گذار معکوس غرب اعتدال‌گرا به غرب وحشی

  • توسط دکتر عبدالمقسط بنی کمال
  • ۳ ماه قبل
  • یادداشت
  • ۲۱۰ بازدید
  • ۰
jpg - گذار معکوس غرب اعتدال‌گرا به غرب وحشی


دین همواره مورد ظلم و سوءاستفاده بوده است. در طول تاریخ همیشه در کنار مؤمنان واقعی به ادیان، دو گروه دیگر هم وجود داشته است که یکی به نام ترویج دین و دیگری به نام مبارزه با دین ارتزاق می‌کرده است و راهبرد هر دو گروه یکی بوده است و آن اینکه از دین برای پیشبرد منافع سیاسی و اقتصادی و فکری خود استفاده کرده‌اند.

واژه “اسلام معتدل” برای اهالی علم و فرهنگ واژۀ آشنایی است. نویسندۀ این سطور برای اولین‌بار آن را پس از حوادث یازده سپتامبر از زبان دیکتاتور وقت پاکستان پرویز مشرف شنید. اخیراً نیز ولیعهد سعودی آن را مطرح کرده و تحت عنوان بازگشت به “اسلام اعتدال‎گرا” به یک سری اصلاحات اجتماعی در عربستان سعودی دست زده است. (گر چه اهداف این اصلاحات تحت عنوان بازگشت به اسلام معتدل جای بحث دارد.)

درواقع اصطلاح اعتدال‌گرایی وصفی است که به‌محض رد کردن آن، اذهان متوجه اصطلاح مقابل آن یعنی “تندروی” می‌شوند و تندروی از مقوله‌هایی است که هیچ روشنفکری در جهان حاضر نیست از آن دفاع کند و تبعات دفاع از آن را بپذیرد. به‎همین‌جهت نظریۀ اسلام اعتدال‌گرا به‎طور قابل توجهی مورد استقبال روشنفکران در سطح جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان قرار گرفته است. در سطح جهان مراکز مختلفی برای ترویج اسلام اعتدال‎گرا و مقابله با اسلام تندرو مشغول فعالیت هستند. کنفرانس‎های مختلفی یکی پس از دیگری در حال برگزاری است و روزانه مقالات و کتب و دیگر محصولات فرهنگی در این راستا تولید و عرضه می‌شود.

اما مقاله کوتاه و وزین پروفسور قدرت بلبل، رئیس دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه ییلدریم بایزیدِ آنکارا تحت عنوان “گذار معکوس غرب اعتدال‌گرا به غرب وحشی” باب جدیدی به این مبحث می‌گشاید. در ابتدای مقاله، ایشان به استعمارگری‌های غرب که تنها ظرف یک ربع قرن به دو جنگ عظیم جهانی منجر شد می‌پردازد؛ جنگ‌هایی که تلفات آنها به هیچ عنوان قابل مقایسه با جنگ‌های دیگر تاریخ از چنگیز گرفته تا تیمور و اسکندر نیست. به نظر ایشان پس از جنگ جهانی دوم در غرب سیاست‌گذاری بر اساس محور ارزش‌های انسانی مانند آزادی فردی و حقوق بشر و دموکراسی و پلورالیسم مورد توجه قرار گرفت و به‌مرور زمان به تشکیل اتحادیۀ اروپا منجر شد و بدین‌ترتیب نوعی آرامش و ثبات نسبی در اروپا و مناطق دیگر جهان به‌وجود آمد.

اما به زعم پروفسور قدرت، دنیای غرب از تاریخ خود عبرت نگرفته و یا شاید تاریخش را فراموش کرده است و در یک روند کاملاً معکوس در حال گذار از “غرب اعتدال‌گرا” به “غرب وحشی” است. بنابراین بار دیگر بشریت در آستانۀ ورود به جهانی با محوریت تهدید است. ایشان در این زمینه به اظهارات مقامات غربی اشاره می‎کند که هر از چندگاه بزرگ‌تر بودن دکمه‌های سلاح‌های اتمی و شیمیایی خود را به رخ یکدیگر و سایر رقبا می‎کشند و از اینکه چه کسی زودتر از بقیه می‌تواند دکمه‌هایش را فشار دهد، به‌صراحت سخن می‌گویند.

نمونۀ دیگر این روند خطرناک از نگاه پروفسور قدرت، وضعیت احترام به حقوق بشر و تنوع فرهنگی و آزادی عقیده و سبک زندگی متفاوت در جوامع غربی است که سیری قهقرایی در پیش گرفته است. به‎طوری‌که موج اسلام‌ستیزی و تنفر از مسلمانان و غیر سفیدپوستان در این جوامع به‌طور واضح احساس می‌شود. در این زمینه ایشان به گزارش اخیر مجله اشپیگل آلمان ارجاع می‌دهد که در آن براساس آمارهای وزرات کشور آلمان در سال ۲۰۱۷ آمده است که بیش از ۹۷۵ مورد حمله فقط علیه مسلمانان در آلمان صورت گرفته است. البته این امر تنها منحصر به کشور آلمان نیست. ضمن اینکه به‎زعم ایشان در خیلی از موارد این اتفاقات بی سروصدا مختومه می‌شوند. به‌هرحال اخیراً انسان‌های با سبک زندگی مختلف و عقاید متفاوت در آمریکا و اروپا به‌شدت احساس ناامنی می‌کنند. ایشان یادآور می‎شود که اگر ۱۰ درصد این حملات علیه یهودیان و مسیحیان در کشورهای شرقی و آمریکای لاتین و یا کشورهای مسلمان انجام می‎شد، چه آشوبی که در غرب علیه آن به‎پا نمی‌کردند. مهم‌تر از این هیچ نقطه‎ای از دنیا به‌اندازه غرب برای گروه‎های تروریستی جای امن نیست. درحالی‌که پناهندگان و آوارگان به‎سختی می‌توانند در این کشورها پناهنده شوند، گروه‌های تروریستی فراوانی با دعوتنامۀ خود غرب در کشورهای غربی زندگی می‌کنند. البته ایشان تأکید دارند که این شیوه‌ها نباید الگویی برای جوامع شرقی و دنیای اسلام قرار گیرد.

نقطۀ دیگری که پرفسور قدرت به آن اشاره دارند، روند روبه‎رشد احزاب افراطی و فاشیستی و نژادپرست از یک‎سو و زوال احزاب اعتدال‌گرا و دموکرات در جوامع غربی از سوی دیگر است؛ به‎طوری که در چندین کشور، احزاب تندرو تا سطح قرار گرفتن احزاب ائتلافی در دولت‎ها حضور دارند و به‎نوعی در سیاستگذاری این کشورها تأثیرگذار شده‎اند. ضمن اینکه در تعدادی از این کشورها از جمله ایالات متحدۀ امریکا رهبرانی روی کار آمده‎اند که از عقل سلیم کمتر بهره‌ دارند و تفاوت‌های فرهنگی و مذهبی جوامع خود و نیز همسایگان و دیگر کشورها را مورد تهدید قرار داده‎اند و این در حالی است که پس از پایان جنگ سرد در سال ۱۹۸۹ میلادی یکی از نویسنگان شهیر غرب فرانسیس فوکویاما در کتاب مشهورش “پایان تاریخ و آخرین انسان” از پیروزی لیبرالیسم به عنوان “پایان تاریخ” یاد کرده بود.

پروفسور قدرت تأکید می‎کند که پایان واقعی تاریخ زمانی خواهد بود که غرب در یک گذار معکوس به وحشی‌گری سابق خود برگردد و این عملاً زمانی اتفاق خواهد افتاد که هدایت بمب‎های اتمی و سلاح‎های شیمیایی به دست جریان‎های افراطی فوق بیفتد. به اعتقاد ایشان با توجه به اینکه سلاح‎های فعلی بسیار پیشرفته‎تر و مخرب‌تر از سلاح‎های مورد استفاده در جنگ جهانی اول و دوم هستند، کنترل این سلاح‌ها در غرب توسط کسانی که مخالفان و دگراندیشان را نه تنها با چشم برابری، عدالت، آزادی و حقوق بشر نمی‌ببیند، بلکه آنها را در جایگاه انسان هم قرار نمی‎دهند، تصویری بسیار جهنم‎گونه از جهان ترسیم می‎کند. لذا در صورت استفاده از این سلاح‎ها چیزی کمتر از وقوع قیامت برای جهان نمی‎توان متصور شد.

در این زمینه پروفسور قدرت به مقالات آینده‎نگرانۀ برخی آینده‌پژوهان توجه می‎دهد که از وضعیت فعلی به‏ عنوان “قیامت را از دست خداوند گرفتن” و یا “خداوند را به قیامت مجبور کردن” یاد می‎کنند.

ایشان به اندیشمندان غربی یادآور می‎شود که در برابر اقدامات مغایر با حقوق بشر، آزادی‎ها و ارزش‎های بین‌المللی علیه تفاوت‌ها در کشورهای‌شان سکوت اختیار نکنند، زیرا تندروان غربی سابق نیز ابتدا از نسل‌کشی یهودیان و دگراندیشان شروع کردند و سپس کشورها و مناطق خود را به آتش کشیدند. ضمن اینکه این افراط‎گرایی نه تنها کشورهای غربی مربوطه بلکه کل جهان را تهدید می‌کند.

بنابراین افول احزاب آزادی‌خواه، و دموکرات نه فقط برای آینده اروپا نگران کننده است، بلکه طبق آنچه تاریخ قرن بیستم شاهد آن است، تأثیرات و تبعات یک اروپای تسلیم شده به جریان های افراطی خدا بداند تا کجا ادامه یابد.

در پایان مقاله، پروفسور قدرت معتقد است درحالی‌که روند و تهدیدی که در غرب جریان دارد به مرحله هشدار رسیده است به‌جای “غرب اعتدال‌گرا” به اشتباه مباحث مربوط به “اسلام اعتدال‌گرا” در دستور کار روشنفکران غرب و جوامع مسلمان قرار دارد. ازاین‌رو، ایشان اقشار آزادی خواه و صلح‌طلب در کل دنیا را برای تلاش برای یک “غرب اعتدال‌گرا” در راستای برپایی صلح جهانی فرامی‌خواند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *