نگاه سنگین جامعه ی ما به زنان بیوه !

5434555 - نگاه سنگین جامعه ی ما به زنان بیوه !


کودکی تنها دورانی است که نه می شود فراموشش کرد و نه از یادش برد .

حسرت دایم که تا کهنسالی ، همراه آدم است .روزهایی که خندیدن و دویدن و قهر کردن هایش هم ؛ خاطره می شوند .

ثانیه ثانیه اش بی خیالی و لحظه لحظه اش ؛ پروانه ای است .

کودکی و پاهای کوچکی که مسافت های کوتاه هم برایش طولانی بود . در و دیوار از دستمان در امان نبود . صدای خنده هایی که تا فلک هم می رفت و خواب های سنگینی که بعد از شیطنت های بی حد روز ؛ انگار ما را به کما می برد .

گاهی دلتنگ آن روزها می شوم و از قضا برای انبساط خاطر مکدرم از روز مرگی های تکراری ، چند روزی را ریجاب رفتم . بخارای من ! سرزمین عجایب و بهشت کودکی هایم و دوستانی بهتر از برگ درخت ….

سراغ بهترین دوست کودکی ام رفتم . همبازی سال های رویایی و راز دار حرف های نوجوانی ام و تنها صندوق اسرار جوانی کوتاه ام …

پیر و از رمق افتاده و خسته ، با کوله باری از بیست و چند سال یتیم پروری . خم شده زیر نگاه سنگین مردمی که بیوه زنان را تیزتر رصد می کند و اشتباهاتشان را بزرگ نماتر و نابخشودنی تر می بیند . در فضای کوچک عشیره ای و خشونت های زیر پوستی و گاه عریانی که یک زن بیوه را با احتمال دایم خطا زیر نظر دارد .

همه کدخدای روستای زندگی اش می شوند .

همه در باره اش اظهار نظر می کنند و همه برایش تصمیم می گیرند . همه به خود اجازه می دهند در باره اش حرف بزنند ؛ نصیحت اش کنند و از گرگ های ذهنی ؛ بیم اش دهند !

قیم اش زیاد می شود ، تا شعاع پسر عموهای پدر هم صاحب اش می شود . حق دارند تا خندیدن و مهمانی رفتن و حتی لباس پوشیدن اش را به شور بگذارند .

می شود دخترک ناقص العقلی که هیچ نمی فهمد و درک اش معیوب می شود .

چقدر درددل هایش اذیت ام کرد و چقدر تسلیم شدن هایش عذابم داد . این جامعه بسته ؛ با قوانین خشک و بی انعطاف اش برای یک مرد که زنش فوت کرده هم چنین بی رحم است ؟

حق زن و مرد را خداوند یکسان مقرر کرده ؛ چرا دیگران به خود حق می دهند آن را نقض کنند ؟ چرا یک زن بیوه ؛ باید با جوانی اش دفن شود ؟ این قوانین غیر انسانی ؛ برای یک مخلوق ظریف خدا ؛ کی نقض می شود ؟

چشم ها را باید شست !


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × یک =

مطالب تازه