مکثی بر آموخته‌هایم از جماعت اخوان المسلمین

photo 2018 10 12 09 20 36 - مکثی بر آموخته‌هایم از جماعت اخوان المسلمین


نوشته: علامه دکتور یوسف قرضاوی

ترجمه: عبدالخالق احسان

دوست دارم به عقب بر گردم، به بیش از نیم قرن گذشته؛ آن گاه که پنج سال بود که از عضویتم به جماعت اخوان المسلمین می گذشت، آن گاه که خواستم خویشتن را محاسبه نموده و به زندگی ام تأمل نموده و بیاندیشم و از خود پرسان کنم: آیا پیوستن ام به دعوت اخوان المسلمین به خیر دنیا و‌ آخرتم بوده یانه؟ آیا ازین دعوت بهره گرفتم یا نه؟

دوست دارم به صراحت و شفافیت اعتراف کنم که از دعوت اخوان دستاوردهای دینی زیادی نصیبم شد و از پیوستن به این جماعت بزرگ بهره ای وافری کسب نمودم و اینک به برخی اشاره می نمایم.

  1. دعوت اخوان دیدگاهم را وسعت داده و فهم شاملی از اسلام نصیبم کرد، آن شمولیتی که الله متعال مشروع گردانیده و در کتابش نازل فرموده و پیامبر صلی الله علیه و سلم به سوی آن فراخوانده و اصحاب رضی الله عنهم فهمیده بودند؛ اسلام دین است و دنیا، دعوت است و دولت، عقیده است و شریعت، عبادت است و قیادت و مصحف است و شمشیر، الله متعال در قرآنکریم برای پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید: {وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ} (النحل:۹۰) و ما این کتاب ( آسمانی ) را بر تو نازل کرده ایم که بیانگر همه چیز ( امور دین مورد نیاز مردم) و وسیله هدایت و مایه رحمت و مژده رسان مسلمانان ( به نعمت جاویدان یزدان ) است.
    فقهاء می گویند: شریعت اسلامی بر همه اعمال انسان های مکلف حاکم بوده و هیچ عمل مسلمان از حکم شرعی که شریعت مقرر داشته، بیرون نیست. من حالا اسلام را با این شمولیت می فهمم و آن را محدود به ادای شعایر ظاهری نمی دانم؛ چنان چه پیش از این تصور می کردم و چنان چه تعداد زیادی از مسلمانان امروزی می اندیشند.
  2. فریضه فعالیت جمعی به منظور نصرت و یاری اسلام را ادا نمودم، آن چه امروز لازمی می باشد، عبارت است از یاری و نصرت اسلام با گفتار، کردار، دعوت و فداکاری تا رهبری آن بر گردد و حاکمیت شریعت آن تمام جوانب زندگی را احاطه کند و باید در مقابل همه گرایش های ضد اسلام ایستادگی کنیم تا این که دعوت، شریعت، تمدن و امت اسلامی سر بلند گردد.
    برآورده شدن این همه امور با تلاش های پراکنده فردی ممکن نیست؛ بلکه باید جماعتی تشکیل گردد که اهداف واضح و مفاهیم اساسی داشته باشد، اعضای آن جماعت را فهم دقیق، ایمان عمیق و رابطه‏ی وثیق گردهم جمع نماید تا اهداف بزرگ امت اسلامی را تحقق بخشند؛ این تلاش ها به خاطری لازم است که خلافت اسلامی فروپاشیده، امت اسلامی خلیفه، امام، مرزبان و نظامی دارد. پرواضح است که الله متعال مددگار جماعت است، هر شخص به تنهایی اندک بوده و همراه برادرانش زیاد می باشد، گرگ گوسفندی را می خورد که از گله جدا شده و تنها مانده باشد و همکاری بر اساس نیکوکاری و تقوا از فریضه های اسلامی می باشد.

این درحالی است که دشمنان اسلام متفق و هماهنگ تلاش می نمایند؛ لذا بر ما روا نیست که تنها تنها و پراکنده در مقابل شان ایستادگی کنیم، الله متعال می فرماید:{هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ * وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا مَّا أَلَّفْتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ} (الأنفال:۶۲،۶۳)  او همان کسی است که تو را با یاری خود و توسّط مؤمنان ( مهاجر و انصار ) تقویت و پشتیبانی کرد . و ( خدا بود که عربها را با وجود دشمنانگی شدیدشان در پرتو اسلام دگرگون کرد و ) در میان آنان الفت ایجاد نمود ( و دلهای پر از حقد و کینه آنان را به هم نزدیک و مهربان کرد ، به گونه ای که ) اگر همه آنچه در زمین است صرف می کردی نمی توانستی میان دلهایشان انس و الفت برقرار سازی . ولی خداوند ( با هدایت آنان به ایمان و دوستی و برادری ) میانشان انس و الفت انداخت ، چرا که او عزیز و حکیم است ( و بر هر کاری توانا ، و کارش از روی فلسفه و حکمت انجام می پذیرد ) . درین آیه اشاره شده که نصرت با وجود اهل ایمانی تحقق می یابد که با هم ائتلاف داشته و هماهنگ و همگام باشند.

  1. از واعظ دینی محض در قریه ام و قریه های همجوار به دعوتگر اسلامی تبدیل شدم،‌ در گذشته تمام تلاشم بر حفظ دینداری فردی هر مسلمان محدود بود، اگر چه این دینداری خیلی ضرور می باشد؛ اما باید بیداری اسلامی عام شود و عقل ها بیدار گردد و قلب ها زنده شود. واعظ دینی به نرم سازی قلب ها، یادآوری مردم به مرگ و استفاده از رقایق و حکایت ها و احادیث ترغیب و ترهیب ( خواه صحیح باشد یا نباشد)، توجه دارد؛ اما وظیفه مهم دعوتگر اسلامی این است که اندیشه ها را روشن نموده، احساس ها را بیدار، عزیمت را محکم، همت ها را بلند نماید و توانایی ها را بر انگیزاند و نیروها را جمع نموده و روابط را استوار سازد و آن چه در توان دارد به گردآوری مردم بر محور اسلام تلاش نماید.
  2. با پیوستنم به دعوت اخوان، از همت های کوچک به همت های بزرگ و از آرمان های شخصی به آرمان های مربوط به امتم انتقال یافتم، تمام آرمانم این نیست که فارغ تحصیل شوم، وظیفه بگیرم، ازدواج کنم و برایم آینده خاصی را رقم بزنم؛ بلکه آرزو و آرمانم ژرفتر و بزرگتر از آن ها بود، آروزه هایم عریض تر و گسترده تر از مجرد دستاوردهای شخصی و آینده فردی گردید؛ حالا به آزادی رودنیل، سرزمین های عربی و اسلامی از تسلط هر بیگانه ای می اندیشم.

به طرد و اضمحلال اندیشه ها، نظام ها و قوانین وضعی وارداتی فکر می کنم و این که افکار، نظام ها و احکام اسلامی جای آن ها را بگیرد، آرزو دارم که امت اسلامی پیشرفت کند و جایگاهش را در قافله علم و تکنولوژی دریابد و از زندان عقب ماندگی وحشتناک بیرون شود.
آرزو دارم که امت اسلامی متحد گردد؛ چون تعصبات جاهلی، مذهب های وارداتی، انانیت فرمانروایان و فتنه های استعمار که شعار شان ( تفرقه بینداز و حکومت کن) می باشد؛ امت اسلامی را متفرق و پارچه پارچه نموده است. آرزو دارم که خلافت اسلامی بازگردد تا امت اسلامی را زیر بیرق قرآن و زعامت محمد صلی الله علیه و سلم رهبری کند، حالا  آرمان های کوچکم به آرمان های بزرگی تبدیل شده است، آرمان های بزرگ مربوط به امت بزرگ اسلامی از گوشه تا گوشه جهان.

  1. از جمله آن چه از مدرسه دعوت بهره گرفتم: بیرون شدن از عزلتی که بر فرزندان ازهر در نتیجه آموزش دوگانه سایه افگنده بود، فرزندان مصر دو گروه شده بودند، گروه دینی که از ازهر فارغ تحصیل می شدند و گروه مدنی که از مکاتب تعلیمات عمومی فارغ می گردیدند، بین این دو قشر از مردم موانع زیاد فرهنگی و روحی وجود داشت که آنان را از هم جدا می کرد و ممکن نبود یکی با دیگری یکجا گردد؛ اما از فضل دعوت اخوان این موانع برداشته شد و تفاوت های میراث مانده بین دو قشر ذوب گردید و مراکز اخوان در واقع یکجا کننده این دو قشر محسوب می گردد که همه را در میدان دعوت جمع نموده و این تفاوت را ملغی نمود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 + سیزده =