مطالعات اسلامی

نظام آموزشی سنتی حوزه های علمیه و ضرورت بازنگری در آن

نویسنده : استاد مولانا عبدالله بلوچ 

نظام آموزشی سنتی حوزه های علمیه و ضرورت باز نگری در آن .

پیش در آمد

سالیان متمادی است نظام آموزشی حاکم در بطن حوزه های علمیه واجد ساختار سنتی بوده و میزان کارایی آن، در سطح بسیار نازلی قرارگرفته که کاستی هایش برای همگی کارشناسان برجسته منصف دینی واضح می باشد .

تدوین و تنظیم سیستم آموزشی فوقانی، چندین دهه گذشته که هسته خارجی به خود اتخاذ نموده، بدنه انش با شرایط آن دروه زمانی همخوانی داشته است، اما در مقطع فعلی با توجه به تحولات نوینی که در بطن جامعه به و جود آمده، که آن، یارای انطباقی چندانی با آنها را نداشته و همواره بعد انفعالی را بر بافت خود نیز الصاق می کند .

اگر ارزیابی نسبی منصفانه پیرامون درصد برآیندگی نظام آموزشی مندرس حاکم  در حوزه های  علمیه طی سال های اخیر انجام شود به صورت قاطعانه محرز می گردد که نرخ  بازدهی آن، شیب نزولی داشته و عملا وارد فاز ایستائی دراز مدتی شده که بدون آسیب شناسی همه عوامل پیش آمده ، ترانزیت از آن نیز بعید به نظر می رسد .

بدین ترتیب، آغاز روند بازنگری نظام آموزشی، یک گام حیاتی جهت بالندگی توانایی های ذهنی طلاب محسوب شده که به مرور زمان باعث توانمند شدن آنان، در حوزه کاری شان برای سرویس دهی مطلوب دینی در بطن جامعه خواهد شد .

ضعف های نظام‌آموزشی

* عدم فراخور برخی از مواد درسی با پتانسیل های طلاب به جهت درصد حجم بالایشان و روز آمد نبودن محتوای آنها نیز که مطالب علمی چندانی در دوران تحصیل، عاید آنان نمی شود ؛

* عدم پوشش مسائل نوین معاصر در حوزه های دینی، اقتصاد و بانکداری اسلامی، موسسه های مالی و اعتباری، داد و ستدهای گوناگون به سبک نوین معاصر رایج در بازار، دیپلماتیک و . . . . ؛

* وجود اصطلاحات و واژگان سنتی در کتب درسی که هیچ گونه کاربردی در سیستم آموزشی نوین فعلی نداشته و آنی ترین پالایشی در ساختار آنها نیز شکل نمی گیرد ؛

راحل های پیشنهادی

جهت آنکه نظام آموزشی موسوم از حالت حاشیه ای خارج و با اوضاع کنونی گام برداری نماید، راهکارهای مقرون به صرفه ای در این حوزه ارائه می گردد :

* تشکیل هیئت علمی برآمده، برای واکاوی دقیق مطالب کلیدی کتاب هایی که جزو نظام آموزشی فعلی بوده و تفکیک شان جهت گردآوری آنها در قالب کتاب های درسی به شیوه جدید برای درجشان در بطن آن توام با نظارت کامل در نحوه تدریس آنها از ناحیه اساتید مدارس دینی ؛

* گنجاندن کتاب هایی که قضایای نوین را بسان پزشکی، اقتصاد، بانکداری اسلامی، فرقه های نو ظهور، تزکیه و عرفان، ادبیات نوین عربی  و . . . را پوشش سره می دهند ؛

* جمع آوری مسایل نوین حول و حوش رویدادهای گوناگون که از ناحیه کمیته فتوا صادر می شوند و نگارش آنها در چهارچوپ کتاب ها به روش  مدرن ( سرآغاز، طبقه بندی موضوعات مختلف، وارسی مطالب در قالب ارزیای کلکسیون فاکتورهای سوژه تعیینی به سبک نوین و . . .) جهت ادخال آنها در سیستم آموزشی یاد شده ؛

* حذف کتبی که با پتانسیل های طلاب هارمونیک نیستند، چون ابقای آنها، موُلفه کلیدی  قهقرایی علمی آنان بوده و توانایی هایشان را در دراز مدت نیز به تحلیل خواهند برد ؛

شناخت تحولات نوین و بهره گیری مطلوب از آنها

همه نهادهای آموزشی که در رشته های گوناگون در
سطح جهانی که مشغول فعالیت های علمی و آموزشی بوده با شناسایی تحولات نوین مثبت و هماهنگ کردن نحوه چگونگی رویکرد آموزشی خود با آنها، توانسته اند به پیشرفت قابل توجهی دست یابند که در عصر فعلی‌در ارائه خدمات علمی و آموزشی در سطح بین المللی طلایه دار هستند.

نهاد های آموزشی مذهبی با بهره گیری از تحولات مثبت برخاسته در گیتی می توانند چرخش بهینه سنجیده ای به سوی آنها نموده تا در اسرع زمان از فضای حاکم کنونی ( رکود علمی ) در بطن آنها، رهایی یافته و به پیشرفت حقیقی در میان مدت دسترسی پیدا نمایند .

نهاد شورایی هماهنگی مدارس دینی اهلسنت که بالا‌ ترین نهاد تصمیم گیری پیرامون مسائل آموزشی مدارس دینی که زیر مجموعه اش بوده، می تواند جهت حضور فیزیکی روُسای حوزه های علمیه استان برای تشکیل جلسه اورژانسی راجع به بازنگری ساختار نظام آموزشی برای شناسی کاستی های آن، فراخوانی داده تا در اسرع زمان، چنین فضایی جهت شکل گیری رفرم مواد درسی، جنبه خارجی به خود اتخاذ نماید .

همچنین هیچ اشکالی ندارد تا همه یا بخشی از مواد درسی مدارس دینی، در قالب خرد جمعی تواُم با کار شناسی علمی مورد باز بینی دقیق قرار گیرند.

از این رو، رو آوری مثبت به بازنگری ساختار نظام آموزشی حاکم در حوزه های علمیه جهت هماهنگی مطلوب آن با تحولات جدید، مغایر با آموزه های ناب دینی که بر گرفته از متون صحیح کتاب و سنت بوده، نیست و نباید نهاد شورایی هماهنگی مدارس دینی اهلسنت در این حیطه، آنی ترین ابایی نیز داشته باشد.

موانع موجود

دو عامل راهبردی موجب شده که تاکنون نهاد شورای هماهنگی مدارس دینی اهل سنت به عدم بازنگری ساختار نظام آموزشی حوزه های علمیه روی خوش نشان ندهد ؛

۱ – وجود حجم بالای تعصب خشک در بطن مدارس دینی از ناحیه برخی از مدیران حوزه های علمیه به جهت عدم چشم انداز بهینه دراز مدت ؛

۲ – فقدان آینده نگری مطلوب از تحولات بر خاسته در گیتی به جهت برداشت های واهی از کتاب و سنت ؛

کلام واپسین

بنابراین، رفرم نظام آموزشی مذکور، یک فرایند استراتژیکی در عصر حاضر بوده که بایستی در اولویت برنامه های شورای هماهنگی مدارس دینی اهلسنت قرار گرفته و نبایستی چنین پروژه میمون که به بهانه های مختلف واهی به آتی مبهم موکول شود .

در نتیجه هر نوع ارائه تعلل در این حوزه از سوی‌نهاد موسوم جهت تعویق پروسه جرح و تعدیل حول و حوش آن، معضلات حاد علمی و اجتماعی را برای حوزه های علمیه احداث و به تدریج ایفای رل آنها را در بطن جامعه در بلند مدت نیز کمرنگ می نماید .

منتها، هرگونه پا فشاری نسنجیده راجع به عدم رو آوری به نگاه های نوآوروانه جهت تعدیل نظام آموزشی از سوی شورای هماهنگی مدارس دینی، خودکشی علمی برای آن قلمداد شده که به جزو تحلیل توانایی های ذهنی طلاب و گرفتاری بلند مدت در باتلاق روزمرگی، کادوی دیگر برای آنها نیز در بر نخواهد داشت .

تاریخ :

۱۸ ذی الحجه ۱۴۳۹ ه – قبرابر با ۸ شهریور ۹۷ ه – ق.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 5 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن