یادداشت

همه چیزمان غیر استاندارد، حتی مرگ مان!

نويسنده: پیرمحمد ملازهی، تهران

درنهایت تاسف خبر در گذشت روانشاد دکتر امینی فرد چشم پزشک ونماینده مجلس شورای اسلامی مردم ایرانشهر را شنیدم جز تاسف وتسلیت به روشنفکر ترین خانواده هم ولایتی چه میتوان گفت. اندوه چنین مرگ نابهنگامی را نمی توان با یک تسلیت کاهش داد. روانشاد، قربانیِ درد بزرگتری است که خود درد آن را داشت وآن عقب ماندگی درتمامی ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و در یک کلام همه شاخص ها واستانداردهای زیستی مردم درسیستان وبلوچستان است که بعداز چهل سال از پیروزی انقلابی که قرار بود فقر را ریشه کن کند محرومیت زدایی کند تبعیض‌ را ازبیخ بر افکند و… و… و… همچنان منطقه درگیر آن در ابعاد بزرگ تری باقی مانده است. دکتر امینی فرد فکر می کرد اگر وارد سیاست شود و وکیل همین مردم لاقل درد موکلانش را به گوش تهران نشینان می رساند، چشمان موکلانش کم سوتر از آن بود که بشود مداوا کرد، فکر می کرد گوش مرکز نشینان به سان چشمان مردم از بادهای 360 روزه سیستان کم سو نشده وگوش بازی وجود دارد. برای بار دوم می خواست نماینده شود و پی گیر کارهای ناتمام، اما افسوس قربانی غیر استاندارد همه جانبه مان شد؛ جاده غیر استاندارد، ماشین غیراستاندارد و راننده غیر استاندارد. گویی همه غیر استانداردها در سه راهی جون آباد جاده غیر استاندارد خاش- زاهدان جمع شده بودند تا روشنفکرترین وتوسعه یافته ترین انسان بلوچ را شکار کنند تا جامعه از استاندارد نیافتد اما چند نکته، همه مان مسوول هستیم زیرا:

۱. دولت مسئول است که بعد از چهل سال هنوز مشغول رفوکردن جاده ای است که مرحوم شاهزاده قاجارقهر کرده از خانواده و پیمان کار طرق خاش زاهدان مشغول آن بود و با بیل موج ها را رفو می کرد. ما چهل سال است که به سنت رفو گری نیکبخت وفاداریم وهزینه های بیهوده رفوگری جاده ای را میکنیم که برای روزگاری ساخته شده بود که می باید یک هفته در گاراژی خاکی درخاش می ماندی تا کامیونی از راه برسد وبه زاهدان برود یا برگردد. غافل از این که صنعت روفوگری هرچند ّ پیشرفت قابل توجهی کرده است اما راه حل قتل گاه زاهدان -خاش نیست. بویژه آن که قرار است بار ترانزیت چابهار- افغانستان را نیز تحمل کند. اگر پول رفوگری در این چهل سال را صرف یک جاده استاندارد می کردیم لااقل تا سه راه جون آباد یک جاده استاندارد داشتیم.

۲. ما عادت کرده ایم به هنگام بروز هر مصیبتی بدنبال مقصر بگردیم وکسی را پیدا می کنیم وهمه کاسه وکوسه هارا سر او می شکنیم در این مورد وتصادف دردناک ماشین غیر استاندارد و از رده خارجِ پراید، راننده بخت برگشته با ماشین حامل دکتر امینی فرد بدنبال مقصر می گردیم غافل از این که همه مقصریم. وزارت راه مقصر است که به سنت رفوگری نیکبخت چسبیده و قادر نیست در نگاهی راهبردی برنامه ریزی ساختِ یک جاده استاندارد ترانزیتی را مد نظر قرار دهد، بهانه کمبود اعتبار است. از حدود 80 سالی که از ساخت جاده ای باریک و با نگاهی امنیتی درسیستان و بلوچستان می گذرد این بهانه همواره ورد زبان مسوولین وقت بوده است.

۳. رانند گان ما مقصرند که از اتومبیل تنها سرعت وگاز دادن را خوب می فهمند و به فرهنگ آن علاقه ای ندارند.

۴. راهنمایی و پلیس راه ما مقصر است که از تمامی وظایف به برگه جریمه علاقه دارد.

۵. روشنفکران ما مقصرند که درگیر بحث بومی وغیر بومی شده اند و رسالت مطالبه گری خود را به مدیریت اداری خلاصه کرده اند.

۶. علمای ما مقصرند که تقدیر گرایی را ذات دین قرار داده اند.

وکلام آخر همه مقصرند؛ جاده ها غیر استانداردند، ماشین ها غیر استاندارد و راننده آن غیر استانداردتر تا ما خود را اصلاح نکنیم جاده های مان هم چنان قتل گاه مان خواهند بود.

سه شنبه ۹۸.۱۰.۱۷

نمایش بیشتر

پيرمحمد ملازهي

کارشناس مسائل شبه قاره هند، پاکستان و افغانستان

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − 9 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن