داستان آموزنده

پیرمرد هشتاد ساله

 ترجمه از عربی: عبدالستار حسین بر

پیرمردی هشتاد ساله، در یکی از روزها به احتباس ادرار (بند آمدن ادرار) دچار شد، پسرانش وی را برداشتند و به بیمارستان رساندند. پزشک هم برای وی سوند (Catheter) گذاشت که ادرارش خارج شد و دردهای پدر پایان یافت.

فرزندان به نزد پزشک رفتند و از ایشان به خاطر کاری که برای پدرشان انجام داده، تشکر و سپاس‌گزاری نمودند.

فرزندان به طرف پدرشان رفتند تا از حالش مطمئن شوند؛ اما او داشت به شدت گریه می‌کرد…

آنان نیز به وی دلداری و آرامش می دادند و به او می‌گفتند: مشکل حل شد، این گریه برای چیست؟!

اندکی آرام گرفت و سپس سبب گریه‌اش را این گونه بیان نمود:

پزشک یک بار به من کمک کرد و ما نیکی و بزرگواری اش را احساس کردیم و از او خیلی سپاس‌گزاری نمودیم…

اما هشتاد سال است که خداوند متعال با کرم و احسان و پرده‌پوشی اش و بدون نیاز به هیچ کاری، مرا مورد لطف قرار داده است و اما بزرگواری وی را هیچ گاه احساس نکردیم ….

برچسب ها

عبدالستار حسین بر

مدرس مدرسه دینی عین العلوم گشت عضو مجلس علمی عین العلوم گشت مدیر سابق پایگاه اطلاع رسانی سنت آنلاین نویسنده مترجم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − 13 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن