گذری کوتاه بر زندگی امام داوود طائی

کوتاه بر زندگی امام داوود طائی - گذری کوتاه بر زندگی امام داوود طائی


ترجمه: شیخ الحدیث مولانا محمدیوسف حسین‌پور

امام ربانی، امام حدیث، ابوسلیمان داوود بن نصیر الطائی الکوفی، محدث، ثقه، زاهد، عالم‌تر، فاضل‌تر و پارساترین زمان خود بود. پس از تحصیل علوم ابتدایی از امام اعمش و ابن ابی لیلى حدیث آموخت؛ سپس در خدمت امام اعظم شرفیاب شد و تا ۲۰ سال از او استفاده نمود؛ او از شاگردان ممتاز حضرت امام و عضو مجلس تدوین فقه بود. بسا اوقات اختلاف صاحبین را با رأی صائب خویش فیصله نموده، پایان می‌داد. با توجه زهد و استغنایی که داشت، از اینکه حضرت امام ابویوسف پست قضا را قبول کرد، مقداری منقبض گردید و می‌فرمود: استاد ما حضرت امام اعظم شلاق خورده و خود را در مهلکه انداخت، اما پست قضا را قبول ننمود؛ بنابراین ما باید از او پیروی کنیم.

حضرت سفیان بن عیینه، ابن علیه و… در علم حدیث از شاگردان او هستند. امام یحیى بن معین و… او را مورد اعتماد گفته‌اند و از ایشان در سنن نسایی حدیث روایت شده است. محدث محارب بن دثار می‌فرمود: اگر داوود طایی در امت‌های گذشته می‌بود، الله تعالى او را در قرآن مجید ذکر می‌کرد. محدث ابن حبان نوشته است: داوود از زمره‌ی فقها بود و در مجلس حضرت امام ابوحنیفه حاضر می‌شد؛ سپس شبانه‌روز به عبادت مشغول می‌گردید. به ایشان ۲۰ اشرفی ارث رسیده بود که با آنها تا زمان وفاتش زندگی گذراند.

هیچ گاه از برادر، دوست و یا پادشاهی هدیه قبول نکرد. حضرت عبدالله بن مبارک می‌فرمود: با دنیا باید تا حدی سر و کار داشت که داوود داشته است. نان‌ها را در آب خیس می‌کرد، وقتی که خوب حل می‌شدند، آنها را مانند شربت می‌نوشید و می‌فرمود: تا زمانی که من آنها را بجوم، ۵۰ آیه از قرآن تلاوت می‌کنم، پس چرا عمرم را در خوردن نان ضایع گردانم؟!

آورده‌اند که: روزی از قبرستانی گذشت، دید زنی می‌گرید و صاحب قبر را با خواندن شعری چنین خطاب می‌کند: ای یحیى! کاش می‌دانستم که از دو رخسار گلگونت کدام یک زودتر پوسیده و کدام چشمت نخست نذر خاک می‌شود!

با شنیدن این شعر نقشه‌ی بی‌ثباتی دنیا بر دل او زیاد اثر کرد و بی‌قرار شد و شتابان به محضر حضرت امام اعظم آمد، حضرت امام ماجرایش را پرسید، او همه‌ی واقعه را با امام در میان گذاشت، امام فرمود: شما از مردم رو بگردانید. چنان‌که ایشان از دنیا کناره گرفت و گوشه‌نشین شد. پس از مدتی نزد حضرت امام آمد؛ امام فرمود: گوشه‌نشینی کار خوبی نیست؛ بلکه مناسب این است که در میان ائمه بنشینید و سخنان آنان را بشنوید و خود خاموش بمانید. ایشان بر حسب راهنمایی استاد خویش تا یک سال چنین عمل کرد و فرمود: با صبر یک سال کار سه سال را انجام داد.

امام محمّد می‌گوید: من به محضر او می‌رفتم و نسبت به مسأله‌ای سؤال می‌کردم، اگر قلب او منشرح می‌شد که از آن مسأله برای اصلاحم نیازی هست، جواب می‌داد، ورنه تبسم فرموده رخ از من می‌گرفت که ما کار داریم، ما کار داریم!  (الجواهر المضیئه؛ و الحدائق الحنفیه)

وی به سال ۱۶۰ هـ.ق. جهان را بدرود گفت. رحمه الله رحمه واسعه کما یحب ربنا ویرضىٰ.

مقدمه أنوارالباری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *