رسول الله صلی الله علیه وسلم

چند نکته از سیرت رسول الله (صلی الله علیه و سلم )

نویسنده: عبدالقادر تاجیکی

مقدمه:

با بررسی سیرت رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ به این حقیقت پی می بریم که تمام خوبی ها در زندگی فردی و اجتماعی ایشان وجود داشته است. ایشان فرامین الهی را به طور کامل انجام می دادند و از انجام نکات ریز اخلاقی نیز کوتاهی نمی نمودند. از این رو در توصیف ایشان شاید گزافه نباشد اگر بگوییم: «آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری»

خداوند متعال نیز زندگی آن حضرت را الگوی مناسب برای مؤمنان معرّفی نموده است: « لقد کان لکم فی رسول الله أسوه حسنه » و ضمن یادآوری دوستی پیامبرش، مسلمانان را به اتباع و پیروی از ایشان دستور داده است.:« قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی » و صحابه ی بزرگوار، این زندگی نورانی را الگوی خویش قرار دادند که خداوند آنها را دوست گرفت و مورد بخشش قرار داد تا در دنیا و آخرت سرافراز گردیدند. آنجا که بشارت داد: « یحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»

در اینجا چند نکته از سیره ی رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ را مرور میکنیم تا ضمن یادآوری آن نکات طلایی، الگویی برای زندگی خود نیز ترسیم نماییم.

کسب دانش در سیره رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ

پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ در طول زندگی خویش برای کسب علم و دانش تأکید بسیاری نمودند و همگان را به فراگیری دانش فرا می خوانند .

فراگیری دانش در نزد ایشان چنان مهم بود که به مشرکینی که در جنگ بدر، به اسارت مسلمانان در آمده بودند و توان پرداخت پول برای آزادی خود را نداشتند، اعلام کردند که: در صورت آموزش خواندن و نوشتن به ده نفر از کودکان مسلمان، آزاد میشوید. با اجرای این برنامه، بسیاری از کودکان مسلمان خواندن و نوشتن را آموختند.

ایشان با این عمل اولین قدم برای مبارزه با بیسوادی و نشر خواندن و نوشتن را برداشتند.

از این جهت، فراگیری قرآن و مسایل دینی در بین صحابه بسیار معمول بوده و مسجد از جایگاه خاصی در آموزش مسلمانان برخوردار بوده است. بعضی از صحابه نیز که سواد خواندن و نوشتن داشتند «اصحاب صفه» را آموزش می دادند. از جهتی، همیشه حلقات تدریس و تعلیم در مسجد تشکیل می شد و پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ یارانش را جهت شرکت در آن جلسات تشویق می نمودند.

در حدیث آمده است که: روزی پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ وارد مسجد شدند و دو گروه را دیدند که، یک گروه به عبادت مشغولند و گروه دیگر به تعلیم و آموزش.

پیامبرـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمودند: «هر دو گروه کار خوب انجام می دهند اما یک گروه از دیگری بهتر است. گروه اول دعا می کنند، اگر خداوند بخواهد دعایشان را قبول میکند. ولی گروه دیگر به مردم علم می آموزند، و من معلم مبعوث شده ام. سپس با گروه دوم نشستند.

رسول خداـ صلی الله علیه و سلم ـ تلاش میکردند تا علم و دانش در همه مناطق و سرزمین های اسلامی منتشر شود از این رو، به کســـــــــانی که به مناطق مختلـــف می فرستادند سفارش میکردند تا در تعلیم قرآن و آموزش مردم بکوشند. از آن جمله: زمانی که معاذ بن جبل را به یمن فرستادند فرمودند: «ای معاذ! به آنان کتاب خدا بیاموز و آنها را به اخلاق نیک تربیت کن… »

اخلاق پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ

اخلاق اجتماعی پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ همواره الگویی کامل برای اصحاب بوده است. ایشان با اخلاق نیک و پسندیده ی خود موجب شدند تا بسیاری از افراد به دین اسلام علاقمند شوند و ایمان بیاورند.

رسول خدا ـ صلی الله علیه و سلم ـ بردبارترین، شجاع ترین، عادل ترین و پاک دامن ترین مردم بوده اند.

آن حضرت شخصیتی فروتن، خوش سخن وخوشرو بوده و با مردم با محبت و مهربانی رفتار می کردند. دارای صفات صادق و امین بوده، مردم به صداقت و امانتش اعتماد کامل داشتند.

پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ همواره به عهد و پیمان خود وفادار بوده، هیچگاه عهدی را که بسته بودند نقض نمی کردند.

با توجه به آنکه خود، دارای عالیترین مقام انسانی بودند، از همه مردم بیشتر تواضع داشتند. لباس خویش را وصله نموده و کفش خود را پینه می زدند. در امور خانه به خانواده خود خدمت کرده و با همسران مهربان بودند. از همه کس باحیاتر بوده، به چهره ی کسى خیره نمی شـــــدند. خود، گوسفنــــدان را می دوشیدند. با بندگان و غلامان غذا خورده، بر روی زمین می نشستند.

خداوند متعال در کلام پاکش اخلاق آنحضرت را می ستاید و ایشان را مخـــاطب قــرار داده می فرماید: وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ (قلم/ ۴)
« و به راستى تو بر خلق و خوى بس بزرگى هستى.»

عفو و بخشش پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ

عفو و بخشش نیز در سیره ی پیامبر از جایگاه والایی برخوردار بوده است. ایشان در حدیثی عفو و گذشت را از بهترین خوبیهای دنیا و آخرت برشمردند و خود نیز نسبت به افراد خطاکار گذشت داشته و خطای آنان را می بخشیدند.

روز جنگ احد که عموی پیامبر حضرت حمزه به همراه ۷۲ تن از اصحاب به شهادت رسیدند در زندگی پیامبر سختترین روز یاد شده است. قاتل حضرت حمزه، غلامی به نام «وحشی» بود که بعد از شهادت حضرت حمزه، گوش و بینی ایشان را نیز برید.

وحشی در روز فتح مکه به خدمت پیامبر رسید و مسلمان شد.

پیامبر گرامی اسلام او را بخشیدند و این بخشش پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ چنان بر وی اثر گذاشت که یکی از مدافعان اسلام گردید و به جبران قتل حضرت حمزه، در جنگ با «مسیلمه کذاب» که ادعای پیامبری داشت، شرکت نمود و او را کشت.

سخاوت پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ

پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ از همه مردمان بخشنده تر و دست و دلبازتر بود، هیچ دینار و درهمی شب در نزد او نمی ماند و اگر پولی باقی می ماند و کسى را پیدا نمی کرد که به او بدهد و شب فرا می رسید، به خانه نمی رفت تا آن را به نیازمندش می رساند. سابقه نداشت هیچ درخواست کننده ای از بخشش ایشان محروم شود. از آنچه خدا به او داده بود تنها به مقدار قوت خود از ساده ترین چیزى که در دسترس بود برداشت می کرد و بقیه آن را در راه خدا خرج می نمود.  کسى از او چیزى نمی خواست مگر این که به او می بخشید.

این خصیصه، در ایشان چنان قوی بود که در حال فقر و نداشتن هم درخواست کنندگان را رد نمی کرد، چنانچه شخصی خدمت آن حضرت آمد و درخواستی کرد، پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: چیزى نزد ما نیست، ولى به حساب ما بخر، هر وقت چیزى دست ما آمد، آن را ادا مى کنیم .

مردى خدمت آن حضرت آمد. پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ گوسفندى به او مرحمت نمود.او به میان قوم خود برگشت و گفت : مسلمان شوید که محمّد به قدرى مى بخشد که کسى از تنگدستى نهراسد.

هرگز در جواب درخواست کننده « نه» نمی گفت.

روزی پول بسیاری خدمت آن حضرت آوردند، پولها را روى حصیر قرار داد و همه را تقسیم کرد و هیچ مستمندى را ناامید نکرد تا پولها تمام شد.

ابن عباس می گویند: نبی اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ از همه ی مردم بخشنده تر بودند؛ در ماه رمضان که جبرئیل بیشتر به ملاقات آنحضرت می آمد، بخشنده تر از همیشه میشدند. [صحیح بخاری]

بالاترین درجه ی  سخاوت، ایثار است. گاهی انسان چیزی که خود به آن نیاز شدید دارد، را در اختیار دیگران قرار می دهد، این ایثار است یعنی: ترجیح دادن دیگران بر خود.

و این صفت نیک در زندگی پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ و صحابه ـ رضی الله عنهم ـ بسیار دیده شده است، چنانچه مردی خدمت رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ آمد و گفت: من بسیار درمانده و نیازمندم، رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ نزد بعضی از همسرانش فرستاد. همسرشان فرمود: سوگند بذاتی که تو را بر حق فرستاده، نزد من جز آب، چیزی وجود ندارد.

باز به نزد دیگری فرستاد. او نیز چنین فرمود. تا اینکه همه آنها چنین گفتند: نه! سوگند بذاتی که تو را بر حق فرستاده، نزد من جز آب چیز دیگری وجود ندارد،

سپس پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: چه کسی این شخص را امشب مهمانی می کند؟

مردی از انصار گفت: من یا رسول الله! پس او را به خانه اش برد و به همسرش گفت: آیا چیزی داری تا مهمان رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ را گرامی بداری؟زنش گفت: جز غذای کودکان چیزی ندارم.

انصاری گفت: کودکان را به چیزی مشغول ساز، و هرگاه غذا خواستند، آنها را خواب گردان و هنگامی که مهمانمان آمد چراغ را خاموش کن و چنان وانمود کن که ما نیز غذا می خوریم. پس آنها نشستند و مهمان غذا خورد و هر دو گرسنه خوابیدند. وقتی صبح شد انصاری خدمت پیامبر گرامی آمد. رسول اللهـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: خداوند از کاری که شب با مهمان خودتان کردید به شگفت آمده است.

نمایش بیشتر

مدیر سایت

پورتال اسلامی تبیین

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن