۱۰۱ پیشنهاد برای مدیران و مربیان مکتبخانه ها/ بخش دوم

و کودکان - ۱۰۱ پیشنهاد برای مدیران و مربیان مکتبخانه ها/ بخش دوم


گردآوری: خالد کوهی نژاد

۱۶- اهداف و رسالت مکتبخانه در چند بند نوشته شود و بر روی یک پوستر بزرگ در دفتر مدیر یا در مکانی که در معرض دید همگان باشد نصب گردد. تا هر روزه اهداف اصلی برای اعضای مجموعه یادآوری شود و همه آنها بدانند، کاری که انجام می دهند هدفمند است و با برنامه پیش می رود.

۱۷- نام گذاری کلاس ها به اسم قاریان و بزرگان دین. برای مثال کلاس زید بن ثابت، کلاس عبدالله بن مسعود رضی الله عنهما، استاد عبدالباسط ، استاد منشاوی، استاد سعد الغامدی و…

۱۸- نصب سطل آشغال و تعیین جریمه برای کسانی که در محیط آشغال می ریزند.

۱۹- این تفکر اشتباه است که قرآن آموزان چون معمولا کم سن هستند، درک کمتری نسبت به قضایا دارند. بلکه بر عکس به هر آنچه در محیط یا در چهره ما رخ می دهد توجه می کنند و از ذهنشان پاسخ دریافت می کنند. پس لازم است صحبت، نگاه، لبخند و …. را در یک سطح بین همه تقسیم کنیم. اما کسانی که بهترند را با توجه بیشتر، تشویق، وکسانی که تخلف می کنند را با توجه کمتر تنبیه کنیم. باید رابطه ما با شاگردان به گونه ای باشد که بهترین تشویق توجه و بدترین تنبیه کم توجهی ما به آنها باشد.

۲۰—مدیر، یک صندوق در محیط مکتبخانه قرار دهد و به قرآن آموزان و حتی مربیان اعلام کند که آنها این حق را دارند و مجازند هر آنچه که نمی توانند به صورت شفاهی مطرح کنند به صورت کتبی نوشته و در صندوق بیندازند. مدیر در روزهای مشخص آنها را مطالعه و پیگری کند و نتیجه پیگیری را (مگر در مواردی که نباید علنی شود) در جمع (به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بنابر اقتضای وضعیت) بیان نماید.

۲۱- مدیر برخی از مسائل را در بین قرآن آموزان به مشورت بگذارد و از آنها بخواهد که در کلاس یا بعد از زمان مشخصی، راهکارهای خود را ارائه دهند. خیلی وقت ها کودکان و نوجوانان سخنانی می گویند و طرح هایی می دهند که فراتر از تصور ما بزرگتر هاست، مشورت خواستن از قرآن آموزان باعث رشد اعتماد به نفس و علاقه بیشتر آنها به محیط می شود، چون معمولا انسان به جایی بیشتر وابسته می شود که حس می کند در آنجا بیشتر می تواند نفع برساند ، پس این اجازه را به شاگردان خود بدهیم که حس کنند با نظرات خود به سیستم مکتبخانه نفع می رسانند.

۲۲- اجرای برنامه صبحگاه که شامل قرائت قرآن، خواندن یک متن کوتاه و مفید (به صورت چرخشی هر هفته یک نفر از قرآن آموزان این متن را می نویسد)، سخنان ۱۰ دقیقه ای مدیر( که شامل توصیه های لازم، اعلانات و تشویق شاگردان ممتاز هفته گذشته، دادن انرژی برای یک هفته ی شاگردان و مربیان…) و هر برنامه دیگری است که همکاران صلاح ببینند.

۲۳- حداقل هفته ای یک بار (به غیر از جلسات اضطراری) لازم است مدیر با مربیان مکتبخانه جلسه بگیرد و هر آنچه مربوط به سیستم است مطرح شود، و در نهایت اقدام مقتضی صورت گیرد.

۲۴- با زمان بندی مشخص، مدیر و مربیان، جلسات علمی و تربیتی داشته باشند تا اینکه پیوسته از نظر علمی و ایمانی به جلو پیشرفت داشته باشند. برای مثال: ( داشتن تحقیقات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی، بررسی موضوعی آیات قرآن، برای نمونه در طول یک ماه همه آیاتی که به یهود مربوط می شود را بررسی کنند، برنامه هایی برای نماز شب، اذکار، امربه معروف و نهی از منکر و….)

۲۵- هر یک از مربیان در جمع دیگر مربیان و مدیر تدریس کند و در جلسه شورای مربیان در مورد کلاس داری و نوع تدریس آنها تبادل نظر شود.

۲۶- مدیر هفته ای یک بار به نوبت در جمع قرآن آموزان یک کلاس حضور یابد، حرف های آنها را بشنود و مسائل مهم را در دفتریادداشت کاری خود نوشته و پیگیری های لازم را انجام دهد، علاوه بر این کار مهم، شایسته است از این موقعیت مناسب استفاده کرده و بر میزان صمیمیت و اعتماد بیفزاید.

۲۷- بر مربی لازم است، علاوه بر معلوماتی که در کتاب های درسی(منهج) موجود می باشد از منابع دیگر نیز بهره وافی را ببرد و اطلاعت مورد نیاز را در ذهن داشته باشد، تا شاگرد کلاس اول بین استاد و دانش آموز باهوشی که سال گذشته این کتاب را خوانده است، تفاوت قایل باشد.- نکات مربوط به این پیشنهاد: * شایسته نیست که مربی تنها یک شب از قرآن آموز جلو تر باشد.* هر چه داشته های علمی مربی بیشتر باشد، اعتماد و میزان دریافت دانش آموز نیز بیشتر است. *باید در هر درس مطالب تازه ای را بیان کنیم. *گاهی وقت ها یک مانور علمی در کلاس انجام دهیم و اثبات کنیم حداکثر چیزی که آنها در این درس نیاز دارند را می دانیم. *چه خوب است مربی در دل شاگردش یک عالم بزرگ و یک انسان مدرن باشد.

۲۸- با خستگی در کلاس حاضر شدن افتضاح است. مربی باید آنقدر پر انرژی وظیفه اش را انجام دهد که شاگرد هیچ تصوری از خستگی، تنبلی و ضعف در کلاس نداشته باشد.

۲۹- در تدریس از مثال های واقعی که در اطراف ما وجود دارند استفاده کنیم و مثال ها را با موضوع درس به بهترین شکل تطبیق دهیم. برای نمونه: ( بچه ها، اگر به شما بگویند از بین این دو راه فقط یک گزینه را می توانید انتخاب کنید، کدام را انتخاب می کنید؟ یک گوشی لوکس که بعد از چند روز کارایی خود را از دست می دهد روی میز گذاشته شده و یک گوشی به روزتر که هیچ وقت کاراییش را از دست نمی دهد، پنج کیلومتر آنطرف تر قرار دارد و شما فقط با پای پیاده می توانید به آنجا برسید و گوشی را بردارید. کدام را انتخاب می کنید؟؟ داستان زندگی دنیا و آخرت نه به صورت کامل، اما کمی شبیه این مثال است و…).

۳۰- پروژه عمل: داشتن برنامه هایی که با انجام آنها، عمل گرایی را در خود و قرآن آموزان تقویت کنیم. انجام پروژه عمل در حیطه کاری مسئول کمیته فرهنگی و به صورت کلی مدیر است.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − نه =