دل نوشته

چشمها چه مسیح وار آرمیده اند

مغز به تمامی خاموش شده
چهار روز تمام است.
و چشمها چه مسیح وار
آرمیده اند.
قلب
آبدیده تر است
و هنوز به تعهد سرخ زندگی
وفادار.

اگر توانستید
دانه ی روح مرا
تکثیر کنید
تا در چینه دان پرندگان
بدل به آواز شوم
بدل به شعرهای روشن
و زمزمه های پاک.

من هزار بهار دیگر را هم
نادیده
دوست خواهم داشت

(از زبان حال او، شش شهریور)

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

  1. درک نمی توان کرد.
    چطور قابل درک است نبودنی که در بودنش دیگری حضور ندارد
    تاسف نمی توان خورد
    که قلب نمی میرد از نبودنی که خاطره بودنش از یاد نرود

    اما تسلی میدهم
    حرف میزنم
    حس درونم را به بیرون رهنمون می شوم

    دوست بسیار گرامی من، در کنار دختر دلبندت و با طلب آرامش برای همسر محبوبت همچنان نه تنها هزار بهار نادیده بلکه زمستان ها را نیز دوست بدار

    دوست گذشته های نزدیک: محمد عباسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن