پس لرزه های نوشتن

88091401 - پس لرزه های نوشتن


در آن لحظات سخت که زمین تکان می خورد دست اصلا برای نوشتن تکان نمی خورد.

حس مبهم و غریب مردن دسته جمعی مرا رها نمی کرد،مرگ به اقتضای شغل یکی از مواجهه های طبیعی زندگی من بوده است و برایم غریب نیست،مانند به خواب رفتن است و بیدار شدنی در پی ندارد.

اما برخی نوع مردن ها مانند مرگ جمعی زیاد در سوانح و بلایا رنج آور است،انسان را در بهت و حیرت می برد.

گویی خودت هم جزو مردگان هستی و یا اینکه عنقریب به سرنوشت آنان دچار خواهی شد.

خود را چون آنان پنداشتن و قائل شدن وضعیتی مشابه باعث می شود نگاه انسان به مرگ و زندگی تغییر کند.

غفلت و بی خبری بخش مهمی از زندگی ماست و اگر چنین نبود آن همه تاکید از جانب خداوند مبنی بر تذکار برخی امور که اتفاقا مرگ و زندگی جزو آن بشمار است نبود.

مرگ و حیات مهمترین آزمایش برای انسان است تا نیکویی عمل انسان راستی آزمایی شود،چنانچه رب العباد می فرماید:

الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ(ملک:٢)

زندگی یک موهبت است ،ظرفی است که اعمال نیک و بد خود را در آن می ریزیم و مرگ شبیخون نیستی از حیات دنیوی و انتقال به زندگی دیگر است.
هر چه این شبیخون سهمگینانه تَر باشد ترس و بیمش بیشتر است ،مثالش زلزله ای است که تحت عنوان زلزله ساعه از آن یاد شده است:
یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ ۚ إِنَّ زَلْزَلَهَ السَّاعَهِ شَیْءٌ عَظِیمٌ(حج:١)

در توصیف بزرگی آن گفته می شود:
یَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَهٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ کُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُکَارَىٰ وَمَا هُمْ بِسُکَارَىٰ وَلَٰکِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِیدٌ(حج:٣)

مردم سه ویژگی می یابند:

١.زنان شیرده فرزندان شیرخوار خود را رها می کنند.

٢.زنان حامله کودک خود را سقط می کنند.

٣.مردم مست به نظر می آیند در حالی که مست نیستند.

شدت بلا و اضطراب ناشی از آن چنین وضعیتی را ایجاد می کند،همانگونه که دیده می شود عمده اختلالات روانی است و البته به تحولی جسمانی هم منجر می شود.

از این جهت است که در بلایایی چون زلزله شدت آسیب های روانی فوق العاده بیشتر از فقدان های مادی مانند اموال و خانه است،زیرا اینها را می توان جبران کرد اما فقدانهای جانی متاسفانه غیرقابل جبران هستند،درد و رنج عمیقی دارند.

جوشش احساسات در این گونه مصایب فوق العاده است،نظیر همدردی زیادی که مردم نشان دادند به گونه ای که منطقه زلزله زده از کمک های اولیه اشباع شد.

می توان به ابعاد مختلف این پدیده نظر انداخت و درس هایی برگرفت که در فرصت های آتی اشاره خواهم کرد،زیر عنوان هایی مانند؛

ترس

مرگ گروهی

سازه ها

الهیات زلزله

اندیشه در احوال زندگی
و…


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − هشت =