مطالعات اسلامی

چهار قرن سکوت/بخش دوم

نویسنده: سمیع الله داعی

تحلیل عوامل انحطاط مسلمانان و رهیافت های آن

قبلا سخن از دو گانگی و ثنویت عوامل در انحطاط مسلمانان زدیم، و آن دو را به عوامل درون دینی و بیرون دینی تقسیم نمودیم، از آن جای که عوامل درونی بیشتر و موثرتر از عوامل بیرونی به حساب می آیند،لازمست که رخ قلم را به سوی او کشانیم و از دسته بندی و انقسام پذیری آن حرف بزنیم.

۱- تعطیل اجتهاد ( مرگ عقلانیت اسلامی )

اجتهاد و إحیا موتور محرک دینداری علی الخصوص در حوزه قضایای نورس در فقه اسلامی – با وسعت مفهومش – به حساب می آید.

شما اگر بخواهید معرفت دینی را به چالش بکشید، و آن را به تحجر و واپس گرایی نسبت دهید، فقط روح اجتهاد و نو نگری را از کالبد آن بیرون کنید، به گونه طبیعی وضعیت دینداری متعفن میشود و پرزجات باقی این ماشین(دین) از کار می افتند. دقیقا همین جاست که استثناها قاعده می شوند و قاعده ها در بازار گرم مصلحت و تأویل به حراج گذاشته می شوند. دین زیبای اسلام اجتهاد را به عنوان اصلی از اصول خودش معرفی می کند و حدود ثغور آن را در حوزه ی فقه به لایتناهی می کشاند، به سختی می توان استنباط کرد که اجتهاد در فروعات عقیدتی برای خودش محلی از اعراب نداشته باشد، آنچه که مسلم و آشکار است، بی محل بودن اجتهاد در اصول عقیدتی است و مجتهد نمی باید بستر اجتهاد خود را در بدنه اولویات دینی که به اتفاق علما نصوص قطعی الدلاله و قطعی الثبوت وجود دارد،پهن کند. تعیین مرز میان اجتهاد سالم و غیر سالم را در اصول عقیدتی به راحتی قابل تشخیص و تفکیک است. مجموعه آیات و روایتی که ،به و نوگرایی اشاره می کند قرار ذیل است:

– مجموع آیاتی که، در قرآن از از عقل و تعقل صحبت می کند ۹۴ آیه است.

– آیاتی که از چگونه اندیشیدن، و قلب صحبت می کند بر ۱۲۳ آیه است.

– قرآن واژه لب را که، یکی از معانی عقل است،و جوهر انسان بر آن بنا یافته است در ۱۶ جای یاد آور شده است .

مع الوصف؛ همه آنچه که گفتیم رسول خدا نیز؛ احادیثی را ذکر می کند که؛ دال بر پر اهمیت بودن، قضیه اجتهاد و کاربستن عقل می کند.

در حدیثی اینگونه میفرماید : « و من أراء العلم فلیثور القرآن »

ترجمه : « هر آنکه دنبال فهم و آگاهی است، در مباحث قرآن به واکاوی بپردازد»

قضیه ی اجتهاد در دماغ مسلمانان به مدت کوتاهی داغ بود، و بعد از مدتی اجتهاد از قاموس فکری مسلمانان رخت بست و انسان های مصلحت اندیش اعلان بسته شدن باب اجتهاد و عقیم شدن آنرا در گوش های مومنین ترزیق نمودن. اینجا بود که دروازه های متون دینی به بن بست مواجه شد، و آنچه که در قرون اولیه نوشته شده بود، تا سده های پسین مرجع حل و فصل مشکلات جهان اسلام قرار می گرفت، هر آنچه که بعد از قرن دوم و سوم نوشته شده است حشو و زوائد آن، و یا حاشیه ی بر متون ضخیم و پر حجم دانشمندان سده های نخستین به حساب می آیند.

محمد عماره نیز به این نکته در کتاب ” الإسلام و ضروره التغییر ” اشاره می کند و  به گونه ی متفاوت وارسی می کند؛ او می گوید: «هنگامی که اجتهاد جاده های پر و خم پیچ تاریخیِ خودش را می پیمود، و در گردشگاه تمدنی خودش به گردش مصروف بود، که ناخود آگاه عقلانیت اسلامی با تمام شاخ و برگ هایش، به قحطی و خشک سالی مواجه گردید،میوه های آن از خوردن افتیدن و تن آن خستگی و درماندگی را تجربه می نمود، بعد از انقلاب اموی ها و حمله تاتار و صلیبی ها، نوگرایی و تجدید دانشمندان اسلامی حول تیوری پردازی در اندیشه سیاسی اسلامی به زندان کشیده شده ، و در صدد تنظیم رابطه حاکم و محکوم ، محصور و محبوس بود. تمام توان فکری مسلمانان به دفع قلدران خارجی و اصحاب زور و تزویر معطوف بود، که در این هنگام تجدید و نوزایی برای اندیشمندان اسلامی در حوزه های فکری بی مفهوم جلوه می نمود. ۱»

محمد عبده نیز به عنوان یکی از پیشقراولان جریان جدید نوگرایی دینی، به این باور است که دروازه های قفل شده ِ اجتهاد اسلامی دوباره باز گردد و چگونه اندیشیدن و چرایی اندیشه،از دغدغه های اساسی مومن ِ متقی قرار بگیرد. شاید این قضیه باعث شده باشد که او ( محمد عبده ) خاکه های ایجاد نظام حقوقی جدید در فقه اسلامی را در کویر خشک و بی آب و علف فقه اسلامی طرح کرده است. روی هم رفته با چینش دلایل بالا به این نکته می توان رسید که، اجزای از هم پاشیده ی امت اسلامی را دوباره می توان با به کاربستن اجتهاد در حوزه های گونه گون دینداری ترمیم نمود و به گونه ی قوی و قدرتمند ماشین او در حرکت آورد.

ادامه دارد…

نمایش بیشتر

سمیع الله داعی

* سردبیر دوهفته نامه دنیای جوان * نویسنده * استاد دانشگاه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
رفتن به نوارابزار