کتاب‌شناسي

گفتگوی ویژه با دکتر علی محمد صلابی متفکر و اندیشمند اسلامی

گفتگوی ویژه با دکتر علی محمد صلابی متفکر و اندیشمند اسلامی

ترجمه: عبدالخالق احسان

دکتور علی محمد صلابی یکی از نویسنده های مؤفق تاریخ اسلامی است که با نوشتن کتاب های در سیرت، زندگی خلفای راشدین، دوره اموی ها و عباسی ها، زندگی نامه صلاح الدین ایوبی، محمد فاتح و… شهرت جهانی کسب کرده و تاریخ اسلام را به شیوه دقیق و علمی باز نویسی نموده است. چند وقت پیش مصاحبه با ایشان در خصوص نوشته هایش صورت گرفته بود و نظر به اهمیت آن ترجمه شده و اینک خدمت خواننده های گرامی تقدیم می گردد.

 

–    چرا تاریخ اسلامی را اختیار کردید؟ و علاقه تان به تاریخ اسلام چیست؟

علاقه من به تاریخ اسلامی از زمانی آغاز شد که در زندان با عده از بزرگان سیاسی و فرهنگی در ارتباط بودم و دانستم که ما و به خصوص نسل جوان از تاریخ اسلامی بیگانه شدیم و شخصیت های اسلامی معاصر مانند: محمد علی سنوسی، احمد شریف، عمر مختار، محمد المهدی و… را نمی شناسیم.

 

دریافتم که سیرت پیامبر صلی الله علیه وسلم نیاز به مدارسه ویژه دارد، به خصوص تعامل پیامبر با قوانین و سنت های زندگی. اهتمام من به ( دانش نصرت در قرآن کریم) انواع، اسباب، شرایط، مراحل و اهداف آن، مرا وادار کرد که فقه تمکین در قرآن را از لابلای تاریخ و زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم استخراج نمایم و اینکه پیامبر چگونه به جماعت توجه داشتند؟ و چگونه جامعه را دگرگون نمودند؟ دولت اسلامی را چسان تآسیس نمودند؟ چطور با یهود و نصاری جنگیدند؟ و چگونه تمدنی را بنا کردند؟ و بعد به دوره خلفای راشدین پرداختم و اینکه چگونه دست های آلوده ی در تحریف روایات تاریخی تلاش کردند؟ و چهره های شخصیت های بزرگ اسلامی را وارونه جلوه دادند؟

 

–    چرا زندگی خلفای راشدین را در کتاب هایت به تفصیل بیان کردی؟ و در چه جوانبی بیشتر ترکیز نمودید؟

 

به فقه سیاسی و آنچه مربوط به فتوحات اسلامی می شود، بیشتر اهتمام نمودم و حوادثی که در دوره حضرت ابوبکر، عمر، عثمان و علی رضی الله عنهم رخ داده و چگونگی تعامل شان با حوادث و توصیه پیامبر صلی الله علیه وسلم به پیروی از سنت خلفای راشدین نیز ترکیز نمودم. رسول معظم اسلام فرمودند: بعد از خلافت راشده، پادشاهی ستمگری و ظلم به میان می آید؛ پس باید بدانیم که خلافت راشده چیست؟ معنی و ویژگی های آن چه می باشد؟ و طبیعت آن چگونه است؟

 

فهم این قضایا گامی است به سوی خلافت راشده و باید این فقه و فرهنگ خلافت راشده بین مردم متداول شود؛ لذا به دوره خلافت راشده دقت بیشتری نموده و کشف کردم که خلیفه پنجمی هم وجود داشته که حسن بن علی رضی الله عنهما می باشد. حضرت حسن بن علی پروژه اسلامی و اصلاحی مهم و حیاتی را به امت اسلامی تقدیم نمود، او وحدت امت و ادامه فتوحات جدید را رهبری کرد. از خلال پروژه اصلاحی حسن این فرموده رسول خدا صلی الله علیه وسلم قابل فهم می شود ( این فرزندم سید است و خداوند توسط او بین دو گروه بزرگ اسلامی صلح برقرار می سازد). از معانی بزرگواری شخصیت حضرت حسن، تلاش او به وحدت، جلوگیری از خونریزی و ادامه فتوحات می باشد.

–    نوشتن تاریخ اسلام را از کدام منهج دنبال کردید؟

 

من مقید به منهج های معروف نزد مؤرخین نیستم که تنها به شکل زنجیره ی و ماده محض تاریخی اهتمام دازند، به نظر من تاریخ وسیله دعوت به سوی الله متعال می باشد. مواد تاریخی که به آنها اهتمام داشتم؛ بر منهج قرآن کریم در بیان قصه های پیامبران تدوین نمودم. در داستان های قرآنی بر صفات پیامبران، منهج و عقاید شان و خطرناک بودن شرک و اهمیت ایمان به الله متعال و روز آخرت ترکیز شده است.

وقتی از شخصیت های اسلامی مثل: ابوبکر و عمر و عثمان و علی رضی الله عنهم صحبت می کنم؛ اندیشه اصلیم این است که چگونه اسلام را درک نمودند؟ چگونه با اسلام زندگی کردند؟ رابطه شان با قرآن چطور بوده؟ دیدگاه شان نسبت به خداوند، پیامبر، هستی و زندگی چیست؟ و تنها به جانب تاریخی محض توجه نمی کنم؛ بلکه به جانب عقاید و آثار آن نیز اهتمام دارم و درس ها و عبرت های از لابلای تاریخ استخراج می کنم؛ چون درقصه های گذشتگان ما عبرت های نهفته است و هدف اصلی بیان تاریخ، کشف عبرت هاست؛ زیرا قضایا تکرار می شود و باید بدانیم که چگونه به مسایل جدید برخورد داشته باشیم.

–    عده شما را متهم می کنند که تاریخ را طولانی کرده و عقاید را در لابلای تاریخ گنجانیده اید؟

 

من به این باورم که خواننده های تاریخ خیلی بیشتر از کسانی اند که کتاب های عقاید، تفسیر، حدیث و فقه را می خوانند؛ چون تاریخ را سیاستمدار، اندیشمند، کار گردان سریال ها و همه مردم می خوانند. علاوه بر آن برخود اجازه می دهم که در لابلای تاریخ به مسایل عقیده و اخلاق و احکام شرعی که به تاریخ ارتباط دارد بپردازم؛ چون تاریخ یک وسیله دعوتی است.

 

هم چنان به قضایای مهمی می پردازم و نظرم را به صراحت بیان می کنم؛ اما این مناقشه و بررسی حقایق را با بی ادبی و دشنام و بدگویی آلوده نمی سازم حتی که فتنه دوره حضرت علی رضی الله عنه را موشگافی کردم. گرچه مشهور است که علماء اهل سنت گفته اند: خود را به فتنه نیندازید؛ چون خداوند دست های ما را به آن نیالود و ما هم زبان های خویش آلوده نمی سازیم. لیکن این نظریه منجر به بروز گروه گمراهی شده که روایات ضعیف و ساختگی را وارد این مرحله مهم تاریخی می سازند و مستشرقین از این خرافه گویی ها پیروی کرده و این دوره اسلامی را خدشه دار می کنند.

 

–    شما گفتید که از صفحات درخشان تاریخ اسلام بحث می کنید، آیا این در چوکات بحث موضوعی نمی گنجد؟

به نقطه های درخشان تاریخ اسلام و چگونگی تعامل به آن توجه نموده؛ چون این قضایا تأثیر مثبتی بر نفس انسانی دارد و خداوند به وسیله آن قلب و عقل را نورانی می سازد. و صفحات درخشان محل پیروی می باشد؛ اما من به گوشه های تاریک نیز اشاره می کنم تا درس و پند گرفته و خویشتن را دور سازیم. بعد از سقوط بغداد و ظهور جریان شیعی رافضی به صورت آشکار شبهاتی زیادی در مورد دوران صحابه و عموم تاریخ اسلامی ایجاد گردید از همین جهت به بیان حقایق وقعی گذاشته و دیدگاه سلیم اهل سنت را ارایه کرده و خطا های صحابه را بیان نموده و اصل موضوع را واضح ساختم. مثلاً در مورد شخصیت حضرت معاویه رضی الله عنه، در خصوص ولی عهدی یزید اختلافات زیادی است و من به مقام و جایگاه این صحابه جلیل القدر و خدماتش به امت اسلامی ارزش خاصی قایلم؛ اما در عین حال خطای شان را در مورد تعیین جانشینی یزید توجیه نمی کنم؛ چون این تعیین مطابق دوران خلفای راشدین نبود باز هم این را خطای طبیعی و انسانی میدانم؛ چون به نظر ما صحابه معصوم نیست. آنچه برایم خیلی اهمیت دارد، بیان حقیقت و مداوای خطاست تا از آن عبرت گرفته و دچار خطا نشویم.

 

 

–    آیا فقط برای حرکت اسلامی می نوسید؟

برای عموم امت اسلامی می نویسم و در ضمن پیشقراولان حرکت اسلامی را نیز شامل می گردد. با تأسف که آنچه از تاریخ اسلامی به زبان انگلیسی و فرانسوی ترجمه شده، همه توسط خاورشناسان صورت گرفت و مخالف دیدگاه اسلامی سنی صحیح می باشد.

 

–    خطوط مشخص پروژه ی که شما برای خواننده ها و امت اسلامی ارایه می کنید، چیست؟ و چگونه می توانیم در زمان حاضر نهضت اسلامی را بسازیم؟

طرح بیداری اسلامی، قضیه خیلی کلانی است که فرد نمی تواند آن را به انجام برساند؛ بلکه باید دهها و صدها اندیشور در میدان های متفاوت به فعالیت دست یازند. بازهم می گویم که خواندن تاریخ بر رشد و ترقی حرکت تاریخی امت ها و ملت ها، بر پایی و سقوط دولت ها تأثیر دارد، هم چنان می توانیم از خلال تاریخ به وحدت خیزش و حرکت های اسلامی دست پیدا کنیم؛ چون حرکت عثمانی ها، زنگی ها، ایوبی ها و خلافت راشده همچون حرکت های اسلامی بزرگی می مانند که در صفای عقیده و منهج باهم یکسان اند. ابوبکر، عمر، عثمان، علی رضی الله عنهم دارای صفات مشترکی اند که این صفات در وجود شخصیت های اسلامی چون: محمد فاتح، یوسف بن تاشفین و صلاح الدین ایوبی نیز یافت می شوند؛ زیرا در کنار خود رهبران فکری و علمای دینی را داشتند. در کنار یوسف بن تاشفین عبدالله بن یاسین و در پهلوی محمد فاتح آق شمس الدین یکی از علمای ترک قرار داشت و صلاح الدین می گفت: هیچ شهری با شمشیر فتح نکردم بلکه توسط قلم قاضی فاضل فتح شده است؛ لذا  رهبری نظامی نیازمند رهبری فکری می باشد تا دیدگاه صریح و آشکاری در امور داشته باشد و علاوه بر آن حرکت فکری وسیاسی و دینی و… باهم در آمیزش اند، از اموری که ما را اهلیت فقه حرکی می دهد؛ درس تاریخ ، میراث بزرگ تاریخی است که خداوند به ما امت اسلامی ارزانی داشته است.

–    گفتید که حضرت حسن بن علی رضی الله عنهما طرح اصلاحی بزرگی را تقدیم کرد، در حالی که ایشان کشته شدند پس طرح آن به چه ترکیز دارد؟ و خطوط اساسی اصلاحی در تاریخ اسلام را در چه می بینید؟

 

در مورد حضرت حسن باید گفت که او برنامه اصلاحی ارزشمندی را ارایه کرد و توانست طرفین دعوا را به اهمیت صلح برای اصلاح امت، قانع سازد. طرح حسن از مراحل و موانعی عبور کرد تا صلح مطابق مقاصد شریعت به پیروزی رسد و از خون ریزی جلوگیری شده و وحدت امت برای گسترش دعوت و فتوحات اسلامی تحقق پذیرفت و حضرت حسن اساس گذار این صلح می باشد که کتابی در خصوص زندگی ایشان نوشتم.

 

اما عمر بن عبدالعزیز دعوت اصلاحی را از درون خانواده حاکم آغاز کرد و انحراف اموی ها را به اصلاح تبدیل نمود؛ چون عمربن عبدالعزیز در خانواده سلطنتی در دوره عبدالملک و ولید و سلیمان می زیسته و از ظلم و ستم حکومتداران اطلاع داشت و تجربه کافی کسب کرده و می دانست که انحرافات اداری، اقتصادی، سیاسی و… از کجا سر چشمه گرفته است. و در بخش عقاید به گفتگو و مناقشه اهتمام داشت و با خوارج و گروه های انحرافی مباحثه و مناقشه می کرد و به بخش دعوتی نیز اهمیت ویژه ی قایل بود.

 

این ها دلایلی اند که در تمدن وثقافت ما ، اندیشه اصلاحی و جود دارد که ما را از طرح اصلاحی معاصر که به امریکا و غرب منسوب است، بی نیاز می سازد و برماست که تاریخ و اندیشه اصلاحی خویش را بازنگری کرده و به جوامع انسانی پیشکش کنیم تا دیگران از آن مستفید شوند و در مورد زندگی تجدیدی و اصلاحی عمربن عبدالعزیز نیز کتابی تألیف نمودم.

–    در بین امت اسلامی جریان های زیادی وجود دارد، آیا برداشت سنی شما به معنی طرد گروه های دیگر نیست؟

 

وقتی اهل سنت می گویم منظورم کسانی اند که به دین حقیقی خدا و رسولش پایبند بوده و دین را مثل صحابه فهمیده اند و تمام جوانب عقیدتی، فکری، اخلاقی، عبادی، معاملاتی و… اسلام را قبول دارند. به نظرم اسلام صحیح را جریان اهل سنت و جماعت دریافته اند که علوم را از صحابه و تابعین و از علمای مذاهب (امام مالک، احمد، شافعی، ابوحنیفه و…) گرفته و بر اصول قرآن وحدیث استوار بوده و بر منهج آنان در حرکت اند.

 

اما آنانی که در فهم عقاید، تفسیر و خیلی قضایای فکری که از صحابه نقل شده، از مسیر قرآن و حدیث نبوی منحرف شده اند واضح اند. من ضد درهم ریختگی هستم و باید امور ازهم جدا شوند و حق را حق و باطل را باطل بدانیم، مگر این که معلوم شود که کی مطابق اسلام است و کی بدعتی و انحرافی، این اصلی از اصول خیزش امت اسلامی است.

 

–    آیا امریکا و اروپا ازین فرصت استفاده و اقدام به بهره گیری از وضعیت ملت های عربی و اسلامی نخواهد کرد؟

 

بین ما و غرب اختلاف وجود دارد؛ چون به بعضی معیار ها و فرهنگ های غربی مخالف هستیم و باید پروژه اصلاحی ما از عقاید، فرهنگ، تمدن و تجربه ما و از اصول انسانی سرچشمه گیرد. در بخش اندیشه ها امت اسلامی صلاحیت آموزش دیگران و توانایی استادی جهان را داراست؛ اما غرب یک امتیاز دارد که پیشرفت در تکنولوژی می باشد.

 

–   چگونه تنها بر منهج اهل سنت فرا می خوانید در حالی که از اهل سنت گروه های تندرو و سختگیری وجود دارد؟

 

اهل سنت تجربه برنامه های نهضتی دارد و پیروزی های نصیبش شده از جمله: نورالدین زنگی، محمد فاتح، صلاح الدین ایوبی، یوسف بن تاشفین و… اما انحرافاتی که بر منهج بعضی از اهل سنت رونما شده، به آن راضی نیستم و خواهان اصلاح آن می باشم چون ما خواستار حق و حقیقتیم.

 

–    میراث ترایخی اسلام را چگونه ارزیابی می کنید؟

میراث اسلامی خیلی ارزشمند بوده وتجربه انسانی است. ادعا نمی کنیم که همه صحیح اند بلکه آن رابه میزان عدل قرآن و حدیث می سنجیم، هر آنچه به این میزان موافق بود می پذیریم و آنچه مخالف بود از سر راه خویش بر می داریم. هر امتی که خواهان خیزش و سازندگی است باید از میراث علمی و فرهنگی خویش استفاده کند و ما از پشت عینک سیاه به میراث تاریخی نمی نگریم؛ بلکه آن چه مفید است می گیریم و باقی مانده را ترک می کنیم.

 

–    بهترین و مؤفق ترین منهج برای اصلاح و تغییر در جهان چیست؟

تجارب گوناگون و متعددی وجود دارد و در هر سرزمین طرح اصلاحی مطابق به آن قابل عملی شدن است. مثلاً اگر حکومت دکتاتور و ستمگر باشد، گفتگو با چنین نظامی ممکن نیست؛ چنانچه حضرت موسی در مقابل حکومت دکتاتوری فرعون قرار داشت و برنامه بیرون ساختن قومش را از سیطره سیاست ظالمانه فرعون، طرح نمود و اگر حاکم به گفتگو قانع شود باید ازین دریچه وارد شد مثل حضرت یوسف که با پادشاه مصر گفتگو نمود تا که از توانایی ها و استعداد های حضرت یوسف آگاه شده و برایش مقام مناسبی اعطا کرد و حضرت یوسف این را می دانست که پروژه اصلاحی اش بدون همکاری با پادشاه به مؤفقیت نمی رسد. بناءً منهج اصلاح باید متناسب با محیط کاری طرح ریزی شود.

 

–    آیا تعامل با حکومت ها نیاز به تجدید نظر ندارد، در حالی که ملت های اسلامی تحت فشار شدید قرار دارند؟

 

درین شکی نیست که باید تجدید نظر صورت گیرد و رهبران حرکت های اسلامی به این پختگی رسیده اند که چگونگی تعامل با حکومت را تشخیص دهند و بعضی حکومت ها این انعطاف پذیری را دارند که با حرکت های اسلامی درست بر خورد کنند و باید چنین باشد؛ چون حرکت های اسلامی جزء ملت های اسلامی اند.

 

–    برخی می گویند که طرح خلافت اسلامی با وضعیت معاصر سازگار نیست، نظر شما چیست؟

رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: در اخیر الزمان خلافت راشده بر منهج نبوت به وجود می آید؛ اما ایجاد چنین وضعیت را بالفعل، گمان نمی کنم؛ چون برای رسیدن به خلافت اسلامی تلاش های زیاد و پیگیری لازم است تا اصول و اساسات خلافت راشده از قبیل کرامت انسانی، آزادی مناسب جامعه، حقوق زن، عدالت، مساوات، نظارت بر حاکمان و… عملی شود. که همه این ها در چارچوب فقه خلافت راشده می گنجد و باید این دانش را بیاموزیم؛ گرچه ایجاد خلافت اسلامی را در حال حاضر تصور نمی توانیم، بازهم بر امت اسلامی لازم است تا برای رسیدن به آن تلاش نمایند.

 

–    به نظر شما مناسب ترین لقب برای فرمانروای اسلامی چیست؟

به نظر من فرقی بین لقب خلیفه، رئیس دولت، رئیس جمهور، پادشاه و … نیست آنچه مهم است دوری  و نزدیکی فرمانروا از شریعت اسلامی می باشد، اگر کسی با لقب پادشاه باشد و مرجعیت قانون گذاری را قرآن و حدیث و برنامه خلفای راشدین قرار دهد، ارزش دارد.

 

–    آیا سیاست اسلامی درست تطبیق شده است؟

ترک ها در فقه سیاسی گام های استواری برداشته اند که باید ازین تجربه ها استفاده صورت گیرد و انسانی که از حادثه دور باشد بهتر می تواند اشتباهات را شناسایی کند، به نظر من ترک ها مستحق احترام و قدردانی اند به خصوص در سایه رهبری رجب طیب اردغان که رابطه اش با اسلام و امت اسلامی واضح می باشد. نمونه این پیوند با امت اسلامی را در کمک ۱۵۰ میلیون لیره واحد پول ترکیه به زلزله زدگان پاکستان مشاهده می کنیم، نمونه دیگر اینکه اردغان در مورد حجاب گفت:‌ این حق تصمیم گیری را سیاست مداران ندارند بلکه باید علمای مسلمان دیدگاه شان را درین زمینه بیان دارند؛ باید رهبران سیاسی مسلمان به این مستوی برسند.

 

–    گفتمان دینی را چگونه تجدید کنیم؟

گفتمان دینی باید متناسب با عصر و زمانه عیار شود و باید در روشنی ثواب و متغیرات دینی، دیگران را به طرف دین فراخوانیم و اسلام را به حیث دینی که پاسخگوی تمام نیازمندی های بشریت است، معرفی کنیم.

 

–   فرهنگ تاریخی نزد حرکت اسلامی را چگونه ارزیابی می کنید؟

فرهنگ تاریخی و دانش خیزش در حرکت اسلامی و عموم امت ضعیف شده و از فرزندان حرکت اسلامی می طلبد تا به این قضیه توجه نمایند تا ازین رکود رهایی یابیم. در دهه شصت شعار ( اسلام راه حل است) به اثر تلاش های کمونست ها و سکولر ها به فراموشی سپرده شده بود؛ اما حالا امت اسلامی به این شعار  برگشته و مهم این است که این راه حل چگونه تطبیق شود؛ لذا به نوشتن تاریخ، فقه بیداری، و فقه تمدن ها پرداختم چون امت نیاز شدیدی به آن داشت و تاریخ اسلامی موجود به گونه نخبه ی نوشته شده که فهم آن برای بیشتر مردم دشوار می باشد.

 

–    آیا شعار « الاسلام هو الحل» ( اسلام راه حل است) با سنت تغییر و اصلاح سازگار می باشد؟

شکی نیست که اندیشه « الحل هو الاسلام» اندیشه و فکر مرکزی است که امت به آن رو آورده و هر حرکت بیداری نیاز به چنین فکر مرکزی دارد. فکر اصلی و مرکزی ما عقیده و دین ماست{ وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَاناً لِّکُلِّ شَیْءٍ } نحل ۸۹ . و ما این کتاب ( آسمانی ) را بر تو نازل کرده‌ایم که بیانگر همه‌چیز ( امور دین مورد نیاز مردم ) است. یعنی برنامه های ما از دین اسلام گرفته شده که اهداف و وسایل آن واضح بوده و توان اجرای آن را در تمام میدان های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، قضایی و مؤسسات دولتی  داراست.

 

–    گفته می شود که حرکت اسلامی حالت ایده آلی به خود گرفته و برنامه دقیق سیاسی و اقتصادی ندارد؟

می بینیم که حرکت اسلامی گام های مؤفقی برداشته مثلاً در ترکیه حرکت اسلامی دارای برنامه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده و خیلی هم مؤفق است؛ چنانچه مخالفین نیز اعتراف کرده اند. در المغرب نیز حرکت اسلامی گام های استواری برداشته و در بخش سیاسی، اسلامگرایان برنامه منظمی دارند و می توانند با ملت و حکومت به تفاهم برسند. در انتخابات اخیر مصر( دوره حسنی مبارک) اخوان المسلمین به خوبی درخشید و اهداف و دیدگاه های سیاسی شان خیلی قوی و سازنده است. گمان می کنم که حرکت اسلامی در میدان سیاست گام های متینی به سوی بیداری و خیزش بر داشته است با و جودی که برخی اشکالاتی از ناحیه اجتهادات فعالان میدان دعوت به چشم می خورد. فکر می کنم رهبری سیاسی حرکت اسلامی به پختگی رسیده و توانایی اجتهاد را دارند؛ اما رهبری فکری و شرعی حرکت اسلامی دارای مشکلاتی است. امت اسلامی نیازمند شخصیت های دانا و هوشمندی می باشد که گفتمان دینی را به گونه واضح و روشن طرح نمایند، به خصوص در شبکه های ماهواره ی ؛ چون می بینیم کسانی درین شبکه ها صحبت دارند که عمق فکری ندارند تا تمدن مطلوب اسلامی را اساس گذاری کنند.

 

–    برخی می گویند:‌ انتشار کتاب های شما به خاطر محتوای آن نیست بلکه به خاطر این است که شما در بدل چاپ آن ها امتیاز دریافت نمی کنید؛ چون یک کتاب شما را چهارده نشرات چاپ کرده است؟

 

بسیاری از دانشمندان، دعوتگران و اکادیمیسن ها به ارزش کتاب هایم گواهی داده اند و تعدادی از پوهنتون ها برخی کتاب های مرا به حیث مضمون درسی برگزیدند. اما قضیه پذیرش و عدم آن قضیه خدایی است و شاید عدم اخذ امتیاز یکی از عوامل انتشار باشد. به اطمنان می گویم که اگر توان مالی می داشتم اندیشه مفیدم را به هر خانه از خانه های مسلمانان می رساندم از همین جهت است که در بدل چاپ کتاب، حقوق نمی گیرم و هم چنان بعد از کمک خداوندی، انتشارات و چاپ خانه های کتاب برایم منت گذاشتند و کتاب هایم را به شرق و غرب نشر نمودند.

 

نمایش بیشتر

عبدالخالق احسان

ستاد عبدالخالق احسان در سال 1364 هجری شمسی در قریه آبخدایی مربوط ولسوالی کشک کهنه ولایت هرات افغانستان در یک خانواده متدین و علم دوست چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش فرا گرفته و برای ادامه تحصیل شامل دارالعلوم فخرالمدارس - هرات گردیده و در سال 1383 از صنف دوازدهم دارالعلوم فارغ گردید. در سال 1384 شامل دانشکده شرعیات دانشگاه کابل شده و در سال 1387 با دریافت مدرک لیسانس فارغ گردید. سوابق تدریس: 8 سال معلم سابق لیسه خصوصی آینده سازان . معلم دارالعلوم خصوصی شاه ولی الله دهلوی. عضو هیئت تحریر ماهنامه معرفت، ارگان نشراتی جمعیت اصلاح افغانستان دفتر ساحوی هرات ( انجمن اخلاق و معرفت ) مترجم و نویسنده

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + 10 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن