یادداشت

گزارش روز دوم ، متن نویسی تصاویر…

نویسنده: کتایون محمودی

روز دیگری گذشت ،‌روزی که مثل ثانیه های لرزش زمین ، سخت شکننده بود…

کلیپ و عکس و تصویرهایی که باید زیر نویس می شد و من ماموراین خطیر شده بودم .

خودم را آماده کردم و با دلی قرص ، تصویرها را نگاه و فراخور احوال تصویر ، متن می گفتم و دوستان می نوشتند.

وقتی پروژکتور روی صفحه ی سفید دیوار افتاد ، دقت می کردم تا آنچه بیشتر از هرچیز در عکس ها به چشم می آمد ، در قالب ادبی بیان کنم و آن ها می نوشتند..

اولین عکس، دومین عکس….سومی..،.دهمی و ناگهان با صدای بلند، بغضم ترکید و دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم.

تصویر مادری که کودک بی جانش را سخت در آغوش فشرده بود و ضجه می زد…پدری که برای جوان پا از پتو بیرون زده اش ، مور می خواند……

دختر کوچکی که روسری مادرش را می کشید و بدن سرد مادر ، به خواب ابدی رفته بود …..صدای شیون مادر کوردی که برای شیرمردش لالایی می خواند …..انگار چشمه ای از قلبم جوشید و بر صورتم غلتید ….تمام اطرافیانم هم با من اشک ریختند….

من می گفتم و صدای گریه هایمان سالن را پر کرد…..

وقتی کلیپ ها تمام شد و من از سالن خارج می شدم ؛ هنوز صدای نوحه ی مادر کورد و سمفونی غمناکش توی ذهنم بود ….

تمام مسیر را تا خانه ، پیاده برگشتم با مرور کلیپ هایی که زود به زود ، روحم را آتش می زد….

من چگونه می توانستم در دستشان گلی بکارم ؛ در حالی که در قلبشان ، آتشفشانی داشتند…

خدایا !

این مردم را پناه بده به صبری از جنس آرامش…..

خدا یا…..امروز گذشت، فردا را چه کنم؟

نمایش بیشتر

کتایون محمودی

کتایون محمودی/ روزنامه‌ نگار و کارشناس ادبیات فارسی

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + ده =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن