مطالعات اسلامی

چهار قرن سکوت / بخش نخست

نویسنده: سمیع الله داعی

(تحلیل عوامل انحطاط مسلمان و رهیافت های آن)

درآمد

آنچه که با روح اسلام پیوند می خورد واژه ” إحیا ” است، بدین منظور که نخستین پیام اسلام در سرزمین سوزان مکه زنده کردن بوده است، اینکه توحید به مثابه رأس سرشت و سرنوشت ” من ” در روح بشر معنا پیدا کند، اینکه اخلاق به هر دو مفهوم خودش ” اخلاق تعاملی و اخلاق ستیز ” تکیه بر متکای خود بینی و رفتار های ناسالم زند و جان سخن اینکه انسان فزیکاً و معناً از تندیس های گنگ و کر گذر کرده و در شبستان وحی خیمه انسانیت و اسلامیت را میخکوب کند.

به این منظور دین و تجربه های معنوی بیش از هر فکتور دیگری، موتور محرک جامعه قرار گرفته می تواند، و بدیهی است که با مغفول قرار گرفتن دینداری و معرفت ورزی جهل و تحجر قد می کنند و ارزش های دنیای معنوی به چشم نمی خورند و در بوته ی خود فراموشی به تاریخ می پیوندند. با توجه به آنچه که تا این دم یادآور شدیم دینداری معرفت اندیشانه شبیه چراغی است که در شب های سرد و سیه محاط به جهل و جمود ره به پیش باز می کند و به عنوان والاترین ارزش معنوی در نهان انسانی به حساب می آید.با این حساب فضایل اخلاقیِ مثل، معرفت،صعود،اندیشه ورزی،ابتکار و خلاقیت از مفاهیمی به حساب می آیند که در شکم دین و تجربه های معنوی پرورش یافته اند و سر از گریبان دینداری برون می نمایند، به باور من هضم و حصر این مفاهیم در بیرون از دین و معرفت متصور نیست،با این رویکرد اگر دین در جامعه ی به دست فراموشی سپرده شود و جای خود را به الکترونیسه و فرآورد های بشری عوض کند تمام مفاهیم فوق لاک محملی خود را گم میکنند و از ارزش های علمی و عملی آنها کاسته شده و چی بسا که ذاتا تهی از مفهوم گردند.

طبعی است که افتراق مفهوم دین از مفاهیم علمی جدید، پروسه ی انحطاط دین و دینداران را به خود حمل می کند، آنچه که سال هاست از آن رنج می بریم،پدران و اجداد ما در حسرت آن سوختند و در آرزوی وی جان باختند و چه بسا که ما نیز بالای سفره ی پر و پا قرص او ننشینیم و از سیب های باغ آن استفاده ننمایم، قضیه چگونه برون شدن از انحطاط است، انحطاطی که شب و روز به آن دست و گریبانیم و توش و توان ما برای رهایی از آن یاری ما نمی کند.انحطاط دل و دماغ هواخواهان مکتب اسلامی را به سوزش آورده است و همه داشته های مادی و معنوی آنها را به مسلخ نا امیدی ذبح کرده است. اینکه چرا ما به این وضعیت نامیمون دچار شدیم؟ چرا در میان ملت های جهان مغفول قرار گرفته و تفکر ارتجاعی تیشه در اندیشه ی ما می زند؟ چرا تجربه تلخ نوستالوژی کام ما را می آزارد و هزار چرا های دیگری که از حوصله این نوشته به دور است، در ذهن و دماغ ما میخکوب شده اند و پاسخی جز سکوت و در بسا از موارد تأویل و مصلحت به این پرسش ها در ذهن طیف کثیری از دینداران متبادر نمی شود، دقیقا اهمیت این پرسش ها زمانی مداقه انگیز و حایز اهمیت بود که مسلمانان بعد از خواب عمیقی با لرزش های بنیاد بر افگنی توسط مدرنیته و پسا مدرنیته غربی تکان خوردند و سکوت وحشتناک آنها را؛ فرآورد های جریان اومانیسم و فرد باوری غربی به چالش کشید.

به باور نویسنده بعد از رنسانس غربی اولین دانشمند سنتی که به این پرسش ها توجه داشت و از انحطاط مسلمانان رنج می برد شاه ولی الله دهلوی بود او با نوشتن اثر گرانسنگ خود زیر عنوان ” حجه الله البالغه ” به خوبی نشان داد که روح تجدید در شریان های او جاری است و دغدغه ی احیا و نو نگری خواب و خیال راحت را از او گرفته است، اگر از شاه ولی الله دهلوی بگذریم رگه های این جریان را غدر اندیشه های سید جمال الدین افغانی ” فلیسوف و بیدارگر شرق ” ابوالحسن ندوی، محمد عبده، حسن البنا، اقبال لاهوری ، شریعتی و سایر متفکرین اسلامی نیز می توان جستجو کرد.

به منظور قطع اطاله در نوشتار لازم است که به اصل قضیه بپردازم، عنوان متذکره ” چهار قرن سکوت ” به تاسی از رساله ی حسین زرین کوب – البته جدا از بالکانیزاسیون و ثنویتی که در روح دو نوشته به چشم می خورد – قرض گرفته شده است، و در این نوشتار به برشماری عوامل انحطاط مسلمانان و چگونگی برون رفتن از آنها سعی مقدور صورت گرفته است، عوامل انحطاط با دید مجزا تر از دیگران به استناد به اقوال اندیشمندان به دو کتگوری، زیر عناوین “عوامل درون دینی و برون دینی” تقسیم شده است و توجه جدی تر معطوف به رهیافت مبذول گردیده، چون گفته اند که: ” نقد سهل تر از بدیلی است که جامع و همسو باشد ”
ادامه دارد…

نمایش بیشتر

سمیع الله داعی

* سردبیر دوهفته نامه دنیای جوان * نویسنده * استاد دانشگاه

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − نه =

دکمه بازگشت به بالا
بستن