پدیده زشت خونریزی در میان مسلمانان

  • توسط دکتر جلال جلالی زاده
  • ۴ ماه قبل
  • یادداشت
  • ۳۴ بازدید
  • ۰
جلال جلالی زاده


ازحوادثی که در عصر حاضر و در این روزها در میان مسلمانان می گذرد .جز ایجاد نفرت نسبت به دین و اسلام و مسلمانان هیچ سود و منفعتی ندارد.

اگر کسانی به اشتباه گناه عملکرد نادرست مسلمانان را به پای اسلام بنویسد سخت در اشتباه است. زیرا حساب اسلام ومسلمانان از هم جداست و انچه که امروز مسلمانان انجام می دهند جز قرائت خشن و یا غلط از اموزه های اسلام نیست. برای اینکه حساب مسلمان نماها از اسلام جدا شود کافی است که به مفهوم اسلام و یا توصیه های این دین در رابطه با کرامت انسانی و جایگاه او و نیز مفاهیم والای دینی در رابطه مودت و مهر و محبت در بین انسان ها بپردازیم.

هرکاری در اسلام با نام خدای مهربان و با اظهار سلام و صلح و دعای سلامتی اغاز می شود. پیامبر به عنوان رحمت برای جهانیان فرستاده شده است. پیامبر انتقام نبوده که در فتح مکه مشهود است. عمر فاروق ان عادل ترین حاکم در طول تاریخ خطاب به حجر الاسود می گوید: جان انسانی در نزد من بسیار ارزشمندتر از تو می باشد.

اما امروز با چه رویی می توان خود را مسلمان نامید ؟

و چون به احکام اسلام عمل نمی شود و چون حقوق انسان ها پایمال میـشود و چون در جوامع اسلامی انسان ارزش ندارد به اسانی انسان کشته می شود. سرزمین پیامبر (ص) مصادره و به یک خانواده عیاش نسبت داده می شود و هیچ حزب و گروهی حق فعالیت ندارد.

در افغانستان ارزش گنجشک از جان انسان بیشتر است. درپاکستان در نمایش تبلیغاتی با انفجار بمب صدها نفر کشته می شوند. در سوریه و شامات که خود را به دروغ محور مقاومت می نامد در مدت پنجاه سال تیری به سوی اسرائیل شلیک نشده اما برای حفظ تاج و تخت یک زرافه بعثی بیش از پانصد هزار مسلمان کشته می شوند. در عراق تاریخی ترین شهر با توطئه عده ای از احمق ترین انسان های تاریخ نابود می شود. در یمن اصلا معلوم نیست که نصفی از دهان جنگجویانشان مملو از قات و فقر و فلاکت انان را بر خاک ذلت نشانده چرا با هم می جنگند؟

در ترکیه که سلطان اردوغان در هوای پرواز به سوی جایگاه سلطان محمد فاتح است نه به استادش رحم می کند و نه به کسانی که همنژاد او نیستند حتی اگر همکیش او باشند. درمصرکشور الازهر شیخش از این مرکز دینی دفاع نمی کند اما از سرنگونی اسلامگرایان شاد و از حکومت دیکتاتوری دفاع می نماید. و در ایران خودمان که این همه ادعای حکومت اسلامی و هفته وحدت و دفاع از مسلمین را دارد چراباید یک عالم اهل سنت مانند مولانا عبد الحمید یا کاک حسن امینی از یک سفر خارجی یا داخلی ممنوع شوند؟

چرا یک فعال مدنی و سیاسی مانند مختار زارعی به خاطر نامه نگاری و انتقاد بازداشت شود؟ چرا نباید فضای جهان اسلام چنان فضای بازی از لحاظ ازادی بیان و انتقاد و به رسمیت شناختن کرامت انسانی باشد که دیگران از مسلمانان الگو بگیرند؟

اگر فضای گفت و گو و مذاکره در بین افراد حاکم شود چه نیازی به پناه بردن به زبان زور و خشونت می باشد. کشتن و ترور انسان ها در هر لباسی چه آواره و دور از وطن و چه راننده امبولانس و سرباز و کولبر به نام اسلام و یا ملی گرایی و هر مکتبی و یا مسلکی محکوم به شکست است. اگر حقوق انسان ها رعایت شود. اگر پرده ستم پاره شود. اگر دیوار تبعیض منهدم گردد. اگر دیو تعصب میرانده شود .اگر تساوی انسان ها در حقوق مختلف اجتماعی, سیاسی, فرهنگی و اقتصادی به رسمیت شناخته شود و اگر منافع و مصالح فردی جای خود را به مصالح جمعی ببخشد و در کل اگر حضور خدا در زمین احساس شود هرگز خون هیچ انسانی بیهوده بر زمین ریخته نمی شود. با این وضعیت مشخص است که تنها زبان زور و اسلحه و انسان کشی و برادر کشی حاکم می شود و غیر مسلمانان به ریش ما می خندند. اما دیر زمانی است که در جهان اسلام حضور خداوند یگانه که بیشترین واژه تکراری در قرآن است احساس نمی شود و این مایه بدبختی و شقاوت ما شده است.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =

مطالب تازه