مطالعات اسلامی

چهار قرن سکوت/ بخش پنجم و پایانی

نویسنده: سمیع الله داعی

تحلیل عوامل انحطاط مسلمانان و رهیافت های آن

۴- جدایی دین از سیاست
وقتی اسلام وارد مکه شده، به تعبد ۳۶۰ بت نه گفت، او ( محمد امین) در پلورالیزم دینی با امیه ابن خلف و باقی زر پروران مکه همنوا نگردید، باری، به او پیشنهاد شد که یک روزی ما خدای تو را میپرستیم ویک روز؛ تو سر تعظیم و کُرنش را در برابر الههِ ما فرو آر، اما او قاطعانه قیام کرد و سر تعظیم فرو نیاورد، به راحتی می توانست که در مکه بنشیند و در مسایل وضو و نماز فتوا دهد اما او نپذیرفت، انسان را با تمام معنی برای خدا می خواست. به باور من رابطه دین دولت رابطهِ تاریخی و معرفتی است، اسلام شبیه به کُلی است که اگر از بدن آن جز او را بیرون کنیم کُل ماهیت معناشناسانه ی خود را از دست می دهند.

اسلام وقتی وارد میدان میشود ، چهار چوکات اندیشه یهودیت و مسیحیت را به چالش می کشد، به منظور اینکه در امتداد تاریخ نقاب الهیت را گذشت زمان و تاریخ از چهره آنها بیرون کرد، و فرامین آنها دستخوش تحریف و دگردیسی قرار گرفت که سر انجام فرآیند دستخوش فرآورده ی از دل خود بیرون کرد که دنیا را برای قیصر تعریف کرد و دین را برای الله ، مسجد و خانقا. ابوالحسن ندوی، نگارنده ی کتاب، «ماذا خسر العالم بإنحطاط المسلمین» جدایی دین و سیاست را از برازنده ترین عاملی میداند که سهم بسزایی در سقوط تمدن اسلامی داشته است او می نویسد: «سیاست از کنترول دین بیرون شد و در موارد زیادی تبدیل به ملکویت ظالمانه گردید، درست به سان شتری که مست و خروشان بود که مهار را بر جُد و گاهش انداختنه بودند.۳»

با این وصف اسلام با داشتن خصایص انحصاری اش، جانشین یهودیت و عیسویت قرار گرفت، و در سیستم کُلی خود تحول بنیاد بر افکن را نمی پزیرد.

تمام این عوامل – باقی عواملی که ذکر نشده است – دست به هم دادند که باعث اضمحلال ارزش ها و انحطاط تمدن اسلامی گردیدند، و سبب شد که ما به مدت چهار قرن ( ۱۷-۲۱) در سکوت وحشتناکی قرار بگیریم.

– رهیاف ها

۱- تولد عقلانیت بومی

تا زمانی که نگرش های تحجر گرایانه شکست نخورد و تحول معرفتی پدید نیاید، امکان صعود بر نردبان موفقیت در جوامع اسلامی تقریب به صفر است. حالا چطور می توانیم نوع نگاه خود را عوض کنیم؟ بایستی تکیه بر عقلانیت بومی و یا همان عقلانیت شرقی کرد. عقلانیتی که خود بنیاد نیست، خطوط سرخ را میشناسد و سرکش بی لگام به چشم نمی خورد، اگر در تولد این نوع عقلانیت موفق شدیم مطمئنا که سرشت ما با سرنوشت تکنالوژی و دنیای مدرن خود ما پیوند می خورد. به باور من تولد دوباره ی این نوع عقلانیت را میتوان شبیه به راه میانه ی در وسط عقلانیت مغرب زمین و نص پروری و فقه گرایی مذهبی دانست.

۲- چشم اندازه انتقادی و آسیب شناسانه

تاریخ فرهنگی ما درخشان تر از غرب است، اما او در صعود است و ما در سقوط، چرا؟ شما بارها شاید شنیده باشید که ما اولین بنیانگذارن دانشگاه ها در سطح جهان بودیم، شفاخانه های صحی برای اولین بار با دستان نیرومند ما ساخته شده و چی بسا اولین های دیگر.! اما امروز مطمئنا که اول استیم اما از اخیر جدول نه درآغاز فهرست! علت چی میتواند باشد؟ بهترین کاری که غرب کرد، به چشم زدن عینک های انتقادی بود، او یکسره دین و دنیا را به پُتک نقد کوبید، او حتا به عیسی و اندیشه ی تثلیث رحم نکرد ، او به راحتی ارسطو را از پرواز بر فراز آسمان عقلانیت منع کرد و نگذاشت که تقدیس و روحیه قال فلان ابن فلان در آنها ترزیق شود به همین اساس همه را نقد کرد و در میان آنها نوع نگرش خود را آسیاب شناسانه ساخت، آهسته آهسته زایش عقلانی در میان شان به وجود آمد و چرخهِ زندگی شان به گردش آمد تا امروز که امروز است میگردد.
اگر ما هم توانسیتم رجال دینی خود را از سکوی تقدیس پایان آوریم و به نقل از کتاب ، انسان مدرن از این چشم انداز: « نگاه آسیب شناسانه ی به انسان داشته باشیم ۴ » و بر اساس قول فلان ابن فلان صحت وسقم دنیای جدید را تول و ترازو نکنیم، شاید بتوانیم راهی را به سوی پیش باز کنیم و از سیه چال های روزگار موفق به در آیم.

۳- طرح نظم نوین جهانی

محمد بقایی ماکان،شارح اندیشه های والای اقبال در باره قدرت گرفتن آسیا و کشور های شرقیِ اسلامی با الهام از تفکر اقبال اینگونه مینویسد : « آسیا باید خود صاحب قدرت شود، از مادی گرایی غرب روی برگرداند و نظم نوین را بر اساس؛ معنویت، صمیمت و صداقت در سنت های کهن پایه بریزد، آسئیان نظام اقتصادی خود را بی آنکه غرب بر آن حاکم باشد، توسعه دهند، تجارت،بازرگانی و صنعت به هیچ روی نباید وابسته به غرب باشد. مستمندی و ژنده پوشی بهتر از مکنت و ثروت است، که شوق رسیدن به آن ما را برده و بنده غرب کند.۵»

منابع:

۱- عماره، محمد؛ الإسلام و ضروره التغییر
۲- غزالی ، محمد ، مقدمه ی تهافت الفلاسفه
۳- ندوی، ابوالحسن، عثمانی؛محمد حکیم، کندکای در اوضاع جهان و انحطاط مسلمانان
۴- فکرت، عبدالبشیر، انسان مدرن از این چشم انداز
۵- بقایی، محمد ماکان، شرح چی باید کرد؟
۶- مثنوی جلد سوم
۷- کلیات بیدل دهلوی
۸ ـ کلیات اقبال لاهوری

نمایش بیشتر

سمیع الله داعی

* سردبیر دوهفته نامه دنیای جوان * نویسنده * استاد دانشگاه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن