من هم کولبرم !

  • توسط کتایون محمودی
  • ۱ ماه قبل
  • یادداشت
  • ۱۰۲ بازدید
  • ۰
کولبر

کولبر


نویسنده: کتایون محمودی

بر شانه های من اندوه مردمان است .

باید این همه را بگذرانم از کوه های
بدبختی و دره های مرگ ، باید دور
شوم از کویر شوربختی ها…

من هم کولبرم !

درد زنان خیابانی و رنج کودکان کار
حسرت جوان مدرک بدست
بر شانه های من ، مصیبت مرگ یک مرد
زخم سالیان قلب یک بیوه زن
بر شانه های من و کوه های کوردستان
پیکر بی جان جوانی بی نفس !

برشانه های من روزهای سرد پاییز و
شب های زمستان ، می برم تا مرز بهار .

می فروشم به قیمت جان ، تنها به نرخ نان!

من هم کولبرم !

بر شانه های من ، کوله ای به قد فقر

به اندازه ی تبعیض …

بر شانه های ایران …درد کوردستان
کی بگذرد روزهای سیاه  این مردم
از مرزهای سخت !

چهارده آبان نود و هفت


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب تازه