دسته‌بندی نشده

یهودیان هر فرصتی که بدست می آوردند، انبیأ را به قتل می رساندند

﴿بخش پنجم﴾:
وضیعت کنونی مسلمانان خیلی اسف بار است. از پس کوچه های کابل تا مخروبه های غوطه، و ماتم زده های یمن و عراق، همه در آتش جنگ غرق اند، و متفکری نمی بینم مسلمانان را از صفحات تاریخ خود شان باخبر کند که چی بلأئی را کفار بر پیشینان مان آوردند!
متاسفانه بسیاری از جوامع اسلامی ما، از آل سعود گرفته، تا به آخند های صفوی، تحت تأثیر فرهنگ کفار قرار گرفته و منش و فرهنگ یهود و نصارای را در زندگی خود پیاده می کنند، در حالیکه، الله سبحانه و تعالی، یهودیان را قاتل انبیأ معرفی می کند که مفسرین می فرمایند:
﴿یهودیان هر فرصتی که بدست می آوردند، انبیأ را به قتل می رساندند. چون مکتب انبیا مخالف مکتب و رویه ی یهود بود﴾.
الله سبحانه و تعالی میفرماید:
وَدَّ کَثِیرٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُم مِّن بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّىٰ یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بقره ۱۰۹)
بسیاری از اهل کتاب، از روی حسد -که در وجود آنها ریشه دوانده- آرزو می‌کردند شما را بعد از اسلام و ایمان، به حال کفر باز گردانند؛ با اینکه حق برای آنها کاملا روشن شده است. شما آنها را عفو کنید و گذشت نمایید؛ تا خداوند فرمان خودش (فرمان جهاد) را بفرستد؛ خداوند بر هر چیزی تواناست.
حق همیشه در تلاش است تا دین ناب را به انسانیت معرفی کند، چنانچه از همان آوان خلقت بشر، حضرت آدم علیه السلام تلاش کردند تا به اولاد خود دین و فطرت انسانی را برسانند.
از طرف دیگر باطل، که بزرگ آنها ابلیس است، شب و روز در تلاش بوده است تا همه را حتی انبیأ را دچار لغزش کند. وقتی از انبیا ناامید شد، دست به گمراه کردن اولاد آدم زد، و او توانست با اغوای یکی از فرزندان آدم، فرزند دیگرش را به قتل برساند.
اگر به صحنه ی جنگ جمل نگاه کنیم، همه عُقلا و اهل انصاف می دانند که جنگ جمل را یهود به راه انداخت که سرکرده ی شان، عبدالله بن سبأ یهودی بود، همان منافقی که در قتل سیدنا عثمان رضی الله عنه نیز دست داشت.
علت این بود که یهود نمی توانست صلح مسلمانان را بپذیرند، چون این کار منجر به شکست یهود می شد. لذا جلو روند پیشرفت صلح را گرفتند و نهایتاً سیدنا علی رضی الله عنه بعد از ختم این معرکه فرمود:
﴿کاش بیست سال پیش من از دنیا رفته بودم و این صحنه را نمی دیدم﴾
سخنان حضرت ربعی بن عامر رضی الله عنه با رستم، منشور اعتقادی و اخلاقی جهاد اسلامی است. وقتی ایشان به دربار رستم وارد شدند، خطاب به وی فرمودند:
(ما برای کشورگشایی به اینجا نیامده ایم، بلکه هدف آمدن ما این است که خداوند ما را فرستاده تا مردم را متوجه خداوند متعال کنیم و حقوق شهروندی و اجتماعی شان را برای آنها تبیین کنیم).
اگر صحابه به نبرد حق بر علیه باطل نمی پرداختند، امروز به جای اینکه عبادت الله سبحانه و تعالی را انجام دهیم، باید آتش را می پرستیدیم، در گردن پدران مان بتی آویزان میبود، و دیگری گوساله ای را پرستش میکرد. در زمان سیدنا عمر رضی الله عنه بود که آنان به داد ما رسیدند و جلو کسانی که ما را به استثمار کشیده بودند، را گرفتند.
مسلمانان صدر اسلام با نیروی ایمان، اعتقاد، صداقت و یقین وقتی در هر منطقه و کشوری وارد می شدند، با تجهیزات اندک خود دشمن را از پا در می آوردند.
زمانیکه سیدنا عثمان رضی الله عنه طبق تئوری حیله گرانه ی یهود به شهادت رسیدند، صحابه در ضمن مذاکره با سیدنا علی رضی الله عنه از ایشان سوال کردند:
چطور شد که حضرت عثمان شهید شد و شما در مدینه حضور داشتید؟  ایشان فرمودند:
﴿خداوند! قاتلین حضرت عثمان را لعنت کن. ما نمی دانستیم که آنها برای قتل ایشان آمده اند﴾
آیا مسلمانان سیدنا عثمان را به قتل رساندند؟! نه. بلکه وقتی یهود متوجه شد که با لباس خود نمی تواند جلوی اسلام بایستد، لباس اسلام را به تن کرد و عمامه بست و ریش گذاشت و آنگاه سیدنا عثمان رضی الله عنه را به شهادت رساند.
همین جریان فتنه باعث شد که سیدنا علی رضی الله عنه در دوره ی خلافت شان نتوانند آن طوری که دل شان می خواست حکومت کنند و اسلام را پیشرفت دهند.حضرت علی رضی الله عنه با دلِ مملو از غم و ناراحتی فرمودند:
(الله تعالی این شورشیان را از بین ببرد. چه جماعت سفید، روشن و زیبایی را لکه دار کردند. چه احادیث زیادی را جعل نمودند و در دامن اسلام انداختند).
همچنان سیدنا حسن رضی الله عنه می فرمایند، پدر بزرگوارم در هفته ی آخر حیات خود فرمودند:
(بار الها! من از آنها بیزارم و آنها از من بیزارند. من آنها را خسته کردم و آنان مرا خسته کردند. خداوندا؛ مرا از بین این افراد بردار)
در دوره ی جنگ های صلیبی که دشمنان ۲۰۰ سال بر علیه اسلام تاخت و تاز کردند و مسلمانان را قتل عام کردند، آنان در اندلس و گرانادا، مکانی که ظاهراً محل عبادت بود، سیاه چال ساخته بودند و برادران و خواهران مسلمان ما را به طرز فجیعی شکنجه می کردند، کجا بود آن آئین دوستی؟!
مسیحیت تا یک دوره ای با برخورد فیزیکی وارد صحنه شد. اما حالا با جنگ تبلیغاتی و فکری، شروع به شکست اسلام کرده است و با پخش سریال ها، فحشأ، بی حیائی و بی حجابی تلاش می کند ذهنیت جوانان را نسبت به اسلام لکه دار کند و از این راه بذر یهودیت و مسیحیت را در داخل جامعه پخش کند.
پدیده ی شوم داعش در عراق و شام، و فعلاً در افغانستان به همان پیروان ابن سبأ یهودی میماند که سیدنا عثمان رضی الله عنه را شهید کردند و جنگ جمل را طرح ریزی کردند.
برادر و خواهر مسلمان!
چرا این گروه با لباس اهل سنت و اسلام وارد جنگ شده است؟
چرا آنها ریش گذاشته و کسی که در رأس آنها قرار گرفته، نامش را ابوبکر گذاشته است؟
یکی از علل خیلی مهم آن به جغرافیایی که از آنجا بلند شده است، برمی گردد. جایی که ظلم باشد، ظلم تولید می کند.
آنها با این ندا بلند شدند که آبروی سواد اعظم را ببرند و این امر باعث شد تا جوانان نسبت به اسلام دچار چالش شوند. آیا جهاد همین است؟! در حالیکه پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند:
﴿در جهاد، زنها، بچه ها و ضعفا را نکشید….﴾
باید بدانیم که آنها دنبال لکه دار کردن اسلام و مسلمین هستند. اگر واقعاً می خواهند جهاد کنند، باید به میانمار می رفتند که یک میلیون مسلمان مظلوم در آنجا هر ساله مورد تاخت و تاز قرار می گیرند و زنده زنده آنها را می سوزانند.
مسلمان، اسلام را از کلام خود اسلام جستجو میکند و تحت تأثیر فرهنگ دیگران قرار نمیگیرد.الله سبحانه و تعالی میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّـهُ عَلَیْهِمْ»﴿١٣: ممتحنه)
ای مؤمنان! گروهی را به دوستی نگیرید که خدا بر آنان خشمگین است.
چرا این همه امت، از مجاهد صاحبان پیشین گرفته تا جوانک های دیسکوئی معاصر، سیکولار، بدبخت، گناه پیشه، بی غیرت،رذیل، خودخواه، مغرور، متکبر، کافر پسند، دین گریز و اسلام ستیز شده اند؟
اینها همه در مقابل جنگ فکری خود شان را تسلیم اهریمن کرده، به شهوات و رذایل نفس لبیک گفته اند، و دشمن هم، بستر جنگ نرم را در خانه های آنهاهموار کرده، از مهمان نوازی صاحب خانه، سخت در حیرت است و با خود میگوید:
﴿در حیرتم که افغانها به چی سادگی در جنگ فکری خود شان را بما فروختند؟﴾
عزیزان گرانقدر!
لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − هفده =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن