دسته: داستان آموزنده

قصر شیشه‌ای

  • توسط عادل حیدری
  • ۱۴ روز قبل
  • ۰
نویسنده: محمد امین الجندی ترجمه: عادل حیدری دختر دانشجویی در رشته‌ی روانشناسی مشغول تحصیل بود، سه خواهر داشت که یکی از آن‌ها در دوره‌ی دبیرستان تحصیل می‌کرد و دو خواهر دیگر دوران راهنمایی را پشت سر می‌گذاشتند، پدرشان بقالی کوچکی داشت که از عرق جبینش چندرغازی کسب می‌کرد تا هزینه‌ی تحصیل دخترانش را بپردازد. از […]

شیری در زندان

  • توسط عادل حیدری
  • ۱۹ روز قبل
  • ۰
نویسنده: دکتر جمال پاشا ترجمه: عادل حیدری زمانی که منطق قدرت در مقابل قدرت منطق عاجز می‌ماند، باطل هیچ راهی جز زنجیر و شلاق نمی‌یابد، آنجاست که رایحه‌ی معطر صبرِ درآمیخته با یقین همه جا را فرا می‌گیرد و از رَحِم سختی‌ها امامت در دین متولد می‌شود. آنجاست که حروف مبدل به چراغ‌هایی می‌شود که […]

ملوان قاتل و دختر جوان

  • توسط امیرصادق تبریزی
  • ۲۵ روز قبل
  • ۰
نویسنده: محمود شیث خطاب ترجمه: امیر صادق تبریزی محکوم به اعدام با چوبه ی دار شد ، و حکم به طور علنی در یکی از میدان های بزرگ بغداد اجرا شد و به نزد پروردگارش رفت  همانطور که دیگران می روند . اما قصه چنین شروع نمی شود . قصابی می کرد و بنا به […]

آیا نماز دنیا را تغییر می‌دهد؟

  • توسط ایوب پوزش
  • ۲۷ روز قبل
  • ۰
نویسنده : ایوب پوزش نماز دنیا را تغییر نمی‌دهد، بلکه ما را تغییر می‌دهد تا ما هم دنیا را تغییر دهیم. جوان بودم و جریان‌های فکری همه جا به دنبال ما بودند. دوران سختی بود. در این دوران به همه چیز شک می‌کردم و میان جریان‌های فکری متعدد سرگردان بودم. نوشته‌های گوته، کانت، نیچه و… […]

عالم ، حاکم و خشکسالی

  • توسط عادل حیدری
  • ۱ ماه قبل
  • ۰
ترجمه: عادل حیدری در دوران زمامداری عبدالرحمن الناصر اولین خلیفه‌ی اموی در اندلس، خشکسالی همه جا را فرا گرفت. خلیفه شخصی را به سوی قاضی منذر بن سعید بلوطی روانه کرد تا با مردم نماز طلب باران برگزار کند، وقتی پیک خلیفه به قاضی رسید ایشان خطاب به قاصد فرمود: به من بگو خلیفه خود چه […]

فاجعه

  • توسط عادل حیدری
  • ۲ ماه قبل
  • ۰
نویسنده: محمد امین الجندی مترجم : عادل حیدری – فردا روانه شهر خواهم شد – فرزندم مواظب خودت باش – اندوهگین مباش مادر ،تحصیلاتم را در رشته پزشکی به پایان خواهم رساند تا بدینوسیله بتوانم در کنارت باشم وتو را معالجه نمایم . – الحمد لله چقدر انتظار چنین روزی را می کشیدم . وخوشحالم […]

قاتل پدر

  • توسط امیرصادق تبریزی
  • ۲ ماه قبل
  • ۰
نویسنده: محمود شیث خطاب ترجمه : امیر صادق تبریزی – ۱- با یتیمی بزرگ شده ، وقتی که دوازده ساله بود پدرش فوت کرد ، مادرش که در خانه ی همسایگان کار می کرد سرپرستی او را به عهده گرفت ، باقی مانده ی غذا ها را برایش می آورد تا گرسنه نماند و لباس […]

پدر! گناه من چه بود؟!

  • توسط عادل حیدری
  • ۲ ماه قبل
  • ۰
نویسنده: شیخ محمد الصاوی ترجمه: عادل حیدری ماجد جوان ۱۷ ساله‌ای بود که پدرش یکی از بزرگترین تجار شهرشان بود. در همان اوان ماجد با امام مسجدی که در همسایگی آنها قرار داشت آشنا شد و از محضر او محبت خدا و پیغمبرش را فرا گرفت. نور ایمان از سیمایش نمایان بود و لبخند لحظه‌ای […]

داستان عزیر علیه السلام

  • توسط ماجد احمدیانی
  • ۲ ماه قبل
  • ۰
نویسنده: استاد محمدعلی قطب مترجم: ماجد احمدیانی «عُزَیر پسرجروه» فردی یهودی و بر آیین حضرت موسی و نیکوکار بود. دارای ایمانی عمیق، اخلاقی کریمانه و درونی پاک بود. در میان مردم به صداقت و پاک‌دامنی مشهوربود. تورات را به همان شکلی که بر موسی نازل شده بود، از حفظ داشت، به گونه‌ای که گویی تمام […]

گناه کن اما به چند شرط !

  • توسط عادل حیدری
  • ۲ ماه قبل
  • ۰
ترجمه: عادل حیدری شخصی به نزد ابراهیم بن ادهم آمد و عرض کرد : ای شیخ ، نفسم مرا وادار به ارتکاب گناه می کند مرا پندی ده. ابراهیم خطاب به وی فرمود: آنگاه که نفست تو را وادار به نافرمانی ومعصیت پروردگار نمود ، او را اطاعت نموده و گناه کن وهیچ باکی بر […]
عنوان 1 از 912345 » ...آخر »