مصافحه با زنان از دیدگاه اهل سنت

با زنان از دیدگاه اهل سنت - مصافحه با زنان از دیدگاه اهل سنت


جامعه اسلامی به طور اعم و جامعه ی ایران به طور اخص چنان بی مشکل و بی مسئله است وبا هیچ پرسش و شبهه وبحرانی مواجه نیست که مسئله دست دادن زن ومرد به یکی از موضوعات بحث برانگیز روز تبدیل شده است. پس از انحراف مسیر خلافت راشده و تبدیل شدن آن به سلطنت از سوی بنی امیه وتغییر اجتهاد جمعی وشوری به اجتهادهای فرعی وجزئی موجب شد تارویکرد فقها از مسائل سرنوشت ساز وعمومی به مسائل سطحی وجزئی تغییر کند، بیعت اختیاری ، مشارکت عمومی ، آزادی بیان ، انتقاد ، امر به معروف ونهی از منکر ، عدم تبعیض ، کرامت انسانی ، عدالت اجتماعی ،دفاع از حق مردم ، توحید ، جهاد ، ترک ویا کم رنگ شد وبحثهای مانند نقض وضو و قسم به طلاق وازدواج با اجنه و خلقت پیامبر صلی الله علیه از نور ومهریه حوا جایگزین مباحث اصلی شد.

این تغییر نگرش با تثبیت حکومتهای استبدادی و یورشهای متعدد بیگانگان و ورود و تاثیر گذاری نحله های عرفانی در جهان اسلام فراگیر شد. به گونه ایی که اعمال زشت و گناهان کبیره کم رنگ تر وگناهان فردی و کم اثر برجسته شد ، شرک وبدعت و حقوق عمومی نادیده گرفته شد و ستم پذیری ، ذلت ، خیانت ، بی اعتمادی ،غیبت و،دروغ ،احتکار و،عقب افتادگی ،انحطاط ، وابستگی ، فقر وبدبینی و… رواج یافت؛ دایره احکام تکلیفی متداخل و درهم تنیده شد، واجب ، مباح ، حرام ،سنت ومکروه ، جایگزین هم شدند .

اما آنچه که مورد بحث ماست مسئله دست دادن آقایان با زنان نامحرم است که برخی به عنوان یک نقطه ضعف وگناه کبیره و عدم تقوا روی آن مانور می دهند ، چون قصد نگارنده بیان حکم شرعی آن از دیدگاه اهل سنت است زیاد به آن نمی پردازم ولی چند سوال را که در ذهن اینجانب ودیگران است طرح می کنم .

۱-گناه خودسوزی یک خانواده بر اثر فقر بزرگتر است یا مصافحه با زن نامحرم ؟

۲- رد صلاحیت بسیاری از افراد شایسته ، سیاسی و متدین مهمتر است یا مصافحه با زن اجنبی ؟

۳- عدم پاسخگویی به آرای مردم مهمتر است یا مصافحه ؟

‍‍‍پس بیاییم صورت مسئله را عوض نکنیم آنچه که در اسلام مهم است حق الناس است که با توبه هم قابل گذشت نیست ولی حق الله در دست خداست و توبه پذیر است .

اما مصافحه در نزد علمای اهل سنت مانند دیگر مذاهب محل مناقشه ومجادله است عده ای آنرا حرام ، عده ایی آن را جایز می دانند ، حرمت و مباح بودن و به طور کلی حکم فقهی آن به اعتقاد به این دیدگاه است که آیا لمس و تماس موجب نقض وضو می شود یا خیر ؟ آیا این لمس از روی شهوت است یا خیر؟ ابوحنیفه رحمه الله به طور کلی لمس را موجب نقض وضو نمی داند ، امام مالک رحمه الله آن را از روی شهوت ناقض وضو می داند و هر چند از احمد بن حنبل رحمه الله سه روایت موجود است ولی روایت صحیح از ایشان موید نظر امام مالک رحمه الله است .

اما نظر به مبتلا بودن آن در جهان معاصر دیدگاه دوتن از فقهای اهل سنت را در رابطه با مصافحه ذکر می کنم که اولی شیخ محمود شلتوت ودیگری دکتر یوسف قرضاوی است .

شیخ شلتوت در کتاب الفتاوی ص۸۵ در موضوع مصافحه المرء لا تنقض الوضوء می نویسد : عدم نقض وضو به وسیله مصافحه مبنی بر تسامح و تساهلی است که شریعت اسلام بر آن بنا نهاده شده و آیه ی طهارت با آن پایان می پذیرد بنابراین مصافحه از دیدگاه شیخ شلتوت اشکالی ندارد

دکتر قرضاوی در جلد ۳ کتاب دیدگاه فقهی معاصر ص ۶۴۲ الی … ترجمه دکتر احمد نعمتی در پاسخ به پرسشی درباره ی مصافحه می نویسد :

۱-فقهای سابق درباره حرمت مصافحه زن و مرد اگر با شهوت و به دنبال آن فتنه و فساد باشد متفق اند

۲- دست دادن مرد با پیرزن و یا دختر کوچکی که تمایل شهوانی ندارد و همچنین دست دادن پیرمردی با زنانی که احساس شهوانی در آنها نیست جایز است. از ابوبکر رضی الله عنه خلیفه ی اول روایت شده است که با پیرزنان مصافحه می کرد، همچنین عبدالله بن زبیر به پیر زنی اجازه داد تا از ایشان پرستاری کند آن پیر زن جهت تسکین در اندام ، بدن او را می فشرد وسرش را تمییز می کرد (الاختیار لتعلیل المختار ج۲، ص ۱۵۵)

از سوی دیگر در مسئله مصافحه کسانی که پوشش تمام بدن زن حتی صورت و کف دست او را واجب می دانند بدون شک مصافحه را حرام می دانند که طرفداران این نظریه بسیار کم هستند و جمهور فقها واصحاب و تابعین در بحث آشکار کردن زینت در آیه « ولا یبدین زینتهن إلا ما ظهر منها » صورت ودست دانسته اند . بنابراین وقتی مصافحه بدون شهوت ولذت باشد چه دلیلی بر تحریم آن هست .

دکتر قرضاوی می نویسد: من هر چه گشتم دلیلی برای حرمت آن نیافتم و قوی ترین دلیلی که هست سد ذریعه است . واین هنگامی است که خوف فتنه باشد ولی در عدم خوف دلیلی برای حرمت آن نیست.

قرضاوی در پاسخ کسانی که می گویند: پیامبر صلی الله علیه وسلم در روز فتح مکه از مصافحه با زنان خودداری کرده است ؛ می گوید : ترک امری از جانب رسول خدا صلی الله علیه وسلم ضرورتا دلالت بر حرمت آن نمی کند . وچه بسا کاری را انجام نداده باشد ولی به خاطر حرمت یا کراهت آن نبوده است و شاید به سبب عدم تمایل ایشان بوده است مانند اینکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم از خوردن گوشت سوسمار با اینکه مباح است خودداری کرده است، بنابراین صرف ترک مصافحه دلیل بر حرام بودن آن نیست ؛ سپس قرضاوی معنای مس وتماس رادر آیاتی که این واژه در انها ذکر شده حمل بر مقاربت و هم خوابگی می نماید وحتی شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله سخن کسانی را که ملامسه و لمس را در آیات بر معنای تماس پوست با پوست حمل کرده اند ضعیف شمرده است و گفته است منوط کردن نقض وضو به صرف لمس خلاف اصول ، اجماع صحابه ومتون شرعی است و گوینده آن سخنش بر اساس نص و قیاس نیست وحتی ابن عباس رضی الله عنه که دانشمند امت بوده است معنای ملامسه را حمل بر جماع کرده است .

قرضاوی به احادیثی از کتاب صحیح امام بخاری رحمه الله وامام احمد بن حنبل رحمه الله استناد می کند که کنیزان اهل مدینه دست پیامبر صلی الله علیه وسلم را می گرفتند و پیامبر صلی الله علیه وسلم با آنان مصافحه می کرد (صحیح بخاری ، کتاب الادب )

باز هم حدیث دیگری از انس روایت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد خاله انس ، ام حرام دختر ملحان همسر عباده پسر صامت به قیلوله –خواب چاشت – رفت وسرش را بر روی پای ام حرام نهاد وام حرام سر مبارکش را تمییز کرد.

قرضاوی پس از بررسی روایات می گوید : صرف ملامسه حرام نیست ، پس اگر اسباب اختلاط فراهم شد و از فتنه دو طرف امنیت حاصل شد مصافحه در موقع ضرورت اشکال ندارد؛ وبه نظر من بهتر است زن ومرد مسلمان آغازگر مصافحه نباشند واگر یکی از آن دو دست داد دیگری هم دست دهد.

ما این حکم را به این خاطر بیان کردیم تا اولا ؛ کسانی که به مفاد آن نیازمندند به مقتضای آن عمل کنند و احساس نکنند که دین موجب سختی و دشواری است . ثانیا ؛ مادامی که این بحث یک امر اجتهادی است اگر کسی چنین کاری را کرد نباید کارش را گناه وزشت دانست . بنابراین در جهان امروز ودر مسئله دیپلماسی ولزوم حضور شخصیتهای مسلمان در مجامع جهانی و بنا به رعایت قاعده ضرورتها و رخصتهای مصالح مرسله چنین عملی اشکال ندارد.

نویسنده: دکتر جلال جلالی زاده


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 + هجده =