اخلاق و تربیتخانه و خانواده

مقام مادر در اسلام

محمدحسین نورزهی

بدون تردید مادر یکی از نعمت های گرانبها و بزرگ الهی است، که به انسان ها ارزانی شده است. مادر نعمتی است که با وجود او انسان همواره در زندگی احساس خوشبختی و آرامش می ‏کند. و از برکت دعایش قله ‏های بلند افتخار را یکی پس از دیگری می ‏پیماید.

وجود مادر مایه‏ ی افتخار، سربلندی و موفقیت است. مادر مربی گرانقدر و ارزشمندیست که با نبودش هر لحظه ممکن است، فرزند راه نادرست و منحرف را انتخاب کند.
خداوند انسان را با وجود (مادر) و عدمش مورد آزمایش و امتحان قرار می ‏دهد؛ با وجود مادر، انسان باید به او خدمت کند احترامش را داشته باشد و رضایت او را به دست آورد و با نبودش، صبر و تحمل داشته باشد و در حقش دعای خیر کند.
تاریخ ثابت کرده است که خداوند بهترین انسان های روی زمین را با وفات مادرانشان مورد آزمایش خود قرار داده است، در رأس آنها خیرالبشر منجی عالم بشریت حضرت محمد مصطفی صلی ‏الله علیه و آله وسلم می ‏باشد. ایشان در سن ٨ سالگی از وجود نعمت مادر محروم می ‏شود. خداوند از ابتدای زندگی، آن حضرت را مورد آزمایش قرار می ‏دهد و خواست الهی بر این است که او را از اوان کودکی از وجود پر مهر و گرانبهای مادر محروم بگرداند تا اینکه آن حضرت بدون نوازش‏ های مهربانانه ‏ی مادری پرورش یابد و با سختی های زندگی و مشکلات آن مبارزه کند. این نشان می ‏دهد، مادر نعمت بس عظیم و بزرگی است و دارای یک جایگاه خاص و ویژه در اسلام است.

جایگاه مادر در پرتو آیات کلام الله مجید:

یکی از مهم ترین اموری که فرد مسلمان باید به آن توجه داشته باشد، ادای حقوق مادر است. مسلمان باید بداند که اسلام تا حدّی به مقام و منزلت مادر افزوده که بشریت تا به حال نظیر آن را ندیده است. این مقام والا بلافاصله بعد از ایمان به خدا و طاعت ذات واحدش می‏ آید. در قرآن کریم آیات بی‏ شماری وجود دارد که خشنودی مادر و پدر را درست بعد از رضایت خداوندِ سبحان قرار می‏ دهد و به این ترتیب بر فضیلتِ نیکی و احسان به والدین می ‏افزاید.

خداوند متعال می ‏فرماید: «و قضی ربک الا تعبدوا الا إیّاه و با لوالدین احسانا إمّا یبلغنَّ عندکَ الکِبَر احدهما او کلاهما فلاتقل لهما اُفٍّ ولاتنهرهما و قل لهما قولاً کریما» [اسرا: ٢٣]

(و حکم کرده پروردگار تو که نپرستید به جز او، و با مادر و پدر احسان کنید، اگر برسد به پیش تو، به کهن سالی یکی یا هر دو تا، پس نگو به آنها اف و بانگ نزن بر آنها و بگو به آنها قول مودبانه.)

امام قرطبی رحمه ‏الله فرموده است: «حق تعالی در این آیه ادب و احترام والدین و حسن سلوک با آنها را به عبادت خود وصل نموده و واجب قرار داده است، که «أن اشکرلی و لوالدیک» (یعنی: من را و والدینت را سپاس گوی) از این آیه ثابت می‏ گردد که پس از عبادت خداوند، اطاعت والدین از همه مهم تر و مانند شکرگزاری خداوند، شکرگذاری والدین واجب است.»

در جایی دیگر خداوند متعال می ‏فرماید: «واعبدوا الله و لاتشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا…» [نساء: ٣۶]

(تنها خدا را عبادت کنید و هیچ چیزی را شریک او مکنید و نیکی کنید به پدر و مادر …)

علامه ابن کثیر رحمه ‏الله در تفسیر این آیه می‏ گوید: «حق خداوند تبارک و تعالی این است که ذات یگانه ‏اش، که هیچ شریک و همتایی ندارد، عبادت شود سپس در مرتبه ‏ی بعدی حق مخلوقاتش می ‏آید که مهمترین و اولی ترین آنها حق مادر و پدر است و به همین دلیل خداوند حق والدین را قرین حق خود قرار می‎دهد.»

بهشت زیر پای مادران است:

حضرت معاویه بن جاهمه روایت می ‏کند که، پدرم جامهه به محضر رسول اکرم حاضر شد و اظهار داشت: قصد شرکت در جهاد دارم، و به منظور مشوره با حضرت عالی به محضرتان رسیده ‏ام آن حضرت صلی ‏الله علیه وسلم از وی پرسیدند: آیا مادرت حیات دارد؟ وی عرض کرد: آری آن حضرت صلی ‏الله علیه وسلم فرمودند: پس نزد او بمان و در خدمت او باش زیرا بهشت تو، در زیر قدم های او است.

حضرت اسماء بنت ابی ‏بکر صدیق نیر روایت می‏ کند که، در دوران معاهده قریش و رسول اکرم صلی‏الله علیه وسلم، مادرم که هنوز به اسلام مشرف نشده بود، به نزدم آمد؛ من از رسول خدا صلی‏ الله علیه وسلم پرسیدم: یا رسول الله! مادرم به نزد من با امید و آرزو آمده آیا من او را خدمت کنم؟ آن حضرت صلی ‏الله علیه وسلم فرمودند: آری او را خدمت کن و با او چنان رفتار کن که یک دختر با مادر خود رفتار می‏ کند.

حق مادر از پدر بیشتر است:

حضرت ابوهریره روایت می‏ کند که شخصی از رسول اکرم پرسید: چه کسی بر من بیشتر حق خدمت و رفتار خوب دارد؟ آن حضرت صلی ‏الله علیه وسلم فرمودند: مادرت، باز مادرت، باز مادرت؛ پس از آن پدرت، پس از آن خویشاوندان نزدیک و پس از آن خویشاوندانی که در رتبه‏ ی بعد از آن قرار داشته باشند.

حکم اطاعت از مادر در انجام معصیت:

علامه قرطبی رحمه ‏الله در این باره می ‏گوید: «فرمانبرداری از پدر و مادر در ارتکاب گناه کبیره و یا ترک فرائض جایز نیست، اما اطاعت از آنها در امور مباح الزامی می ‏باشد. و از حسن نقل می‏ کند که می ‏گوید: اگر مادر به خاطر شفقت و دلسوزی او را از حضور در نماز عشاء منع کرد نباید از او اطاعت کند».

به این ترتیب پیوند به خاطر خدا، بالاترین پیوند است و اگر والدین کسی مشرک بودند باید به آنها نیکی و احسان کند نه اطاعت و پیروی، و این زندگانی چند روزه‏ی دنیا به پایان می ‏رسد، و همگی به سوی خداوند سبحان بر می‏ گردند.

یکی از شاعران جوان در قطعه شعری جایگاه مادر را چنین توصیف کرده است.

مادر سرشت از عالم افلاک دارد/ از مهر ایزد پرتو مادر خاک دارد

مادر بود تندیس زیبای محبت / قلبش بود امواج دریای محبت

گلواژه ای بهتر زنام مادران نیست / بی نام مادر رونق در بوستان نیست

صدها فضیلت از برای امهات است / جنت به زیر پای امهات است

نیکی به مادر از اهم واجبات است / در احترام والدین فوز و نجات است

سلف صالح و نیکی آنها با مادرانشان:

اگر اندکی در زندگی سلف صالح و اصحاب رسول اکرم تأمل کنیم، در می‏ یابیم که آن بزرگواران نمونه‎های زنده و عملی آیات قرآن و دستورات پیامبر اسلام بودند، آنها دستورات الهی و اوامر فرستاده‏اش را مو به مو اجرا می‎کردند. بر اساس روایات صحیحه وقتی ده آیه را برای حفظ انتخاب می‏ کردند، تا عملاً آن آیات را در زندگی خود پیاده نمی ‏کردند، به سراغ ده آیه‏ ی دیگر نمی ‏رفتند. نیکی به والدین نیز یکی از دستورات قرآن است که در اینجا به بررسی مثال‎هایی از نیکی و احسان اصحاب و سلف صالح نسبه به پدر و مادر می‎پردازیم:

ابومره خدمتکار ام ‏هانی دختر ابوطالب می‏ گوید: با حضرت ابوهریره به زمینش در «عقیق» رفتم وقتی وارد زمینش شد با صدای بلند فریاد زد السلام علیک و رحمت الله و برکاته مادرجان!

مادرش جواب داد: وعلیک السلام و رحمت الله و برکاته. او گفت: مادر جان، خدا به تو جزای خیر دهد همان طور که در کوچکی تربیت و تر و خشکم کردی.

مادرش گفت: پسرم، خدا به تو هم جزای خیر دهد و از تو راضی و خشنود باشد چنان که در کهن سالی ‏ام به من نیکی و احسان نمودی.

مولف کتاب (عیون الاخبار) می ‏نویسد: از عمر بن زید پرسیدند: احسان و نیکی پسرت با تو چگونه است؟ گفت: هرگز در روز راه نرفتم مگر اینکه او پشت سرم بود و در شب راه نرفتم مگر اینکه او جلویم بود و هرگز پشت بام خانه‏ ای که من داخلش بودم نرفت.

و همچنین روایت شده است که حضرت امام حسن بن علی هرگز با مادر خود (حضرت فاطمه) غذا نمی‏ خورد زیرا که می‏ فرمود: شاید هنگام غذا خوردن من از جایی لقمۀ بردارم که چشم مادرم به آنجا بوده و دوست داشته که از آنجا لقمه بردارد و یا شاید من بیشتر از مادرم غذا بخورم و مادرم گرسنه بماند، لذا این بی احترامی به مادر محسوب می شود.

منابع و ماخذ:
معارف قرآن جلد: ٨تالیف علامه محمد شفیع عثمانی
معارف الحدیث جلد ۵ و ۶ :علامه محمد منظور نعمانی
جایگاه پدر و مادر در اسلام:سمیه اسکندری فر
بوی باران: محمود براهویی (کبدانی)

نمایش بیشتر

مدیر سایت

پورتال اسلامی تبیین

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 16 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن