نقش پیگیری در تربیت – بخش سوم و پایانی

5454555 1 - نقش پیگیری در تربیت - بخش سوم و پایانی


دیگر جوانب موضوع پیگیری:

الف- مربی نفس خود را وارسی کند

مربی باید در جهت توسعه و پیشرفت شخصیت و همچنین نقد خود و رهایی از عیب‌هایش تلاش کند. این کار هم تنها با وارسی کردن نفس و مراجعه و پیگیری مستمر وضعیت خود امکان‌پذیر خواهد بود. روند تخلیه و تحلیه نفس، روندی مستمر است که مربی هیچ‌گاه‌ از آن بی‌نیاز نخواهد بود. این کار بزرگ تنها با پیگیری میسر خواهد شد. وقتی تخلیه نفس از تبعیت‌ هوی و هوس و تحلیه آن به انجام خیرات و فضائل صورت گرفت، آن وقت فرد باید با اهتمام بیشتر نفس خود را بر انجام واجبات و مستحبات و ترک محرّمات‌ و مکروهات و نیت انجام مباحات‌ تحت نظر بگیرد زیرا سستی و سهل‌انگاری و بی‌تفاوتی، طبیعت نفس است. [٣٩]

معایب عدم پیگیری و نظارت مربی بر وضعیت نفس خود:

۱- باز ایستادن از اخذ و دریافت و اکتفا به داشته‌های موجود.

مربی اگر به وارسی نفس خود بپردازد متوجه خواهد شد که نیازمند افزودن بر داشته‌های موجود است و باید هر چه بیشتر بر اخذ و دریافت خود بیفزاید. او اگر به بررسی نفس خود ادامه دهد متوجه خواهد شد که داشته‌های موجودش برای ادامه دادن راه کافی نیست و باید برای افزودن بر آن چاره‌ای بیندیشد.

۲- داشته‌ها بالاخره تمام خواهد شد، به گونه‌ای که روزی فرا می‌رسد که مربی چیزی برای ارائه به متربّی‌ ندارد. (فاقد الشیء لایعطیه) و کسی که چیزی ندارد نمی‌تواند چیزی بدهد. بنابراین مربی یکی از امتیازات مهم خود که صفت عطا و بخشیدن باشد را از دست می‌دهد.

همان‌گونه‌ که ایمان دارای صفت نقص و زیادت است، علم و تربیت نیز این‌گونه‌ است. مربی اگر برای افزودن بر داشته‌های خود چاره‌ای نیندیشد و تلاش نکند، یقین داشته باشد که روزی از روزها داشته‌های او تمام خواهد شد زیرا بنا به گفته آیات قرآن سرمایه‌ها و داشته‌ها ثابت باقی نمی‌ماند آنجا که می‌فرماید: (لِمَن شَاء مِنکُمْ أَن یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ) [برای کسانی از شما که می‌خواهند (به سوی خیرات و طاعات) پیش بروند و یا کسانی که می‌خواهند (از خیرات و طاعات) عقب بکشند / مدثر ۳۷] امام ابن القیم –رحمه‌الله علیه– می‌گوید: اگر کسی پیشگام نباشد، آخر صف خواهد بود راه سومی وجود ندارد. بندگان در حال حرکتند یا به سوی بالا یا به سوی پایین، یا به جلو و یا به عقب. نه در قانون طبیعت و نه در قانون شریعت چیزی به نام ایستادن وجود ندارد. همه به سرعت یا به سمت بهشت در حرکتند و یا به سمت جهنم. بندگان، فقط در تعیین جهت حرکت و یا در کندی و سرعت حرکت نقش دارند و لا غیر. آن گونه که خداوند می‌فرماید (إِنَّهَا لَإِحْدَى الْکُبَرِ. نَذِیراً لِّلْبَشَرِ. لِمَن شَاء مِنکُمْ أَن یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ)(دوزخ (یکی از مسائل مهمّ و حوادث عظیم، اصلاً) بلائی از بلاهای بزرگ است. وسیله بیم دادن انسانها است. برای کسانی از شما که می‌خواهند (به سوی خیرات و طاعات) پیش بروند و یا کسانی که می‌خواهند (از خیرات و طاعات) عقب بکشند.) در این آیات از ایستادن صحبتی به میان نیامده است. چون مکانی بین بهشت و جهنم وجود ندارد و رهرو جز این دو راه، راه دیگری ندارد. هر کس از انجام اعمال صالحه باز بماند به ناچار به سمت اعمال ناپسند و بد خواهد رفت. [۴٠]

۳- بالاخره روزی متربی از مربی پیشی می‌گیرد. و این کاملا طبیعی است زیرا کسی که به معلومات و داشته‌های خود می‌افزاید و دائماً‌ در حال اخذ و دریافت است بهتر از کسی خواهد بود که از افزودن به معلومات خود باز ایستاده و در این مسیر تلاشی نمی‌کند. بنابراین روزی خواهد رسید که اولی به دومی که در جای خود مانده و داشته هایش به آخر رسیده، خواهد رسید و چه‌بسا‌ از او هم سبقت خواهد گرفت. اینجاست که متربی احساس می‌کند نیاز به مربی دیگری دارد که از او قوی‌تر باشد و بتواند از او کسب معلومات کند.

تذکری مهم:

و آن این‌که‌ در رشد کردن و سبقت گرفتن متربی از مربی هیچ زیان و عیبی وجود ندارد بلکه باید منتهای‌ سعی و تلاش و هدف مربی همین باشد. آنطور که آورده‌اند که راهبی به جوانی گفت: فرزندم تو دیگر امروز بهتر از من شدی… [۴١] خداوند می‌فرماید: (ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ) (این فضل الله است که آن را به هرکس که بخواهد می‌بخشد و الله دارای فضل عظیم است.) [جمعه/۴]

نکته اینجاست که فرق است بین رشد یک متربی و سبقت گرفتن او بر یک مربیی که بر پیگیری نفس خود و افزودن بر داشته‌های خود حریص بوده و مربیی که در نتیجه سستی و در جازدنش، متربی بر او پیشی گرفته است. در هر دو حالت متربی ضرری نمی‌بیند و این مربی است که در حالت دومِ این معادله متضرر می‌شود.

۴- مبتلا شدن مربی به درد سستی و ضعف اراده و بعضی از بیماری‌های قلبی نظیر حب خودنمایی، ریاست و حسد… در چنین مواقعی باید نفس را مهار کرد تا به بیماری سستی و بی‌همتی مبتلا نشود که اگر مبتلا شود او را مرحله به مرحله پیش خواهد برد تا جایی خواهد رسید که دیگر معالجه آن سخت خواهد بود.

مشکلات و بیماری‌های روحی و روانی و امراض قلبی در بدو ایجاد، ظاهری آسان و بی‌دردسر دارند اما اگر شخص در مداوای آن‌ها سستی به خرج داد به بیماری‌های صعب‌العلاج و خصلت‌های ثابتی تبدیل خواهد شد که بهبودی و علاج آن‌ها کار آسانی نخواهد بود، همانند بوته‌های کوچک درختان که بیرون آوردن آن‌ها از زمین در ابتدای رشد کار آسانی است اما اگر ریشه دواند و تنومند شد برای بیرون آوردن آن‌ها به مردانی قوی و تبرهایی تیز نیاز است. [۴٢]

ب- پیگیری وضعیت محل برگزاری کلاس‌های تربیتی:

مراد بررسی ظاهری مکان و وسایل داخل آن است. مربی در استفاده بهینه از آن‌ها و پیگیری وسایل لازم حریص باشد و چنانچه نیاز به تعمیر داشته باشد آن‌ها را تعمیر کند و بر کیفیت نگهداری آن‌ها نظارت داشته باشد.

معایب عدم پیگیری وضعیت محل برگزاری کلاس‌های تربیتی

۱- ضایع شدن وسایل و احیانا گم شدن آن‌ها

۲- قدیمی شدن بعضی از وسایل و از بین رفتن توان کاربری آن‌ها

۳- نابود شدن بسیاری از اموال که بواسطه تکرار زیاد درخرید و فروش رخ خواهد داد.

۴- صرف وقت زیاد با صحبت کردن در مورد مشکلات وسایل در هر مناسبتی

مفاهیم و تصورات اشتباه در بحث پیگیری:

مفاهیم و تصوراتی نادرست و غلط در بحث پیگیری وجود دارد که نیاز به تصحیح دارد. گاهی مربیان با وجود داشتن حسن نیت و احساس مسؤولیت نسبت به ادای امانت، دچار این تصورات نادرست می‌شوند.

از جمله این تصورات نادرست عبارت است از:

۱- معنای پیگیری و راهنمایی مستمر، محاسبه و مؤاخذه در قبال هر لغزش و خطایی نیست. چنین عملکردی پیش از آنکه به تربیت و اصلاح بینجامد تنفّر‌ ایجاد خواهد کرد.

مربی حکیم و دانا باید گاهی مواقع از لغزش‌ها چشم پوشی کند. او باید از بسیاری از خطاها گذشت کند حتی اگر باب میل او نباشد. مربی باید بداند که استمرار در تنبیه، واکنش متربی را به دنبال خواهد داشت، اما از سوی دیگر هم باید بر این نکته واقف باشد که سستی در تنبیه و چشم پوشی از آن، همان قدر مضر است که پافشاری بر آن ضرر دارد. اینجا تبحّر‌ و مهارت مربی به محک گذاشته می‌شود که کجا چشم پوشی کند و کجا اعمال تنبیه کند.

نکته حائز اهمیت در اینجا این است که مربی در هر دو صورت تنبیه و عدم تنبیه، باید آن را متوجه سلوک و رفتار متربی کند.

بنابراین چشم پوشی از لغزش متربی چیزی و غفلت از تنبیه او مقوله دیگری است. اولی گاهی اوقات لازم و گاهی نیست اما دومی نقص در تربیت است و خطرناک. [۴٣]

۲- حساس شدن و کنترل زیاد بر خروج و دخول، ایاب و ذهاب و سفر و حضر متربی به گونه‌ای که او را ملول و ناراحت کند.

۳- اختصاص موضوع پیگیری تنها به متربیان جدیدالورود.

بعضی از مربیان موضوع پیگیری را فقط خاص متربیان جدید می‌دانند اما در مورد متربیان قدیمی‌تری که سالیانی از حضور آن‌ها در کلاس‌های تربیتی می‌گذرد می‌گویند: بر روی مسائل ایمانی و تربیتی آن‌ها به اندازه کافی کار شده و نیازی به پیگیری و تفقّد‌ ندارند. این کاملاً‌ اشتباه است زیرا در بحث پیگیری سابقان و پیشگامان یا به اصطلاح دیگر قدیمی‌ها اولی‌تر هستند زیرا اصل سرمایه همین افراد هستند و حفظ سرمایه اصلی در جهت تکامل و توسعه آن‌ها نیازمند محافظت و تلاش بیشتری است البته این به آن معنا نیست که در خصوص متربیان جدید الورود سستی شود.

همه نیازمند پیگیری و تفقد هستند. پیگیری و تفقد، مدت معین، وقت محدود یا اشخاص مشخصی ندارد.

۴- بعضی‌ها تصور می‌کنند که پیگیری و تربیت به این معناست که دور متربی دیواری کشیده شود تا با دیگران تعامل نداشته باشد و یا از دیگران استفاده نبرد؛ به گونه‌ای که اگر مشاهده شد متربی حتی با نزدیکان خود مراوده داشته، به آن‌ها سلام کرده یا به آن‌ها لبخند زده، باید شدیداً‌ مؤاخذه و توبیخ شود. احیاناً مربی در خصوصی ترین مسائل متربی ورود می‌کند. گویا او را در قفسی آهنین گذاشته و بر دست و پای او غل و زنجیر بسته ؛ تا جایی که این مسائل تبدیل به کابوسی برای متربی شده است.

۵- خلط بین معنای پیگیری با اخوت خاص.

گاهی اوقات علاقه و ارتباط بین مربی و متربی از جنس برادری خاص و ویژه است اما این ارتباط هیچ‌گونه‌ هدایت، توجیه، هدف و تربیتی در آن نهفته نیست. باید دانست که ارتباط از این جنس بیشتر شایسته خویشان و نزدیکان است نه بین مربی و متربی.

۶- جستجو و یافتن خطاها و لغزشهای متربی به بهانه معالجه و مداوای آن‌ها، با تصور اینکه این نیز نوعی پیگیری و تفقد است. از این نمونه است:

تجسس و فال گوش ایستادن برای شنیدن سخنان متربی با دیگری بدون آگاهی او یا آگاهی از مسائل خصوصی متربی بدون اذن و اجازه او. همه این امور شرعا حرام است. چنین افعالی از سوی مربی تحت این گفتار خداوند وارد می‌شود که می‌فرماید: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ)(‌ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمان (های بد) بپرهیزید، بی‌شک بعضی از گمان (ها) گناه است، و(در امور دیگران) تجسس (وکنجکاوی) نکنید، وبعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادرش را در حالی که مرده است، بخورد؟ ! پس (البته) آن را ناپسند دارید، واز خدا بترسید، بی‌گمان خداوند توبه پذیر مهربان است)حجرات/۱۲. و رسول الله- صل الله علیه و سلم – نیز می‌فرماید: (وَمَنِ اسْتَمَعَ إِلَى حَدِیثِ قَوْمٍ وَهُمْ لَهُ کَارِهُونَ أَوْ یَفِرُّونَ مِنْهُ، صُبَّ فِی أُذُنِهِ الآنُکُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ)[۴۴](و هرکس، به سخنان کسانی گوش فرا دهد که آن‌ها دوست ندارند و یا نمی خواهند که او سخنانشان را بشنود، روز قیا مت در گوشهایش سرب ذوب شده می‌ریزند)

احساس مسؤولیت و ادای امانت، عذر و دلیل نمی‌شود برای اینکه شخص بخواهد در جستجوی مسائلی باشد که اطلاع یافتن از آن‌ها حلال نیست.

رسول الله- صل الله علیه و سلم – حتی از اینکه فرد شبانه و بدون اطلاع به خانه خویش وارد شود نیز نهی کرده است؛ زمانی که شخص به دنبال این باشد که بداند آیا خانواده‌اش به او خیانت کرده یا نه[۴۵] یا اینکه به دنبال پاپوش درست کردن و مچ‌گیری از خانواده خود باشد.

گمان می‌کنم مسؤولیت مربی و نقش ویژه‌ی او در این مجال، فراتر از ارتباط بین شوهر و خانواده‌اش باشد.

دلسوزی، حرص و توجه زیاد مربی نباید او را به تلاش برای دانستن و آگاهی از ما ورای ظاهر متربی بکشاند. زیرا این کار به حکم ضوابط شرع حرام است.

در حقیقت بین دعوت و تربیت و بین تعامل و اجرای احکام فرق وجود دارد. دعوت و تربیت باید به اصلاح دل‌ها و طهارت درون بیانجامد زیرا اصل و اساس، اصلاح باطن است. اما تعامل و اجرای احکام تنها بر اساس ظواهر افراد صورت می‌گیرد.

بنابراین جایز نیست انسان در جهت کشف و اطلاع بر درون افراد تلاش کند زیرا تجربه ثابت کرده کسانی که برای یافتن باطن و تفتیش مافی الضمیر افراد تلاش می‌کنند با مشکلاتی مواجه خواهند شد که بعدها توانایی حل آن را نخواهند داشت. چنین افرادی دائماً‌ در حالت افسردگی و پریشانی به سر می‌برند که اگر به معیار شرع در پایبندی به ظواهر افراد مقید بودند به چنین مشکلاتی دچار نمی‌شدند. [۴۶]

مخلص کلام این است که پیگیری باید مطابق با ضوابط شریعت باشد و از حد و حدود ظواهر تخطی نکند و منضبط و میزان باشد.

و دیگر اینکه پیگیری باید برای مخاطبان هدف، نرمی، عطوفت و رحمت و مهربانی را تداعی کند.

آیا مفهوم پیگیری در واقع کنونی ما با مطالب گفته شده در این بحث که نویسنده آن را با استناد به مصادیقی از منهج نبوی و سیرت رسول‌الله – صل الله علیه و سلم – ارائه کرد، همخوانی دارد؟

ممکن است به بعضی از خوانندگان این سطور این احساس دست دهد که نویسنده در این موضوع غلو کرده و بیش از آنچه باید، به آن بها داده است. ولی در حقیقت اگر کسی واقع حال را درک کند چنین احساسی به او دست نخواهد داد. چرا که هدر رفتن تلاش‌ها و انرژی‌ها غیرقابل اغماض است.

از سوی دیگر امت اسلامی برای پیش برد و راه انداختن چرخ حرکت خود به جلو نیازمند چنین انرژی‌ها و تلاش‌هایی است.

بله… اگر ما مقایسه‌ای سریع بین وضعیت پیگیری و تفقد در زمان نزول وحی با عصر حاضر انجام دهیم متوجه خواهیم شد که مضمون و مفهوم پیگیری تغییری نکرده بلکه آنچه تغییر کرده، ابزار و وسایل، کثرت و قلّت‌ آن و گاها میزان اهمیت و توجه به موضوع است.

در زمان نزول وحی جامعه کوچک و محیط نیز پاک بوده و آلودگی نداشته است. وسایل تأثیرگذار و منحرف کننده از دین نیز اندک بوده و مضاف بر این‌ها‌ صبح و شب ارتباط زمین و آسمان از طریق وحی نیز برقرار بوده است.

اما در عصر حاضر امت اسلامی با مساعدت رسانه‌های گروهی، بیش از پیش از فرهنگ و مادّی‌گرایی غرب استقبال کرده است، جوانانش با موجی از فتنه‌ها مواجه است. فتنه‌هایی نظیر: ۱-شبهات، که دین و عقیده را هدف گرفته ۲-شهوات، که آنان را به جهنم و عذاب آن سوق می‌دهد.

بنابراین با وجود غرب‌گرایی کم نظیر امت اسلامی در این عصر و نیز وجود این فتنه‌ها و انحرافات، باید بیش از پیش به موضوع پیگیری و تفقد در فعّالیّت‌های تربیتی اهمیت داد.

مربی محترم!

بدان که پیگیری و تفقد تو از شاگردان و متربیانت‌ یکی از اسباب موفقیت توست.

موضوع پیگیری متربیان عموماً‌ در مسائل زیر متبلور می‌شود:

– پیگیری وضعیت ظاهری، اخلاق و سلوک و رفتار و گفتار متربی

– پیگیری وضعیت متربیان با استعداد و باهوش و تلاش در جهت توسعه توانمندی آنان

– پیگیری وضعیت متربیان مقصر و تلاش در جهت اصلاح و رفع کوتاهی آنان

– پیگیری وضعیت متربیانِ دارای پتانسیل و ظرفیت رشد و توسعه و تلاش برای جهت‌دهی به این ظرفیت

– پیگیری و ارزیابی برنامه‌های تربوی ارائه شده و میزان تأثیرگذاری آن‌ها بر متربیان

و…

مربی گرانقدر!

خداوند گام‌هایت را استوار سازد، در تلاش و مجاهدت تو برکت اندازد و تو را مایه خیر و نفع به اسلام و مسلمین قرار دهد.

بر این راه ثابت قدم بمان که تو بر راه راست و صراط مستقیم هستی.

به پشت سرت نگاه نکن بلکه همیشه آینده و افق‌های دور را ببین.

با همتی عالی به استواری و بلندای کوه‌ها و با عزتی آهنین و تلاشی که هر سختی و مشکلی را کوچک می‌داند، به سوی اهداف مطلوبت حرکت کن.

و همیشه این آیه شریفه را زمزمه کن (قَالَ کَلَّا ۖ إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ)((موسی) گفت: «چنین نیست، بی‌گمان پروردگارم با من است، به زودی مرا هدایت خواهد کرد»)؛ معیّت‌ و همراهی خداوند را با خودت احساس کن.

خداوند به من و شما اخلاص در گفتار و کردار عطا فرماید.

و صلی الله و سلم علی نبینا محمد و علی آله و صحبه

ارجاعات:

[٣٩] مجله البیان عدد ١٠٧، ص ٢۴

[۴٠] مدارج السالکین، ١/٢۶٧

[۴١] روایت از مسلم

[۴٢] مجله البیان عدد ١٠٧، ص ٢۵

[۴٣] منهج التربیه، ٢/۴٧، با اندکی تصرف

[۴۴] روایت از بخاری، شماره ح ٧٠٢۴

[۴۵] روایت از مسلم، شماره ح ٧١۵

[۴۶] مقالات فی التربیه ۴٠-٣٩


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − سیزده =

مطالب تازه