روش سنیه ی محمدی ، علیه آلاف التحیت والسلام ، اهل سنت وجماعت ، بیش از سه روز برای مرگ ،و یا شهادت احدی تعزیه نمی گیرند، هفتم و چهلم و سالگرد را عملی نادرست و بدعتی خلاف سنت سنیه محمدیه می دانند ، و از آن پرهیز می کنند ،

صبر و شکیبایی و بردباری را، که ماموربه و سنت است ، به جزع وفزع، ، وشیون و زاری ، _ که منهی عنه وبدعت وحرام است ،_ ترجیح می دهند و همواره ، (ان الله مع الصابرین را، والله یحب الصابرین را ، وبشر الصابرین را ، والله یحب الصابرین را ، ویا ایها الذین آمنوا اصبروا وصابروا ، را ، وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر ) را، در مدنظر دارند ،


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *