دسته‌بندی نشده

پیامبر(ص) میزبان سفرا وهیأت های نمایندگی

مدینه میزبان سفرا وهیأت های نمایندگی 

 در سال نهم هجری و پس از غزوه تبوک (که به گفته   سیره نویسان آخرین غزوه رسول خدا (ص) بود) هیأت های فراوان  به  مدینه آمدند وبه حضور پیامبر (ص) رسیدند ، واین د حالی بود که دعوت اسلامی ، همه سرزمین عرب را فرا گرفته و اعراب در مقابل آن به دو گروه عمده تقسیم شده بودند : گروهی اسلام آورده و گروهی دیگرنیز گرفتار تردید بودند و به سوی پذیرش اسلام،حرکت می کردند،پس از آنکه اعراب، همه از اسلام آگاهی یافتند و دیگر( باصلح حدیبیه و در پس آن فتح مکه) هیچ مانعی نمی توانست میان آن با مردم فاصله افکند ، مردم داوطلبانه به این دین مبین روی آوردند وبی آنکه هیچ اکراه واجبارو یا تقلیدی در بین باشد ، به این دین تازه در می آمدند .

   محمد ابو زهره در این باره می نویسد : (بعد از فتح مکه و گرویدن اعراب به اسلام) این دین چنان آشکار شده بود که دیگر هیچ مسیحی یا یهودی نیز از آن امتناع نداشت و دل ها ، همه ،اسلام را به عنوان دین، برگزیده بودند ، و در این میان حاکمان و پادشاهان نیزمانع رسیدن مردم به ایمان و اسلام نمی شدند ، بویژه پس از آنکه دریافتند ، رسول خدا (ص) امیران اقوامی را که ایمان آورده اند ، در میان همان اقوام به فرمانروایی ابقاء می کند البته مشروط بر اینکه با مردم، عادل باشند ، بدین ترتیب هیأتهای فراوانی برای اعلان مسلمانی به حضور رسول خدا  می رسیدند و بعضی از امیران و پادشاهان نیز به اعزام نمایندگانی بسنده می کردند .

  ابن اسحاق ، ورود این هیأتها به مدینه در سال نهم و پس از فتح مکه و صلح حدیبیه را اینگونه تحلیل می کند: اعراب در مورد پذیرش ، یا رد اسلام در انتظار برخورد قریش با این دین بودند، چرا که قریش پیشوا و راهنمای دیگر مردم محسوب می شد وآنان ساکنان حرم،همسایگان  بیت الله و فرزندان خاص اسماعیل بودند وسران اعراب این حقیقت را انکار نمی کردند،در این شرایط تا قبل از فتح مکه ، همین قریش بود که پرچم مخالفت و جنگ با رسول خدا رابرافراشته بود،اما زمانی که مکه فتح شد، قریش ،سر در مقابل فرمان پیامبر (ص) فرود آورد وپیامبر اسلام، این خاندان مقتدر را از اتخاذ هر گونه تصمیمی در رویارویی با آن باز داشت ، دیگر اعراب نیز دریافتند که توان جنگ و دشمنی با رسول خدا را ندارند ، همین امر باعث شد که آنان به تعبیر قرآن، گروه گروه واز هر سویی به این دین روی آورند و به اسلام درآیند،آن سان که خداوند می فرماید {ورأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً،ودیدی که مردم گروه گروه در دین خدادر می آیند }اعراب برای اسلام آوردن درانتظار فتح مکه بودند و همواره می گفتند : او(محمد)را واگذارید که اگر بتواند برآن خاندان [قریش] پیروز شود یک پیامبر راستین است  و بدین ترتیب زمانی که مکه فتح شد همه اقوام و قبایل به اسلام گرویدند .

  معنای سخن ابن اسحاق این است که فتح مکه تنها فتح یک شهر مقدس نبود ، بلکه با فتح این شهر قفل دل ها نیزگشوده شد .

  نکته دیگر اینکه جریان فتح مکه باعث شد کینه دیرینه سران و بزرگان قریش از میان برود ، وحقیقت اسلام برای آنان آشکارشده وبه همین خاطراست که دربرخی گزارش هاآمده که فتح مکه بدون کوچکترین مقاومتی صورت گرفته است .

  پیامبر (ص) زمانی که در مدینه بودند فرستادگان خارجی را در مسجد بزرگ ، جائی که ستون سفرا (اسطوانه الوفود) نامیده می شد ، به حضور می پذیرفتند و همچنین روایت شده که پیامبر (ص) و اصحاب کرام ، درمراسم استقبال از سفرا ونمایندگان لباس های تازه و خوب به تن می کردند . پیامبر خدا در تعامل با سفرا مانند مسلمانان رفتار می کرد و دراین رابطه هیچ گونه محدودیتی اِعمال نمی فرمود؛لذا    می بینیم که معمولاً هدایای فرستادگان و هیأتهای نمایندگی را می پذیرفت و به برخی از هیأت ها هدیه می دادند ، همچنانکه روایت شده که آن حضرت به هیأت تجیب (به عنوان بهترین هیات اعزامی) هدایایی دادند .

  علاوه بر اینها ، ابن سعد، آورده که درعصر پیامبر (ص) چند خانه بزرگ پذیرایی از مهمانان خارجی در نظر گرفته شده بود،از جمله خانه «رمله بنت حارث»و «دارالضیفان،مهمانسرا»که برای این امراختصاص شده بود .

  اینک چند نمونه از سیره عملی پیامبر اسلام (ص) در تعامل و رفتار با سفرا و هیأت های نمایندگی غیر مسلمان:

در مسند امام احمد بن حنبل آمده است : پیامبرزمانی که پس از دریافت خبر حمله رومیان، برای دفع آنها به منطقه تبوک آمده بود، با سفیر روم ملاقات کرد و به او چنین فرمود : تو سفیر ملتی هستی ، وبی تردید بر ما حقی داری (که تورا اکرام کنیم)ولی زمانی نزد ما آمده ی که ما (به علت حضور در جبهه دفاع)تهیدست هستیم ،آنگاه عثمان بن عفان گفت : ای رسول خدا ، من جامه ای زربفت به او هدیه می کنم،وصحابی بزرگواردیگری نیزداوطلب شدوگفت: پذیرایی ازاو نیز به عهده من باشد. 

  گاهی سفرای موجود در کشور اسلامی خارج از وظیفه خود مطالبی می گفتند و بدین وسیله ناخشنودی مسلمانان را  بر می انگیختند ، با این حال پیامبر(ص) اجازه نمی داد کسی متعرض آنان گردد،روایت شده،  مسیلمه بن حبیب  موسوم به« مسیلمه کذاب » در سال نهم هجری به پیامبر ایمان آورد و سپس به سرزمین خود رفت و در آنجا ادعای پیامبری می نمود ودر سال دهم هجری نامه ای به پیامبر به شرح زیر فرستاد : من دررسالت، با تو شریک شده ام ، نیمی از زمین از آن من و نیمی دیگر از آن قریش ، گرچه قریش متجاوزند،سفیران مسیلمه نامه را تسلیم پیامبر(ص) کردند ،آن حضرت رو به آنان کرد و فرمود :نظر شما چیست ؟ گفتند:با مسیلمه ،هم نظریم،پس پیامبر فرمود : به خدا سوگنداگر این نبود که سفرا مصونیت دارند شما ها را گردن می زدم .

  نمونه دیگر،برخوردپیامبر با هئیت اعزامی از طرف نجاشی ، پادشاه حبشه است، بیهقی از ابو امامه روایت کرده که گفت : هیأت(اعزامی) نجاشی ، وارد مکه شد و آن حضرت خود برخاست و ضمن خیر مقدم ،( شخصاً)آنان را خدمت  می گزارد  اصحاب وی می گفتند : ای رسول خدا ، ما تو را از این کار بی نیاز می کنیم ،اما پیامبر فرمود : آنها اصحاب مرا اکرام و با آنان به نیکی رفتار کرده اند  و من دوست دارم این عمل را جبران کنم .

  و بالأخره،نمونه دیگری از تعامل حضرت رسول اکرم (ص) با نمایندگان و سفرا برخورد محترمانه آن بزرگوار با نمایندگان مسیحیان نجران است ، زمانی که هیأت مذکور به حضور پیامبر رسید که مسلمانان در اوج قدرت بودند و سرداران بزرگی همچون جعفر ابن طالب ، زید بن حارثه و عبدالله رواحه در جنگ های متعدد که بین مسلمانان و رومیان ، هم کیشان هیأت نمایندگی مزبور ،به شهادت رسیده بودند،بااین حال پیامبر در برابر نمایندگان مردم نجران ،کمترین واکنشی نشان نداد بلکه آنان را به گرمی مورد استقبال قرار داده وباآنان مصالحه کرد .

  

رسول رسولی کیا

 

منابع :

  1. بیش از هفتاد هیأت نمایندگی ،الرحیق المختوم،المبارکفوری،ص ۴۰۸٫
  2. محمدابوزهره،خاتم پیامبران ، ج ۲ ، ص ۴۹۱٫
  3. سوره نصر، آیه۲٫
  4. ابن کثیر،البدایهوالنهایه، ج۵ ف ص ۴۹، به نقل از ابن اسحاق.
  5. محمد حمید الله ، حقوق روابط بین الملل در اسلام،ج ۱، ص ۲۶۵، به نقل از طبقات ابن سعد.
  6. محمد ابوزهره ، خاتم پیامبران ، ج ۳ ، ص ۵۱۴٫
  7. محمد حمید الله ، حقوق روابط بین الملل در اسلام ،ج ۱ ، ص ۲۷۲ به نقل از طبقات ابن سعد ، «فصل و فود».
  8. احمدبن حنبل ، المسند ، ج ۴ ، ص ۷۵٫
  9. البیهقی ، السنن الکبری ، ج ۹ ، ص ۲۱۱٫
  10. ابن کثیر ، البدایهوالنهایه،ج۳،ص۹۹٫

۱۱٫دفتر مشارکت حوزه دانشگاه،اسلام وحقوق بین الملل عمومی،ج۱،ص۲۱۷ .

نمایش بیشتر

رسول رسولی‌کیا

*نویسنده و مترجم * آذزبایجان غربی - مهاباد * شغل : دبیر آموزش و پرورش

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − شش =

دکمه بازگشت به بالا
بستن