نبرد یک تن با صد تَن

  • توسط کلثوم قائدی
  • ۱ سال قبل
  • متن ادبي
  • ۲۸ بازدید
  • ۰
78658 - نبرد یک تن با صد تَن


نویسنده: کلثوم قائدی

غزه یعنی؛
نبرد یک تن به صد تن
غزه یعنی؛
یک دشت سرهای بی تن
غزه یعنی؛
رود خون، باران غم
چه بی ارزش شده این جان آدم
غزه یعنی؛
درد تا عمق بی پناهی
وطن داری ولی گشته تباهی
غزه یعنی؛
کفن، مرگ و شهادت
شب و روز زیر آوار و بمب، با شهامت
غزه یعنی؛
تولد، رنج، تلخی
گذر از کودکی، با سنگ و سختی
غزه یعنی؛
حصر، زندان
برای نوجوان و پیر مردان
غزه یعنی؛
صبوری، سوختن بی هیاهو
تمام سهم تو اندوه و اندوه
غزه یعنی؛
پدر داغدار فرزند
برادر بی‌گناه مهجور و در بند
غزه یعنی؛
قتل، کشتار گروهی
هیاهوی جهان بر رو سیاهی
غزه یعنی؛
سازمان ملل مُرد
سراپای حقوق بشر را خوک نر خورد
غزه یعنی؛
دل از بیداری دنیا رها کن
برای قدس و آزادی جانت فدا کن
غزه یعنی؛
همیشه سوگ فریاد
نکن تکیه بر این طوفان و بر باد
غزه یعنی؛
ساقه‌های سوخته با تیر
عبور هر گلوله در قلب انجیر
غزه یعنی؛
سکوت سرد دنیا
برای پرپر شدن سعد و لیلا
غزه یعنی ؛ کوچ، اجبار
سر سرخ عزیزت بر سر دار
غزه یعنی؛
اشک، ضجّه
صدای ناله و نفرین و شکوه
غزه یعنی؛
آسمانت تار و دودی
زمینت سرخ خون، مات کبودی
غزه یعنی؛
هر نفس یک گاز سمّی
بنی قابیل ندارد هیچ رحمی
خودم اینجا اسیر سیب و سرما!
دلم بی‌تاب مرگ نور و گرما!
خدای جبر و زور، بیدار و زنده است
دعایم صبر تو، امید و خنده است
صبوری کن گل زیتون و سوسن
خدا با ماست شهید مام میهن


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 4 =

مطالب تازه