یادداشت

مسیحیت در ترازوی نقد

به قلم محمد حنیف حسین زائی

بسم الله الرحمن الرحیم

چند روزی است در فضای مجازی کلیپی به اشتراک گذاشته شده که نوجوانی ایرانشهری خود را مسیحی معرفی نموده و با صراحت تمام به مقدسات اسلام می‌تازد و مبارز می‌طلبد.

گروهی وی را فردی بیمار روانی و دارندۀ کارت قرمز معرفی نموده، و عده‌ای سوار بر احساسات شده و زبان تکفیر و توهین و حتی تهدید گشوده‌اند، و برخی در سکوت بسر برده و فقط نظاره‌گر هستند و ذهن عامۀ مردم همچنان ملتهب و پریشان.

گذشته از این که به ظاهر این فرد بیمار معرفی شده و از نگاه دین اسلام معذور بشمار می‌رود، ولی ذهن جوان بیدار، در چنین شرایطی ملتهب شده و شاید برایش علامت سوال پیدا شود و چه بسا سکوت علمای دین، را به ضعف نصوص دینی و عاجز ماندن در برابر افکار الحادی و ضد توحیدی حمل نماید، لذا این امر انگیزه‌ای شد تا چند موردی را در نقد عقاید مسیحیت محرّف (که فعلا در منطقه مطرح شده است) قید کاغذ نمایم.

توحید و یگانه دانستن الله تعالی در ذات، صفات و اسمای حسنی، و شرک نورزیدن به الله، چکیده و شیرازۀ همه ادیان آسمانی، و مهمترین رسالت همه انبیا علیهم السلام بشمار می‌رود. (وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ) [الأنبیاء: ۲۵]

تردیدی در این وجود ندارد که عیسی پیامبر بر حق خداوند و دین او از ادیان آسمانی و کتابش، «انجیل» یکی از کتب مقدس آسمانیست که بر وی نازل شده است.

اما مسیحیانی که امروز جمعیتی قریب به دو میلیارد انسان را در دنیا تشکیل می‌دهند و ادعای پیروی از حضرت عیسی را دارند و فکر می‌کنند، بر همان آیینی قرار دارند که خداوند آن را بر حضرت عیسی نازل فرموده است، کاملا اشتباه بوده و سیدنا عیسی از باورها و عقاید آنان بیزار است.

زیرا آیینی که حضرت عیسی علیه‌السلام آورده بود، عبارت است از دعوت به توحید و عبودیت الله و گسترش اخلاق و نشر فضیلت و نخستین کلمه‌ای که بر زبان آورد، گفت: (إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ) و شراکت در الوهیت و نسبت فرزندی با الله را مطرح نفرمود.

هنوز نیم قرن از عروج عیسی به آسمانها نگذشته بود که با سرعت تمام پیروان او از اصول و مبادی پیامبرشان فاصله گرفته و آیین او را دستخوش تحریف و تغییر قرار داده و آن را با پاره‌ای از باورهای فلسفی و بت‌پرستی شرک‌آلود آمیخته نمودند.

در ابتدا گروهی از پیروان عیسی مسیح بر توحید باقی ماندند و با وجود فشارهای یهودیان تا نیم قرن استقامت کردند، اما در نیمۀ قرن دوم میلادی نص صحیح و صریح انجیل از بین رفت، از این‌رو پیروان عیسی به نگارش انجیل‌های دیگری برآمدند.

بنابراین، مسیحیت امروز عبارت است از چکیدۀ مصوّبات کنفرانسی که در سال ۳۲۵ م راهبان فاسد و کشیشان دنیاطلب مسیحی به ریاست پادشاه روم، «قسطنطین» – که اندیشۀ بت‌پرستی داشت – در روم شرقی جمع شده و در آن کنفرانس، آیینی جدید که معجونی از بت‌پرستی رومی، آیین هندوئیسم و یهودیت تحریف شده به تصویب رسید و در آن گردهمایی عقیدۀ تثلیث و باور: «خداوند مجموعۀ سه خدا؛ یعنی خدای پدر،‌ خدای پسر و روح‌القدس» در جهان مسیحیت رواج یافته و آیین آسمانی حضرت عیسی به طور کلی مسخ گردید، رجال دینی فاسد مسیحی با او در این مورد موافقت کردند و به این عقیدۀ شرک‌آلود باطل اعتراف کردند. از آن زمان تا به امروز آیین مسیحیت بر این باور هست.

خداوند این عقیدۀ‌ فاسد آنها رد نموده و به کفر آنان نیز حکم نموده است:
(لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَهٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا إِلَهٌ وَاحِدٌ) [المائده: ۷۳]

امروز در جهان مسیحیت بیش از سیصد انجیل به رسمیت شناخته می‌شود که چهار انجیل، متی، مَرقِص،‌ لوقا و انجیل یوحنا مورد تایید کلیسا قرار دارند و انجیلی که عیسی از جانب خداوند آورده است، در میان آنها وجود ندارد و این اناجیل دستخوش تحریف و تغییر رجال فاسد دینی آنان قرار گرفته و آن انجیلی که خداوند آن را به عنوان نور و هدایت معرفی می‌نماید، اصلا وجود خارجی ندارد. از این جهت خداوند در قرآن کریم آنها را مورد تنقید و تهدید قرار داده و می‌فرماید: (فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ} [البقره: ۷۹]

هرگز عیسی مسیح علیه السلام نیامده است تا خود را فرزند خدا معرفی نماید و از مسیحیان بخواهد تا به جای الله، ‌او را صدا بزنند و او را به عنوان: «إله‌الإبن» و مساوی «إله‌الأب» دانسته و روح‌القدس را نشأت گرفتۀ از این دو بدانند، آن‌گونه که کاتولیک‌ها و ارتودکس‌ها با اختلافات جزئی‌ای که با هم

حقانیه, [۱۸.۱۰.۱۸] دارند، معتقد هستند. {تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ} [النمل: ۶۳]

این چه خدایی است که مالیکیت آسمانها و زمین را در اختیار دارد و سپس (به پندار مدعی پیرویش) به دست یک بردۀ یهودی به دار آویخته می‌شود.

هرگز عیسی مسیح اعتقادی به تثلیث، اتحاد و تجسد و صلیب نداشته و این باورها با روح آیین او ناسازگارند. (سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیرًا) [الإسراء: ۴۳]

مسلمانان به اصل ماجرای صلیب اعتقاد دارند، اما معتقدند که کسی که به دار آویخته شده است، غیر از سیدنا عیسی بوده و خداوند یهودای اسخریوتی را به شکل عیسی عوض نموده و همۀ این عملیات بر وی اجرا شده‌اند و خداوند عیسی را به آسمان برده شده است. چنان که خداوند فرموده است: (وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینًا (۱۵۷) بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا) [النساء: ۱۵۷، ۱۵۸]

قطعا عیسی علیه‌السلام به «تعمید»،‌ «اعتراف به گناه»،‌ «آمرزش گناهان توسط کشیش با پرداخت چک‌ بخشش»، «قربانی مقدس»، «شام ربانی» اعتقاد و باوری نداشته است.

سوال اینجاست که وقتی فرد گناهکار در برابر قسیس و کاهن در کلیسا به همۀ گناهان خود اعتراف می‌کند و کاهن با لمس بدنش گناهکار را مورد آمرزش قرار می‌دهد، حال گناهان راهبان و قسیسان مسیحی که به انواع جنایات سهمگینی که مرتکب می‌شوند، را چه کسی مورد آمرزش قرار می‌دهد. کشیشانی که با این ترفند اموال و سرمایه‌های هنگفتی را جیب خود می‌زنند. (اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ) [التوبه: ۳۱]

هرگز سیدنا عیسی به حمل صلیب و آویزان کردن آن در گلو و گذاشتن در جیب و چمدان و به تصویر کشیدن آن در کلیسا و منازل و مراکز اعتقادی نداشته و این از بدعتها و پندارهای غلطی است که مدعیان دروغین پیروی از وی آن را اختراع کرده‌اند.

امیدوارم که صاحبنظران بیشتر در این مورد تحقیق نموده و جلسه و میزگردی تحت عنوان پاسخ به شبهات مسیحیت در یکی از مراکز دینی ایرانشهر به حضور جوانان و فرهنگیان و عموم مردم ترتیب دهند. وما علینا الا البلاغ.

نمایش بیشتر

محمدحنیف حسین زایی

نویسنده و پژوهشگر اسلامی،مدرس دارالعلوم حقانیه ایرانشهر،مدیر مرکز فرهنگی رسول رافت.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 2 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن