چرا عقب مانده ایم؟

rahemzai - چرا عقب مانده ایم؟


نوشته: شیخ جاوید ایوب

برګردان: احمد ضیاء رحیمزی

با مشاهده وضعیت امروزی امتی که برای رفاه و سعادت نوع بشر برپا گردیده است، سوالی در ذهن انسان خطور می کند که چرا ما عقب مانده ایم؟ چرا امت مسلمه امروز شکار چنین خواری و فلاکت گردیده است و آیا راهی برای برون رفت از این زبون حالی و فلاکت نیز وجود دارد یا خیر؟ و پیدا شدن این گونه سوالات ما را مجبور می سازد تا برای دریافت پاسخ آن تلاش ورزیم.

امت اسلامی که لقب بهترین امت را نیز کسب کرده و امانت دار برنامه های حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز پنداشته می شود، امتی که بگونه اولی مستحق سیادت و رهبری جهان بود، چرا امروز خود را مظلوم و محکوم در می یابد؟

چه دلیلی وجود دارد که امروز از شرق میانه گرفته تا کشمیر، برما و فلسطین وضعیت خراب، مظلومیت و مفلوجیت این امت به اوج خود رسیده است؟ امتی که از لحاظ عددی یک چهارم نفوس جهان را در خود جا داده است، امتی که از لحاظ جغرافیایی در مناطق استراتیژیک جهان سکونت دارد، امتی که سرزمین های آن مالامال از معادن و منابع طبیعی زیر زمینی است، به چه دلیل است که امروز حیثیت امت مسلمه به یک جاندار بی حسی مبدل شده که هر کسی می تواند اجاره داری خود را بر وی بر قرار سازد، امتی که بشریت را از قهقرای تاریکی ها به سوی نور و روشنایی رهنمایی کرد، امروز خود در حال غرق شدن در لجن زار ذلت به نظر می رسد؟

در سطح جهانی وزن بیش از ۵۶ کشور جهان، حتی همچو کفی بر سطح آب نیز نمی نماید، در سازمان ملل متحد کشور های اسلامی خود را بی وزن احساس می کنند، رأی و نظر آنها در آنجا هیچ حیثیتی ندارد، همه معاملات جهانی را ممالک منسوب به جی سیون و جی ففتین(جی هفت و جی پنجاه) به پیش می برند، امریکا و حواریون آن با استفاده از حمایت سازمان ملل متحد و شورای امنیت آن، معاملات بین المللی را مطابق اغراض خود حل و فصل می کنند.

خلاصه مطلب فصلی از ذلت و مسکنت بر امت اسلامی طاری شده و تازیانه عذاب الهی با شدت بر پشت این امت می تازد، در چنین حالتی اگر این وعده الهی را در نظر داشته باشیم که می فرماید:( اَنْتُمُ الْاَعْلَوْنَ اِنْ کُنْتُمْ مُّؤْمِنِیْنَ (اٰلِ عمرٰن آیت: ۱۳۹ )،ترجمه : “اگر ایمان آورده باشید شما برتری خواهید جست”.

باید تفکر کرد که اگر در قرآن عظیم الشان، برای اهل ایمان بشارت و مژده غلبه و برتری وجود دارد، پس چرا امت اسلامی امروزه دچار پستی و جمود گردیده است؟ دلایل و عوامل این پستی و ذلت چیست؟ و راه های برون رفت از آن کدام ها اند؟

اگر با د قت روی این موضوع فکر کنیم باید به صراحت اعتراف کنیم که این امت در تأویل و تفسیر خیر امت (بهترین امت ها) دچار اشتباه گردیده است، شاید ما مسلمانان هم همچو یهودیان از مدتی شکار این خوش فهمی شده ایم که با وجود همه کج اندیشی ما، قیادت، سیادت و رهبری جهان بدوش ما خواهد بود.

چون ما خیر امت هستیم، به همین دلیل است که ما خود را حال هم بر منصب سیادت و رهبری همه اقوام جهان فایز ساخته ایم ولو اگر کسی در عقب ما اقتداء کرد یا نه!

کسی می گوید که هدف و مطلب از غلبه و بالا دستی، بالادستی تمدنی و اقتصادی نیست، بلکه برتری و بالا دستی روحانی است، در حالیکه در دایره کلمه “خیر”، همه اموری شامل است که با فلاح و بهبود نوع بشریت ربط دارد.

نمی دانم بر ما چه شده که قدرت و توانایی ما در چنان موضوعاتی سطحی به مصرف می رسد چون این که آیا نشر آذان از طریق بلند گو یا لودسپیکر جایز است یا خیر؟ تلاوت قرآن کریم را از راه بلندگو جایز بدانیم یا نه؟ بدون وضوء داشتن قرآن کریم را از طریق موبایل بخوانیم یا خیر؟ پوشیدن ساعت دستی در دست راست جایز است یا در دست چپ؟ وقتی سوار طیاره در حال پرواز باشیم نماز را به کدام سمت اداء کنیم ؟

ما از خریداران تکنالوژی جدید هستیم ولی در تولید این تکنالوژی هیچ سهمی نداریم، در حالیکه سایر اقوام در نتیجه دیانت یا زحمت کشی، تفوق و برتری قایدانه خود را در این زمینه بر قرار ساخته اند و پیشروی خود را در این سمت جاری نګه داشته اند، در حالیکه ما از این ګام های خیر اندیشانه به کلی محروم و بریده مانده ایم؟

چه چیزی درد آور تر از این خواهدبود که علمای متبحر ما در مورد آنعده از تحقیقات ساینسی که توسط سایر اقوام انجام شده باشد، می ګویند که :” قرآن ما چهارده و نیم صد سال قبل از امروز در این مورد اشارات واضحی را ارائه نموده است”، با وجود عدم انکار از این حقیقت، موضوع قابل نگرانی این است که چرا این اشارات و ارشادات تا هنگامی به نظر یک فرد مسلمان نمی آید که در نتیجه تحقیق ساینسی اقوام دیگری آشکار نگردیده است؟

امروز ذهن امت اسلامی فلج شده است ولی نه به این دلیل که ذهن باشندگان جهان اسلام خالی از استعداد است، بلکه شاید به این دلیل که امت اسلامی بکار گیری از آن را ترک نموده است.

امت اسلامی امروزه در قضیه توکل تا حدی دچار غلو شده که عقل را در تاق نسیان گذاشته است، از اصول محرک و نتیجه بکلی انکار می کند، برای دانستن نشانه های آفاق و انفس هیچ تلاش نمی کند و نتیجه عملی آن این است که امت مسلمه بر یک کناره خودکشی در عرصه فکر و دانش قرار گرفته است، امت اسلامی امروزه در حالیکه شتر را آزاد گذاشته، فریضه توکل را انجام می دهد.

نیال فرگوسن در کتاب خویش تحت عنوان(Civilization: The West and the Rest 2012 ) آن شش محرک اساسی نیروی غربی را واضح ساخته است که توانسته آنها را بر همه اقوام جهان برتری و رهبری اعطاء نموده است.

از میان این شش محرک، فرگوسن رقابت و مقابله را در مقام اول جا داده است و می گوید که با پیدا شدن فکر رقابت و مقابله در جهان غرب،نه تنها معیار آنها بلند شد و پیشرفت کرد، بلکه در نیروی مادی و نظامی آن ها افزایش زیادی رونما گردید و همین موضوع باعث برتری کشور های اروپایی گردید.

در نتیجه این رقابت نه تنها معیار این کشور ها بلند رفت بلکه در مقدار آن نیز افزایش زیادی به عمل آمد.بعد از آن در سطح تولید و مصرف آن نیز تغییرات انقلابی به مشاهده رسید.

طرز دید ما، این حرف فرګوسن را به این دلیل رد می کند که “اسلام هیچ ګاهی خواهان مقابله و زور آزمایی نیست بلکه خواهان تعاون وهمکاری است”، ولی پنج دلیل باقیمانده فرگوسن (طب، ملکیت، ساینس، زحمت کشی و مصرف) از جمله مسایلی اند که نمی توان از آن صرف نظر کرد.در حالیکه فرگوسن میدان علم و ساینس را دومین دلیل اساسی و بنیادی ترقی و پیشرفت اروپا قلمداد می کند.

تراژیدی بزرگتر از این چه شده می تواند که هنگامی که سایه های تاریک عقب ماندگی تمدنی بر اروپا طاری بودند، امت اسلامی در عروج علم وفن قرار داشت، ولی هنگامی که ملت های اروپایی در حالت بیدار شدن از شکست خوردگی خود قرار گرفتند، در همان ایام بر امت اسلامی چنان خواب عمیقی غلبه کرد که تا حال هم از بیدار شدن آن خبری نیست.

عصر رسالت و خلافت از جمله عصر های شانداری اند که ضمن آن امت مسلمه یک امت تعمیری بود، در آن زمان نقش این امت در افزایش علوم و فنون خیلی کلیدی بود، ولی رفته رفته هنګامی که بر اذهان مسلمانان سستی و تنبلی چیره شد، نقش ما در این امر اساسی کاهش یافت و امروز وضعیت به حدی رسیده که نه صرف در پیشرفت علمی نقش خاصی نداریم بلکه امت اسلامی در جذب علم و اجتهاد نیز از بُخل کار می ګیرد.

ولی این امر بجای خود ثابت است که ترقی و پیشرفت مادی جانب دیگری هم دارد، که نمی توان آن را از نظر دور نگه داشت، در حالیکه پیشرفت علم، نیروی اتوم را در دسترس انسان قرار داده است، در همین حال انسان بدور از فرمان الهی با ساختن بمب اتومی، بشریت را در دهانه آتش فشان قرار داده است.

به همین دلیل برای پیروزی و رستگاری بشریت تنها تکنالوژی کفایت نمی کند، بلکه انسان های مشفق، محسن و سرشار از روحیه پاسخگویی در آخرت، نیز برای آن نیاز است. کسانی که بتوانند این تکنالوژی را به خاطر بقای بشریت استفاده نمایند و تنها امت اسلامی است که می تواند بشریت را از این فساد بیرون نموده آن را بر شاهراه امن گامزن نماید.

امت اسلامی یک امت نا زا و عقیم هم نیست و نه هم هیچ گاهی چنین بوده است، امت اسلامی در هر بخشی از علوم و فنون اشخاص و افراد با استعداد و دارای حیثیت امتیازی را ببار آورده است، حسن بصری، امام بخاری، امام مسلم، امام ابو حنیفه، امام غزالی، امام ابن تیمیه، شاه ولی الله دهلوی، علامه محمد اقبال، شهید سید قطب و مولانا مودودی رحمهم الله اجمعین، از جمله مروارید های این امت اند که نه تنها برای احیای این امت کار کرده اند، بلکه قلب آنها همیشه برای فلاح و رستگاری همه بشریت می تپید.

امروز به ذهنیت های نیاز است که برای رسانیدن کشتی علوم جدید اسلامی به ساحل، کمتر همت ببندند و خدمات خود را در این راستا انجام دهند، بعد از دهه ها زحمت و تلاش ما تنها توانستیم چند مرکز انگشت شمار علمی چون دانشگاه الازهر و دارالعلوم دیوبند را برپا سازیم، در حالیکه ملت های غیر مسلمان در راه اندازی ده ها و صد ها مرکز این گونه و ادارات علم و تحقیق مؤفق شدند که در سطح جهان بی نظیر اند.

از این مراکز تحقیقی اکثر اوقات نظریات کافرانه یی نیز بروز می کند که نه تنها در دشمنی با اسلام قرار دارند، بلکه در دشمنی با بشریت نیز قرار دارند.

خلاصه این که کشور های غربی علم و تحقیق را برای حفظ برتری خود استعمال می کنند و برای نجات یافتن از این غلبه و برتری کشور های غربی نیاز شدید به ترویج فرهنگ تحقیق و ریسرچ در بین کشور های اسلامی دیده می شود، چنانچه در سابقون اولاولون به مشاهده می رسید.

ریشه اصلی این ناکامی در این نهفته است که ما تعلیم و آموزش خود را در دو ساحه بزرگ از هم دیگر جدا ساخته ایم: آموزش دنیوی و آموزش دینی، آموزش و تعلیم دنیوی را به کلی از وحی و ارشادات الهی قطع کرده ایم و به همین گونه تعلیم دینی را از دنیا بریده ایم، ادارات تعلیمی و آموزشی ما انسان یک جانبه (یا دینی یا دنیوی) تولید و فراهم می کنند، که در نتیجه آن به شکل اساسی شخصیت تقسیم شده بوجود می آید و بدست آمدن تصوری که اسلام از انسان مطالبه دارد، از آن نا ممکن است.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *