مِنا مکن

75874585 - مِنا مکن


نویسنده: عادل حیدری

بچه که بودیم اگر می‌خواستم از کسی عیب‌جویی کنیم و او را به باد سخریه بگیریم مادر برآشفته می‌شد و با گویش محلی می‌گفت: «پسرم… مِنا مکن که مِنا به آدم اَگِه»، آن روزها این سخنان مادر  را حمل بر باورهای پوسیده‌‌ای می‌کردیم که ارمغان فقر فرهنگی در جامعه بود.

روزها و سال‌ها گذشت، از دل میراث پر ارزش پیشینیان اسلام به این قصه رسیدم: محمد بن سیرین یکی از فقهای نامدار تابعین که روزگاری بسیار توانگر و ثروتمند بود در آخر عمرش فقیر و ورشکسته شد و بابت بدهکاری به زندان افتاد، می‌گفت: می‌دانم چرا به این روز افتاده‌ام، چهل سال پیش به شخصی گفتم: ای فقیر ورشکسته!

در شرح حال امام ابراهیم نخعی به این جمله‌ی او برخوردم: عیب‌هایی در دیگران می‌بینم، هیچ چیزی جلو سخن گفتن من در مورد آن را نمی‌گیرد جز ترس از اینکه خودم به آن عیب مبتلا شوم.

*سعدی نیز «مِنا مکن» مادر را به زبانی دیگر می‌گوید:*

بی‌دلان را عیب کردم لاجرم بی‌دل شدم
آن گنه را این عقوبت همچنان بسیار نیست

*امام ابن قیم رحمه الله می‌فرماید:* هر کس برادرش را بخاطر گناهی که انجام داده عیب جویی کند از دنیا نمی‌رود تا اینکه خود به آن گناه مبتلا می‌شود!

سپس می‌گوید: عیب‌جویی تو از برادرت به خاطر گناهی که مرتکب شده از  گناه او بزرگتر است، شاید این گناه مایه‌ی خشوع و سرشکستگی او در پیشگاه خداوند و پایانی به غرور و تکبرش باشد، لذا بهتر از عُجب و خودبینی تو و مغرور شدنت به عبادت و منت گذاشتنت بر خدا و بندگان اوست، این گنهکار چقدر به  رحمت خدا نزدیک است و تو مغرور و خودبین چقدر به خشم خدا نزدیکی! گناهی که تو را در مقابل خدا فروتن کند از عبادتی که مغرورت سازد بهتر است، اگر بابت گناهی که مرتکب شده‌ای پشیمان باشی بهتر از این است که بخاطر عبادتی که انجام داده‌ای مغرور شوی، شاید خدا با این گناه دارویی به او بنوشاند که درمان بیماری کشنده‌ای باشد که تو هم به آن مبتلا هستی اما خود نمی‌دانی. [مدارج السالکین: ۱/۱۷۷-۱۷۸]

آری… میان انسان گنهکار و خدای هستی فاصله‌ای نیست جز دستی که بالا می‌رود و اشکی که می‌چکد، چه بسا او با توبه‌اش نجات یابد و ما با عیب‌جویی و غیبتمان هلاک شویم.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + نوزده =

مطالب تازه