پدری نظرش را در مورد دخترانش تغییر داد

خانواده

خانواده


نویسنده: دکتر جاسم المطوع
ترجمه: عبدالخالق احسان

گفت: من غمگین هستم؛ چون پسر ندارم و خداوند تنها برایم دختر نصیب کرده است و آرزو دارم که پسری می داشتم تا بعد از مرگ یادآور من می شد. این سخنان کسی است که در نزدیکی من در طیاره نشسته بود.

برایش گفتم: بهشت برایت مبارک باد، مبارک باد که به همرای پیامبر صلی الله علیه و سلم حشر می شوی و مبارک باد که از آتش سوزان دوزخ دور می شوی.

به طرفم نگاه شگفت انگیزی کرد و از این جواب من غافلگیر شده بود و فرمود: من از غم و اندوه خود برایت می گویم و تو اظهار خوشحالی می کنی ازین که من پسر ندارم و دختر زیاد دارم.

برایش گفتم: پیش از این که سؤالت را جواب دهم، بازهم برایت تبریک می گویم که از (گروه اول) هستی.

گفت: سخنانت مرا گیچ کرد و باید برایم تشریح نمایی که منظورت ازین صحبت ها چیست؟

گفتم: اما گروه اول ؛ این سخن شیخ علی طنطاوی رحمه الله است که اولاد پسر نداشت و خداوند برای او پنج دختر نصیب کرده بود؛ وقتی از او در مورد فرزندانش سؤال می شد می گفت: من از گروه اول هستم؛ چون الله متعال می فرماید: {یَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ الذُّکُورَ} [الشورى: ۴۹] به هر کس که بخواهد دخترانی می بخشد و به هر کس که بخواهد پسرانی عطاء می کند . الله متعال درین آیه دختران را پیش از پسران ذکر نموده و این است معنی گروه اول بودن.

لبخندی زد و گفت: به خدا قسم به این سخنانت دلگرم شدم.

گفتم: بیشتر دلگرم خواهی شد، اگر بدانی که تو مثل پیامبرانی هستی که تنها دختر داشتند، آیا آنان را می شناسی؟ کمی فکر کرد و گفت: منظور تان را ندانستم. گفتم: حضرت لوط علیه السلام چهار دختر داشتند و حضرت محمد صلی الله علیه و سلم تنها دختر داشتند؛ چون پسران شان در طفولیت وفات کردند و فقط چهار دختر برای شان باقی ماند؛ لذا وقتی خداوند برای امام احمد بن حنبل دختری نصیب کرد، فرمود: (پیامبران، پدران دختران بوده اند)

گفت: محبتم به دخترانم را زیاد کردی؛ اما چرا در آغاز صحبت برایم تبریک گفته و به ورود بهشت و دوری از دوزخ بشارتم دادی؟

گفتم: داخل شدنت به بهشت و نجاتت از دوزخ و همراهی پیامبر صلی الله علیه وسلم در روز قیامت، مشروط به چهار شرط است که باید آنها عملی سازی.

گفت: این شرط ها کدام اند؟

گفتم: اول: به آنها به نیکی برخورد نمایی دوم: درست تربیه شان نمایی سوم: در حد کفایت به مشکلات شان رسیدگی کنی چهارم: به آنها مهربان باشید.

گفت: این سخنان و این شرط ها را از کجا آوردی؟

گفتم: از سه حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم دانستم و برایت بیان می کنم.

حدیث اول: دختران از اسباب منع دخول دوزخ اند، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: ((من ابتلی من هذه البنات بشیء فأحسن إلیهن کُنّ له ستراً من النار)) هر کسى با این دختران مورد آزمایش قرار گرفت و با آنها به نیکى رفتار کرد آنها مانعى خواهد بود براى او از عذاب جهنم.

حدیث دوم: این حدیث بیانگر این است که دختران سبب می شوند که پدر شان همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم حشر شوند، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: ((من عال جاریتین حتى تبلغا جاء یوم القیامه أنا وهو کهاتین وضم أصابعه)) هر کس دو دختر را سرپرستی کند تا وقتی که به سن بلوغ برسند، در روز قیامت، من و او مانند این دو هستیم، سپس دو انگشت خود را به هم چسباند.

حدیث سوم: این حدیث ثابت می کند که دختران از اسباب دخول بهشت برای پدران شان هستند, پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: ((من کان له ثلاث بنات یُؤویهن ویکفیهن ویرحمهن فقد وجبت له الجنه البته، فقال رجل بعض القوم: وثنتین یا رسول الله، قال: وثنتین)) کسی که سه دختر داشته باشد و درست تربیت شان نماید و در حد کفایت، مشکلات شان را حل کند و به آنها مهربان باشد، بهشت برایش واجب می گردد. کسی گفت: ای رسول خدا! اگر دو دختر داشت چه؟ گفت: و اگر دو دختر داشته باشد نیز چنین است.

گفت: احادیث زیبایست و مرا امیدوار کرد، می خواهم این احادیث را نوشته و به داخل خانه ام آویزان کنم تا همسرم نیز ازین بشارت ها آرامش پیدا کند؛ چون او نیز مثل من غمگین است؛ اما شما با این سخنان تان، دخترانم را محبوب قلبم قرار دادی.

لبخندی زده و گفتم: این مژده های رسول الله صلی الله علیه و سلم در مورد دختران اسراری دارد، از جمله این که دختر نیازمند رعایت ویژه می باشد. دختر با قوت عاطفه، رقت و حساسیت هایش از پسر فرق دارد و نوازش را بیشتر دوست دارد؛ لذا به صبر، تعامل و مزاج خاصی نیازمند است تا احساس کند که نزد والدینش مهم می باشد که این احساس برای او آرامبخش است. جاهلیت عرب قبل از اسلام به زن هیچ ارزشی قایل نبوده و می گفتند: ( دفن دختران نشانه عزتمندی است) و زن را به حیث کالای تجارتی مورد استفاده قرار می دادند.

اسلام آمد و ارزش زن را بالا برده و برتری بین مرد و زن را بر اساس تقوا قرار داد نه جنسیت و پیشرفت و رفعت و مکانت زن را حمایت نمود تا این که حضرت عائشه رضی الله عنها از جمله هفت عالم و فقیه مدینه منوره محسوب گردید؛ زن به امتیاز موقعیت اجتماعی و علمی خویش بیشتر اهمیت می دهد نسبت به کار و مال، او دوست دارد که عالم و دانشمند باشد نه کارگر.

وقتی دختر در کنف و حمایت پدرش قرار داشته باشد تا حمایتش نموده و از او دفاع و جانبداری کند؛ احساس امنیت می کند؛ لذا می بینیم که دختر به پدرش زیاد وابسته است. اگر پدرش دچار مشکلی شود یا وفات نماید، دختر احساس کمبودی در زندگی می کند و آرزو دارد که این کمبودی را شوهرش جبران نماید.

زن سازنده محبت و گسترش دهنده آن است و جامعه و خانواده بدون محبت، به گورستان مردگان می ماند؛ حقایق گواه اند که دختران بیشترین محبت را به والدین و برادران شان دارند.

دوست همسفرم گفت: چقدر زیبا و شگفت انگیز است!

گفتم: لهذا باید به دختران از لحاظ اجتماعی، تربیتی، صحی، شرعی، ورزشی و سرگرمی اهتمام داشته باشیم؛ چراکه آنان نبض جامعه اند و باید مورد توجه قرار گرفته و به رشد سالم و علمی شان وقعی گذاشته شود.

طیاره به میدان مطلوب رسید و سخنان ما با آن برادر دختر دار به پایان رسید و اندیشه و باور او در مورد دختران، کاملاً تغییر کرده بود.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − سه =

مطالب تازه