پیشرفت و توسعه… ضرورت زندگی

5463444 - پیشرفت و توسعه... ضرورت زندگی


ترجمه:  پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح

بشر در مراحل مختلف زندگی خود و در هر تجربه‌ای که به دست می‌آورد فرصتی برای تغییر می‌یابد؛ حال یا این فرصت را مغتنم می‌شمارد و از آن استفاده می‌کند یا اینکه آن را از دست می‌دهد. بدیهی است هر فرصتی که از دست برود هیچ‌گاه بازنمی‌گردد.

بدین وسیله انسان یا گامی به سمت جلو برمی‌دارد یا اینکه در جا می‌زند و حرکتی نمی‌کند. قرآن کریم نیز با اشاره به این حقیقت اجتناب ناپذیر می‌فرماید:

 «نذیرا للبشر، لمن شاء منکم أن یتقدم أو یتأخر» [مدثر: ۳۶ و ۳۷].

وسیله‌ی بیم دادن انسان‌ها است. برای کسانی از شما که می‌خواهند (به سوی خیرات و طاعات) پیش بروند، و یا کسانی که می‌خواهند (از خیرات و طاعات) عقب بکشند. هرکسی در برابر کارهائی که کرده است (در دوزخ زندانی می‌گردد و) گروگان می‌شود.

زندگی یا به سمت پیشرفت است یا پسرفت؛ یا پیشروی در آسمان سربلندی است یا ماندن در پیچ و خم‌های بیابان؛ یا نزدیکی به خدا است یا دوری از او. هیچ لحظه‌ای از زندگی از این دو حالت خارج نیست؛ فرصتی است برای پیشرفت یا عکس آن.

ثبات در هر یک از مراحل زندگی در صورتی که در راستای محافظت از موفقیت حاصل شده یا دفاع از خطر احتمالی باشد پیشرفت محسوب می‌شود. ماندن در چنین شرایطی که در راه موفقیت پیش می‌آید پیشرفت و توسعه به شمار می‌رود؛ اگر چه ممکن است همه‌ی این شرایط در چشم انسان کوته‌نگر رکود و سکون محسوب ‌شود: «ولولا أن ثبتناک، لقد کدت ترکن إلیهم شیئا قلیلا» [اسراء: ۷۴] و اگر ما تو را استوار و پابرجای (بر حق) نمی‌داشتیم، دور نبود که اندکی بدانان بگرائی.

رسول خدا (ص) تلاش می‌کرد تا قریش را به سوی حق دعوت کند و تعداد هر بیشتری از آنان را در دین خدا داخل کند. گاهی چنین توفیقی برایش حاصل نمی‌شد زیرا با شرایط دشواری مواجه می‌شد که قدرت عمل را از او می‌گرفت و می‌رفت که او را از اصل کار دور کند. اما هنگامی که خداوند او را در راه دعوت نیرو بخشید و توانست در مقابل همه‌ی شرایط نامطلوب بایستد، فتح و پیروزی و به زبان امروز پیشرفت نیز از راه می‌رسید.

با این حال‌گاه ثبات و سکون نشانه‌ی عقب‌ماندگی و پس‌رفت است آن هم زمانی که این سکون در زمانی باشد که شرایط و انگیزه‌های پیشرفت و راه‌یابی به مرحله‌ی بالا‌تر وجود داشته باشد که در این حالت می‌توان گفت فرصت سوزی شده است.

به عنوان مثال اگر ورزشکاری را در نظر بگیریم که در مسابقات مختلف مقام دوم را به دست می‌‌آورد این به حساب عقب‌ماندگی او نوشته می‌شود زیرا نتوانسته است موفقیت تازه‌ای کسب کند و تنها به مقام قبلی بسنده کرده است. قرآن کریم پس از یادآوری این مسأله و جلب توجه ما به آن، نشانه‌های پیشرفت را ترسیم و ما را به آن تشویق می‌کند. قرآن کریم رعایت این مهم را در تمام کار‌ها به ما توصیه و در ضمن آیات بسیاری ما را متوجه آن نموده است. سنت پیامبر اسلام (ص) نیز بهترین مثال در زمینه‌ی پیشرفت و ترقی در نزدبان خیر و نیکی است. ما می‌گوییم پیشرفت یک برنامه است یعنی انتقال دایم از وضعیت موجود به وضعیت بهتر؛ انتقال از وضعیت بد به سوی حداقل بد، پیشرفت است و انتقال از خوب به بهتر نیز پیشرفت است. انتقال از بد‌تر به کمتر بد پیشرفت است و انتقال از کمتر خوب به بیشتر خوب نیز پیشرفت است. آیا نمی‌بینید که سازمان‌های جهانی امروزی هر گونه کاهش در تعداد فقرای یک کشور را نوعی پیشرفت در وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن کشور می‌دانند. به همین ترتیب کاهش نسبت مردودی در یک مقطع تحصیلی را نشانه‌ی بهبود عملکرد آموزشی آن مؤسسه می‌دانند.

از نشانه‌های بارز در ترسیم این منهج این آیه از قرآن کریم است: «إن ربک یعلم أنک تقوم أدنى من ثلثی اللیل ونصفه وثلثه» [مزمل: ۲۰]. پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از کسانی که با تو هستند، نزدیک به دو سوم شب، یا نصف، و یا یک سوم آن را.

در این‌جا خداوند متعال یکی از مراتب عبادت را به ما نشان می‌دهد تا به ما بیاموزد که رسیدن به خدا تنها با یک روش دنبال نمی‌شود بلکه نزدیکی به او روندی نسبی دارد و شرایط مختلف انسان در عبادت لحاظ می‌شود؛ خداوند در این آیه از حداکثر تا حداقل را رتبه‌بندی کرده است و با اشاره‌ای ما را به رسیدن به مرتبه‌ی بالا در انجام این عبادت بزرگ تشویق می‌کند. هر‌گاه یک نظام آموزشی یا مشابه آن را ارزیابی کرده باشی می‌بینی که درجات آموزشی را از بالا به پایین رتبه‌بندی شده است. به عنوان مثال ممتاز، عالی، خیل خوب، خوب؛ بدین ترتیب مؤمن همواره تلاش می‌کند بر اساس برنامه‌ای که خداوند برای او ترسیم کرده است در عبادت خود به سمت پیشرفت و تعالی حرکت کند. انسان مؤمن به یک مرتبه قانع نمی‌شود و به یک جایگاه رضایت نمی‌دهد بلکه همواره در یک حالت دائمی از پایین به بالا حرکت می‌کند.

این برنامه بر جنبه‌های مختلف زندگی تأثیر می‌گذارد؛ انسان در عبادت خود‌‌ همان گونه که در نماز قیام شب آمده است از یک مرتبه به مرتبه‌ی دیگر انتقال می‌یابد. در این مورد نکات مهمی وجود دارد که باید مراعات شوند از جمله:

۱- انسان نباید خود را بیش از حد توان مکلف کند؛ یعنی زمانی که در مرتبه‌ی پایین است به بالا‌ترین مرتبه صعود نکند زیرا این کار به معنی هدر دادن سعی و تلاش و از دست دادن فرصت است.

۲- به مرتبه‌ای که رسیده است قناعت نکند؛ اگر خداوند توفیق داد که روزانه یک جز قرآن را تلاوت کند بکوشد آن را به دو جزء برساند و همین طور در سایر عبادات.

۳- بر اساس برنامه‌ی روشنی به سوی پیشرفت و تعالی حرکت کند، تلاشش را به هدر ندهد و بدون داشتن رویکرد مشخص و با شک و دودلی حرکت نکند.

۴- بکوشد در هیچ شرایطی از مرتبه‌ی بالا به مرتبه‌ی پایین سقوط نکند زیرا این آغاز شکست و نخستین نشانه‌ی عقب‌گرد و اولین گام به سمت فروپاشی است. بلکه باید در موفقیتی که به دست آورده است بردبار باشد و در حد توان از آن مراقبت کند.‌‌ همان طور که پیش‌تر بیان کردیم محافظت از دستاورد مطلوب نیز خود موفقیت محسوب می‌شود.

این برنامه بر ساختار شخصیتی و تربیتی انسان مسلمان نیز تأثیر می‌گذارد؛ هیچ‌گاه نباید وضعیت امروز کسی‌‌ همان وضعیت دیروزش باشد و وضعیت فردای او نیز نباید همانند وضعیت امروزش باشد. بلکه باید در محبت خدا و رسول او و علاقمندی به دین خدا همواره از نفسش مواظبت کند. همواره باید در برخورد نیکو با مردم و به کار بردن بهترین جملات و دوری از کارهای بیهوده مراقب خود باشد و اعمال و اقوال و اهدافی که در مرحله‌ی پیشین از او پذیرفته می‌شد مناسب مرحله‌ی بعدی نیست. در این زمینه مثالی می‌آوریم: نوجوانی را در نظر می‌گیریم که به قصد سرگرمی به بازی‌های کامپیوتری روی می‌آورد؛ این کار گر چه از نوجوان پذیرفته است اما از یک دانشجو پسندیده نیست؛ او باید با مطالعه‌ی داستان پارسایان یا کتاب‌های مشابه که نیاز چندانی به تمرکز ندارد و در عین حال سودمند است خود را سرگرم می‌کند.

از جمله موارد کاربرد این اصل در زندگی مسلمان دعوت دوستان و برادران است که می‌کوشد آنان را از حالی به حال دیگر و به وضعیت بهتر و نیکو‌تر راهنمایی کند. خطاب برای همگان یکسان نیست بلکه باید متناسب با احوال هر کس با او سخن گفت. کسی که خود را به چیزهای بی‌اهمیت سرگرم می‌کند باید او را به مسایل کم‌اهمیت‌ با فواید کمتر راهنمایی کرد در کارهای بد نیز به همین ترتیب؛ هر گاهی بخواهیم کسی را به ترک سیگار دعوت کنیم ابتدا باید وی را به کم کردن سیگار دعوت کنیم تا مقدمه‌ای برای ترک آن باشد. در کارهای نیک نیز به همین ترتیب؛ هر‌گاه بخواهیم یکی از برادران دینی را آموزش دهیم باید از موعظه و داستان‌های صالحان به مرحله‌ی علم و مسایل عقیدتی و فقهی منتقل شویم.

این برنامه در مؤسسات و هیأت‌ها عمومیت دارد باید از جایگاه پایین‌تر آغاز کرد و به مسئولیت بزرگ‌تر رسید؛ مدیر یک شرکت یا دبیرکل حزب یا مسئول مملکتی یا نخست وزیر نباید به مرتبه‌ای که رسیده است قانع باشد بلکه باید بکوشد به مرحله‌ی بالا‌تر راه یابد و دایما در حال پیشرفت و ترقی باشد. کشوری که کسری بودجه‌ی سالانه‌اش نصف است باید آن را به ربع برساند تا بتواند کسری‌اش را جبران کند و مازاد را به دست آورد. اما اگر به وضعیت موجود راضی باشد در واقع برای نابودی و فروپاشی خود برنامه‌ریزی می‌کند، توانش را به هدر می‌دهد و پایه‌هایش را سست می‌کند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 2 =

مطالب تازه