کمک کردن

را در کمک به دیگران پیدا کن –۷کمک کردن - کمک کردن


نویسنده: ربی شعرابی

ترجمه: فاطمه شمسی

دو احساس به انسان تحرک و انگیزه می بخشد:

لذت و درد

در واقع انسان یا کاری را انجام می دهد چون لذت بردن را دوست دارد و  یا انجام نمی دهد چون می خواهد از درد کشیدن بپرهیزد.

این یعنی چه؟

یعنی این که اگر انسان گمان برد که کمک کردن به دیگران با درد کشیدن در ارتباط است  و باعث ضعف و خواری و فروتنی او در برابر دیگران می گردد پس هیچ ایده ای برای کمک کردن به دیگران را نخواهد پذیرفت.

انسان باید به این بیندیشد که کمک کردن به دیگران با لذت بردن در ارتباط است و ایمان بیاورد که با کمک کردن به دیگران می تواند به خواسته اش برسد و با گام برداشتن در این راه می تواند تاثیر بزرگی در خود به وجود آورد. ولی چه وقت این خصلت نزد او نهادینه می شود؟

طبعا او نمی تواند تمام دنیا را نجات دهد و وظیفه ی او هم چنین چیزی نیست… او ابتدا باید از اطرافیانش شروع کند: به آن ها سلام کند، لبخند بزند، با آن ها دوست شود، به آن ها نیکی کند… سپس بیاید و تاثیر این رفتار ها را بر روی قلبش بسنجد.. بی شک شیرینی آن را احساس خواهد کرد و می بیند به اندازه ای که دیگران را دوست داشته و آن ها را گرامی داشته، نفسش نیز به او احترام می گذارد و او را دوست می دارد و گرامیش می دارد.

یک ضرب المثل چینی می گوید: همیشه دستی که به دیگران گل تقدیم می کند، عطر آن را با خود نگه می دارد.

البرت شیفیتر روانشناسی است که می گوید: تنها مردمانی معنای خوشبختی را دریافته اند که همیشه تلاش می کنند به دیگران کمک کنند و در این کار موفق  می شوند.

درخواست کمک از طرف دیگران، نیروهای کمک رسانی را در انسان بالا می برد. چون کمک رسانی نوعی تحسین و اعتماد به نفس است و فرصتی است تا انسان احساس خوبی در خود لمس کند.

کسی که نسبت به کار خود به اندازه کافی آگاهی دارد، در راستای این باور عمومی کار خود را پیش می برد که : “در نهایت نتیجه ی کاری که انجام می دهی به خود تو باز خواهد گشت”.

کسی که پله های موفقیت را یکی پس از دیگری بالا می رود می داند کسی که به دیگران کمک می کند تا به موفقیت برسند خود برترین موفقیت را به دست می آورد، چون محال است انسانی که روی دیگران تاثیر مثبت می گذارد و باعث پیشرفت آن ها می شود از آن همه خیر و خوبی، خود بهره ای نبرد. برعکس او باید یقین داشته باشد تا زمانی که به دیگران کمک می کند تا به آرزوهایشان برسند در تمام زندگی اش می تواند به خوشبختی و پیروزی دست یابد.

ارسطو می گوید: مرد نمونه از نیکی کردن و خدمت نمودن به دیگران لذت می برد، ولی شرم می کند از کسی کمکی دریافت کند. او شرافت و بزرگی را در این می بیند که به خاطر رضای خدا به مردم نیکی کند و کاستی و خست را در این می بیند که از دیگران انتظار خوبی داشته باشد.

انسان وقتی به دیگران کمک می کند باید به یاد داشته باشد که پاداش به مثل را نپذیرد؛ چرا که او دیر یا زود بیش از آن چه نیکی کرده است پاداش خواهد گرفت.

انسان وقتی می بخشد، قلبش از الله عز و جل سپاس گزاری می کند، چون دستی بالاتر( بخشنده) به او عطا کرده که می تواند کمک نماید و درد و رنج دیگران را کاهش دهد.

از لذت های زندگی آن است که فرد احساس کند نزد دیگران پذیرفته شده است و جایگاهی نزد آنان دارد و بداند مردم با دیدن و زندگی کردن با او، زندگیشان زیباتر می شود. هر موفقیتی که سایه هایش را به روی مردم اطرافش گسترده نکند، موفقیتی ناقص است. یک شمع چیزی را از دست نمی دهد، اگر شمعی دیگر را روشن کند. انسان نیز در زندگی اش، روزانه مردم بسیاری از کنار او می گذرند؛ بهتر آن است که نگذاریم بروند؛ بدون این که اثر انگشت نیکی از ما روی آن ها باقی بماند. نگذاریم بروند، بدون این که این احساس را در آن ها ایجاد نماییم که زندگی زیباست. ممکن است انسان ها به یاد نداشته باشند که من چه کرده بودم یا چه چیزی گفته بودم؛ اما همیشه به یاد خواهند داشت که من چه احساسی در آنان به وجود آورده بودم.

 وقتی انسان  به لحظه های گذشته می اندیشد، می فهمد که لذت بخش ترین و بادوام ترین لحظات عمر او لحظه هایی هستند  که کاری برای دیگران انجام داده است.

علت بیش ترین بیماری های روانی و جسمی این است که انسان احساس فراغت می کند و زندگی را بی ارزش می بیند. حال اگر انسان بیندیشد که چگونه می تواند به دیگران کمک کند بیماری اش بهبود می یابد.

همچنین پژوهش ها ثابت کرده: اگر از دوستان و خانواده هایمان کمکی به جا و درست دریافت کنیم این می تواند ما را در برابر بیماری ها ایمنی ببخشد و ما را یاری دهد تا در برابر فشارها و مشکلاتی که با  آن ها رو به رو می شویم پیروز گردیم.

انسان برای این که به دیگران کمک کند لازم نیست ثروتمند باشد. او می تواند چه با ثروت چه بی ثروت کارهای بسیاری انجام دهد. کافی است این احساس را در دیگران ایجاد نماییم که ارزش و رسالتی در زندگی دارند و توانایی این را دارند که رسالتشان را محقق سازند. افراد بی شماری هستند که این چنین، حس رسالتی را که دیگران در آن ها به وجود آورده بودند به واقعیت رساندند.

مهم ترین خدمت تو به دیگران این است که به آن ها کمک کنی تا به خود کمک کنند. اگر به هنگام لغزش، دست فردی را بگیری تا بلند شود، این کار خوبی است؛ اما بهتر آن است که به او کمک کنی تا خود بلند شود.

نکته دیگری که نباید آن را فراموش کنیم این است که انسان، وقتی به شخصی کمک می کند او را نیز دوست می دارد؛ اما ضرورتی ندارد کسی را که به خودش کمک نموده دوست بدارد. چون کسی که به دیگران کمک می کند دلش پر از محبت می شود و بزرگترین مثال عشق مادر به فرزندش هست.

خصوصیات فرد یاری دهنده:

فرد یاری دهنده شایسته است این صفات و خصوصیات مهم را در خود پرورش دهد تا برای نیکی کردن و یاری دادن دیگران، خود را نیرومندتر بگرداند:

-۱ اخلاص: یعنی در کار خود، نیتش تنها خوشنودی خداوند با عزت و با شکوه باشد و منتظر پاداش از طرف انسان ها نباشد و تنها رضایت الله را بجوید. او نباید دستان بخشنده ی خود را ببیند که برای کمک کردن به دیگران دراز شده است (و نباید به خود افتخار کند) بلکه او باید نعمت خدا را بنگرد که چگونه توفیق یاری دادن به دیگران را یافته است و چگونه خداوند او را مسخّر کرده تا کمکی ارائه دهد.

-۲ صبر: صبر معانی بسیار زیادی دارد، اما می توان گفت کسی که در زندگی اش به مشارکت و با هم بودن راضی شده؛ به «صبر» نیز در این سفر باید رضایت دهد. صبر انواع زیادی دارد؛ ولی «صبر بر اذیت و آزار دیگران» از گرانبهاترین و بهترین انواع آن است.

۳-خنده: به جای اینکه انسان با نگرانی، خود را بر فنا دهد می تواند بخندد و بهبود بیابد. با خندیدن بدن دارویی طبیعی به نام اندروفین ترشح می کند که به عنوان مسکنی طبیعی در بدن عمل می کند. این ماده به انسان احساس آرامش و راحتی می دهد و از فشارهایی که ممکن است در شرایط هایی مختلف به او وارد شود، می کاهد.

۴ -محبت: اگر در تعاملمان با مردم از محبت استفاده نماییم بسیاری از تنش ها و سختی ها فروکش می کند. جمله ی “من تو را دوست دارم”در خود معانی و مفاهیمی جادویی نهفته دارد و انسان را به دنیایی دیگر می کشاند .”دوست داشتن”بهترین روش برای تاثیرگذاری بر دیگران است.

-۵ بخشش: خیلی وقت ها، انسان برای اینکه بتواند به دیگران کمک کند باید از لغزش هایشان در گذرد و از بعضی صفات ناپسندشان چشم پوشی نماید تا بتواند آن ها را بپذیرد و برای داشتن ارتباط با آن ها انگیزه داشته باشد.

۶ -فروتنی: فروتنی مانند یک لباس به جذابیت انسان های جذاب می افزاید. فروتنی لباسی زشت و ناپسند نیست که بخواهد از زیبایی انسان بکاهد. فروتنی یک صفت اصیل است که می توان آن را کسب کرد. کسی که فروتنی نداشته باشد نمی تواند اعتماد دیگران را به دست آورد؛ چون خطوط کبر و غرور از دورن و برون بر چهره اش نقش بسته است. در نتیجه عزیزان و دوستانش از او دور می شوند و مجبور می شود در تنهایی زندگی کند و با تکبرش همواره ناکام می ماند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *